فارکس در افغانستان

الگوی بازگشت صعودی

الگوهای برگشتی

الگوی برگشتی شمعی ترکیبی از شمع های ژاپنی است که معمولا بازگشت یک ترند یا روند را نشان می دهند. یکی از مهم ترین مسائلی که برای تشخیص صعودی یا نزولی بودن الگوی برگشتی باید مورد بررسی قرار بگیرد نوع ترند یا روند پیشین است. مثلا هرگز الگوی برگشت صعودی در ادامه یک ترند یا روند صعودی شکل نمی گیرد. می توان مجموعه ای از نمودارهای شمعی داشت که یک الگوی افزایشی را شکل می دهند اما اگر ترند یا روند صعودی باشد این الگو را نمی توان یک الگوی برگشتی شمعی ژاپنی افزایشی نامید.

همینطور در مورد ترند یا روند نزولی در شرایط مشابه نمی توان الگوی برگشتی نزولی داشت. این نشان دهنده یکی از مشکلات قدیمی است که در هنگام تحلیل بازار ظاهر می شود: ترند یا روند از چه نوعی است؟ پیش از این که از الگوهای شمعی استفاده کنید باید بتوانید نوع ترند یا روند را تعیین کنید. همانطور که حجم معاملات برای تعیین نوع ترند یا روند مفید است استفاده از میانگین متحرک نیز در الگوهای شمعی نیز به خوبی عمل می کند. هنگامی که ترند یا روند کوتاه باشد الگوهای شمعی در تشخیص برگشت ترند یا روند کمک زیادی خواهند کرد.

در متون تحلیلی ژاپنی به وجود ۴۰ الگوی برگشتی شمعی اشاره شده است. این الگوها از نوع ساده متشکل از یک شمع تا الگوی پیچیده دارای ۵ شمع و بیشتر متغیر می باشند. کتاب های مرجع خوبی برای الگوهای شمعی وجود دارد که در اینجا به تعدادی از رایج ترین این الگوها اشاره خواهیم کرد.

الگوی ابر سیاه: یک الگوی دو روزه برگشتی است که فقط اخطار برگشتی نزولی ایجاد میکند ( شكل ۱۲ ۶ را ببینید ). این از آن دسته الگوهایی است که نوع متقارن آن نام دیگری دارد ( خط نافذ).

نسخه آنلاین شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

در اولین روز این الگوی یک شمع بلند سفید وجود دارد که ترند یا روند رایج را نشان می دهد و در ادامه ترند یا روند صعودی فعلی را تایید می کند. در روز بر قیمت باز شدن بالای قیمت بالایی روز قبل است که نشانگر حالت صعودی ترند یا روند است. اما در ادامه، معاملات در قیمت های پایین تر صورت می گیرد و قیمت پایانی پایین تر از میانه بدنه روز قبل شکل می گیرد. در اینجا تفکر افزایشی بودن بازار زیر سوال می رود و باعث خروج بسیاری از افراد از معاملات می شود. وقتی در روز دوم قیمت پایانی از قیمت باز شدن پایین تر باشد یک شمع با بدنه سیاه رنگ شکل می گیرد و به این دلیل الگو را ابر سیاه می نامند.

الگوی خط نافذ: این الگو برعکس الگوی ابر سیاه است. الگوی شمعی خط نافذ، اخطار برگشت صعودی ایجاد می کند و در ترند یا روند نزولی شکل می گیرد عکس تمام توضیحاتی که برای الگوی ایر سیاه داده شده در این الگو صادق است. ترند یا روندند جاری نزولی است و اولین شمع یک شمع سیاه بلند است که باعث اطمینان معامله گران به ترند یا روند نزولی است روز بر قیمت در زیر شمع قبلی باز شده و سپس تمام روز در بالای آن معامله می شود و در انتها قیمت پایانی بالای خط میانه بدنه روز قبل شکل می گیرد و از نظر روانی تغییر مهمی در تفکر نزولی بودن ترند یا روند است.

نسخه آنلاین شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

ستاره عصرانه و ستاره صبحی: دو الگوی قوی برگشتی هستند و هر دو دارای سه شمع بوده که فوق العاده عالی عمل می کنند. عکس مطالبی که در مورد تغییر رفتار روانی معامله گران در هنگام مواجهه با الگوی ستاره عصرانه گفته خواهد شد در مورد ستاره صبحی صادق است.

ستاره عصرانه همانطور که از اسم آن برمی آید یک الگوی برگشتی کاهشی است. اولین شمع آن یک شمع بزرگ سفید است که ترند یا روند صعودی جاری را تایید می کند. در هنگام آغاز معاملات روز بعد قیمت با یک شکاف سعودی در بالای بدنه روز قبل شکل می گیرد و معاملات در روز دوم در محدوده کوچکی انجام می شود و قیمت پایانی نزدیکیهای قیمت باز شدن قرار میگیرد ولی همچنان از بدنه شمع قبل بالاتر است. از آنجا که بدنه شمع دوم کوچک است این الگو را ستاره نامیده اند این ستاره از شكاف صعودی یک شمع نسبت به شمع قبلی به وجود آمده است.

نسخه آنلاین شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

نسخه آنلاین الگوی بازگشت صعودی شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

p>سومین و آخرین شمع با یک شکاف نزولی در زیر بدنه ستاره باز شده و در انتهای معاملات در زیر خط میانی بدنه شمع اول بسته می شود.

توضيح قبل یک تعریف کامل از این الگو است. ولی بسیاری از مراجع معتقدند که لازم نیست که این الگو تمام جزئیات را دقیق اجرا کند به عنوان مثال قیمت باز شدن شمع سوم ممکن است با شکاف نزولی همراه نباشد یا اینکه قیمت پایانی شمع سوم به طور کامل زیر خط میانه شمع اول قرار نگیرد. این جزئیات و تفکرات ذهنی هنگامی روی می دهد که نمودار شمعی را شخصا بررسی می کنیم و نه زمانی که از برنامه کامپیوتری برای پیدا کردن الگو استفاده می کنیم. به این خاطر که کامپیوتر از دستورالعمل های واضح و روشن الگوها استفاده می کند و نمی تواند تاثیر های ذهنی را در این امر دخالت دهد.

تشخیص برگشت روند با الگوی کندل پوششی (Engulfing Candle) در نمودار

تشخیص برگشت روند با الگوی کندل پوششی (Engulfing Candle) در نمودار

الگوی کندل پوششی یکی از الگوهای مربوط به تحلیل کندل‌استیک است و در رویکرد «پرایس اکشن» کاربرد زیادی دارد. مهمترین ویژگی الگوی کندل پوششی این است که سیگنال برگشت روند را صادر می‌کند، اگرچه به تنهایی نمی‌توان آن‌ را به طور قطعی نشانه آغاز روند جدید ارزیابی کرد و حتما باید با ابزارهای دیگر برگشت روند تایید شود.

الگوی کندل پوششی از دو کندل تشکیل شده است که یکی از آنها کوچکتر و در جهت روند است و یکی دیگر که کل بدنه کندل قبلی را می‌پوشاند خلاف جهت روند است که معمولا از آن به عنوان یک سیگنال قدرتمند برگشت روند یاد می‌کنند.

تشخیص این الگو در نمودار کندل‌استیک تقریبا ساده است و با چشم به راحتی می‌توان آن را مشخص کرد. این الگو معمولا در نقاط حمایت و مقاومت یک نمودار قیمتی تشکیل می‌شود.

الگوی کندل پوششی دارای دو نوع است: 1. الگوی کندل پوششی صعودی، 2. الگوی کندل پوششی نزولی

الگوی کندل پوششی صعودی

الگوی کندل پوششی صعودی در یک روند نزولی تشکیل می‌شود. نحوه تشکیل آن به این صورت است که در یک روند نزولی و در یک نقطه‌ی حمایتی ابتدا یک کندل نزولی تشکیل می‌شود که در جهت روند است و سپس کندل بعدی که بدنه‌ی آن تمام بدنه‌ی کندل قبلی را می‌پوشاند در خلاف جهت روند تشکیل می‌شود. این الگو تشکیل الگوی کندل پوششی صعودی را می‌دهد که می‌تواند نشانه‌ی برگشت روند و صعودی بودن آن باشد. الگوی کندل پوششی صعودی به شکل زیر است:

12

نکته: در کندل پوششی مهمترین نکته این است که بدنه کندل باید بدنه کندل قبلی را بپوشاند و سایه‌ها در این مورد به حساب نمی‌آیند.

الگوی کندل پوششی نزولی

الگوی کندل پوششی نزولی به لحاظ ساختاری شبیه الگوی کندل پوششی صعودی است اما در جهت عکس. الگوی کندل پوششی نزولی در نقطه مقاومت و در یک روند صعودی تشکیل می‌شود. ابتدا یک کندل در جهت روند یعنی صعودی تشکیل می‌شود و سپس یک کندل که تمام بدنه کندل قبلی را پوشش می‌دهد در خلاف جهت روند ایجاد می‌شود که نشان دهنده برگشت روند و نزولی شدن آن است. به دلیل اینکه سیگنال نزولی شدن روند را صادر می‌کند این الگو را الگوی کندل پوششی نزولی می‌نامند که به شکل زیر است:

13

نکته: در این الگو بدنه کندل پوششی باید بدنه کندل قبلی را بپوشاند و سایه‌ها در اینجا به شمار آورده نمی‌شوند.

تاییدیه الگوی کندل پوششی

تشکیل کندل سوم بعد از الگوی کندل پوششی می‌تواند تایید سیگنال برگشت روند باشد. در واقع کندل تاییدیه می‌تواند میزان قطعیت برگشت روند را افزایش دهد. کندل تاییدیه معمولا بالای کندل بزرگ پوششی صعودی و پایین کندل پوششی نزولی ایجاد می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای گرفتن موقعیت خرید یا فروش منتظر این کندل می‌مانند تا از برگشت روند اطمینان بیشتری حاصل کنند. کندل تاییدیه به شکل زیر است:

14

حد ضرر در الگوی کندل پوششی

بعد از شکل گرفتن کندل سوم که نشانه تایید روند است می‌توان موقعیت خرید یا فروش را اتخاذ کرد. مهمترین بحث در اینجا تعیین حد ضرر در این الگوست. در الگوی کندل پوششی صعودی بسیاری از معامله‌گران حد ضرر خود را پایین‌ترین نقطه کندل پوششی (سایه پایین کندل پوششی) قرار می‌دهند و در الگوی کندل پوششی نزولی و در زمان اتخاذ موقعیت فروش حد ضرر معامله‌گران در بالاترین نقطه کندل پوششی (سایه بالای کندل پوششی) قرار دارد. شکل زیر نقاط حد ضرر در الگوی کندل پوششی صعودی و نزولی را نشان می‌دهد:

آشنایی با الگوهای قیمتی در تجزیه و تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، تغییرات روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود. اگر بخواهیم تعریفش کنیم ، الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خطوط روند و / یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت سیگنالی از تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی بازگشت یا ریورسال (reversal pattern) شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در مسیر فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکات آینده بازار استفاده می کنند.

خطوط روند (Trendlines) در تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط / یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط روند (Trendlines) به تحلیلگران تکنیکال کمک می کند مناطق پشتیبانی (support) و مقاومت (resistance) را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (افزایش ها) یا فرورفتگی های صعودی (کاهش ها) در نمودار ترسیم می شوند. خط روندی که به سمت بالا حرکت می کند یا خط روند صعودی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها (higher high) و (higher low) را تجربه می کنند. خط روند صعودی با اتصال به کف صعودی ترسیم می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه ای رو به پایین باشد ، یک خط روند نزولی نامیده می شود ، و این مورد در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح (lower high) و (lower low) را تجربه می کنند.

بسته به این که چه بخشی از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. در حالی که نظرات مختلفی در مورد اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود وجود دارد ، بدنه کندل بار – و نه فتیله های نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر حرکات قیمت در آنجا اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است نقاط دقیق تری را برای ترسیم خط روند ارائه دهد ، به خصوص در نمودارهای بین روزی که “نقاط دور افتاده” (نقاط داده که خارج از محدوده “عادی” قرار دارند) ممکن است در آن وجود داشته باشند. در نمودارهای روزانه ، نمودارها اغلب از قیمت های بسته شدن (closing price) به جای اوج یا کف ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا طی آخر هفته یا تعطیلات بازار هستند. خطوط روند دارای سه یا چند نقطه ، به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو نقطه ایجاد شده اند.

۱ – روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (higher high) و (higher low) باشند. خطوط روند صعودی حداقل دو تا از کف ها را به هم متصل می کنند و سطح پشتیبانی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

۲ – روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (lower high) و (lower low) باشند. خطوط روند نزولی حداقل دو مورد از اوج ها را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

۳ – (Consolidation) یا بازار جانبی (sideways market) ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه افزایش و کاهش ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر وقفه موقت از یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده را می توان به عنوان یک توقف در طول روند غالب تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی مکث می کنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه در روند نزولی استراحت می کنند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای حدس این که روند ادامه خواهد یافت یا بازگشتی اتفاق می افتد وحود ندارد. به همین ترتیب ، باید هنگام استفاده از خطوط روند برای ترسیم الگوی قیمت به این که شکست قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده اتفاق می افتد ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند تا زمانی که بازگشت تأیید نشده باشد ، تصور کنید که روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگ تر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده، حرکت بیشتر می شود.

اگر قیمت در روند خود ادامه یابد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) شناخته می شود. الگوهای ادامه دهنده معمول عبارتند از:

الگوی پرچم سه گوش (Pennant) ، که با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم شده است

الگوی پرچم (Flag) ، که با دو خط روند موازی ترسیم شده است

الگوی کنج (Wedge) ، که با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه ای به بالا یا پایین دارند ترسیم شده است

الگوی پرچم سه گوش (Pennant)

الگوهای پرچم سه گوش با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت به هم می رسند. یکی از ویژگی های اصلی الگوهای پرچم سه گوش این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی در روند نزولی و دیگری در روند صعودی حرکت می کند. شکل ۱ نمونه ای از یک پرچم سه گوش را نشان می دهد. غالباً ، در هنگام شکل گیری الگوی پرچم سه گوش ، حجم معاملات کاهش می یابد و هنگام خروج قیمت از الگو حجم معاملات افزایش می یابد.

نمودار قیمت قرارداد آتی ۱ دقیقه ای e-mini Russell 2000 که الگوی قیمت پرچم سه گوش ادامه دهنده را نشان می دهد. منبع: TradeStation.

الگوی پرچم (Flag)

الگوهای پرچم با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می شوند که می توانند شیب صعودی ، شیب نزولی یا جانبی (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان وقفه در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی با شیب نزولی و رو به پایین ، وقفه ای را در طی یک بازار روند صعودی نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره ای از کاهش حجم معاملات همراه است ، و با خارج شدن قیمت از الگوی پرچم ، حجم معاملات مجددا به حالت قبل از الگو بازمی گردد.

الگوی کنج (Wedge)

الگوهای کنج شبیه به الگوی پرچم سه گوش هستند زیرا با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا و صعودی یا به سمت پایین و نزولی. الگوی کنجی که زاویه ای به سمت پایین دارد ، وقفه ای را در طول روند صعودی نشان می دهد. کنجی که زاویه ای به سمت بالا دارد ، وقفه موقتی را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانند الگوهای پرچم سه گوش و پرچم ، میزان معمول حجم در هنگام شکل گیری الگوی کنج نیز کاهش می یابد ، حجم معاملات تنها در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از الگوی کنج افزایش می یابد.

الگوی مثلث (Triangle)

الگوهای مثلث از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها در مقایسه با سایر الگوها به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می گیرند. سه الگوی متداول مثلث شامل مثلث های متقارن (symmetrical triangles)، مثلث های صعودی (ascending triangles) و مثلث های نزولی (descending triangles) هستند. شکل گیری این الگوهای نمودار می توانند از دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

الگوهای مثلث های متقارن (symmetrical triangles) وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک می شوند و فقط نشان می دهند که احتمال وقوع یک شکست وجود دارد – و جهت را نشان نمی دهند و فقط زمانی که یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت. الگوی مثلث های صعودی (ascending triangles) دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است و نشان می دهد که به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق می افتد ، در حالی که مثلث های نزولی (descending triangles) دارای یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث هستند که نشان می دهد به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد. بزرگی شکست ها به سمت بالا (breakouts) یا شکست ها به سمت پایین (breakdowns) معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

A broken symmetrical triangle pattern on the chart of FXY.

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handles)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما با تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل “U” باشد که بیشتر شبیه به انحنای کف یک کاسه یا فنجان است بنابراین نباید به شکل “V” با اوج های برابر در هر دو طرف فنجان باشد. “دسته” در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک (pullback) كوتاه كه شبیه به الگوی نمودار پرچم یا پرچم سه گوش است ، شکل می گیرد. پس از تکمیل این الگو ، دارایی مورد نظر ممکن است به سطوح جدید صعود کند و به سقف های جدید دست باید و روند خود را از از قسمت بالاتری ادامه دهد. یک الگوی فنجان و دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

cup and handle with stop loss and entry point

الگوی فنجان و دسته با الگوی بازگشت صعودی نقاط (Buy Point) و (Stop Loss) منبع: TradingView.com

الگوهای بازگشت یا ریورسال (Reversal Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی بازگشت شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که از قدرت گاوها یا خرس ها کاسته شده است. با شکل گیری این الگو ، روندی که از قبل ایجاد شده متوقف می شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف (گاو یا خرس) قدرت گرفته است وارد می شود. به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق یا گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند با یک الگوی بازگشتی متوقف شود ، که فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت خرس ها یا فروشندگان برنده می شوند و این منجر به تغییر روند به نزولی می شود. بازگشت های قیمت که در سقف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار با اشتیاق بیشتری نسبت به میزان خریداری شده به فروش می رسد. در مقابل ، بازگشت های قیمتی که در کف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای ذخیره (accumulation patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار فعال تر از هنگام فروش خریداری می شود. همانند الگوهای ادامه دهنده ، هر چه شکل گیری این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکست قیمت به بالا ، احتمال ایجاد حرکت بزرگتری وجود دارد.

هنگامی که قیمت پس از وقفه ای بازمی گردد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی بازگشت (reversal pattern) شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معمول بازگشت عبارتند از:

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) ، نشان دهنده دو حرکت کوچک تر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگ تر را در بر گرفته است

الگوی سقف دوقلو (Double Tops) ، نمایانگر یک موج افزایشی قیمت کوتاه مدت است که پس از آن یک موج دیگر در تلاش برای شکست مقاومت موج قبلی ناکام می ماند

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) ، نشان دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می ماند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوهای سر و شانه ها می توانند در سقف یا کف بازار شکل بگیرند ، این الگو شامل سه موج (قله یا یک فرورفتگی) است : یک موج اولیه ، که با موج دوم که از موج اولی بزرگ تر است ادامه پیدا می کند و در نهایت با یک موج سوم که از موج دوم کوچک تر است و مشابه موج اول است تکمیل می شود. روند صعودی که توسط الگوی اوج سر و شانه قطع می شود ، ممکن است بازگشت روند را تجربه کند ، و در نتیجه به روند نزولی تغییر کند. برعکس ، روند نزولی که منجر به الگوی سر و شانه (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً بازگشت روند به سمت صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان با اتصال کف ها یا سقف ها ، و قله ها و فرورفتگی هایی که بین سر و شانه ها وجود دارد ، ترسیم کرد ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است. در حین تکمیل الگو ، پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در الگوی سر و شانه ها در کف) یا پایین (در الگوی سر و شانه ها در اوج) خط روند ، ممکن است حجم معاملات کاهش یابد.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

الگوی سقف دوقلو (Double Tops)

الگوی کف و سقف دوقلو نشان دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح پشتیبانی یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، همراه با تلاش دومی که پس از آن ایچاد شده و شکست خورده دیده می شود و در نتیجه بازگشت روند اتفاق می افتد. از طرف دیگر ، کف دوقلو مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند از سطح پشتیبانی قبلی گذر کند ولی در این کار موفق نمی شود و برای بار دوم نیز تلاش ناموفقی برای ورود به سطح پشتیبانی خواهد داشت. این امر اغلب منجر به بازگشت روند می شود ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی کف و سقف سه قلو (Triple tops and bottoms) الگوهای بازگشتی هستند که به اندازه الگوهای سر و شانه ها و یا سقف دوقلو یا کف دوقلو چندان متداول نیستند. اما ، آنها نیز به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای بازگشت روند باشند. این الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه بار سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

شکاف ها (Gaps)

شکاف ها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی در قیمت $ ۵٫۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت ، با اختلاف قیمت ۷٫۰۰ دلار بازگشایی شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های گسست (Breakaway gaps) ، شکاف های فرار (runaway gaps) و شکاف های خستگی (exhaustion gaps) . شکاف های گسست در آغاز یک روند شکل می گیرند ، شکاف های فرار در وسط یک روند شکل می گیرند و شکاف های خستگی نشان از پایان قریب الوقوع یک روند دارند.

نتیجه گیری

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت “دچار وقفه می شود و به اصطلاح استراحت می کند” ، و نشانگر مناطقی است که می توانند منجر به ادامه یا بازگشت روند غالب شوند. خطوط روند در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در قالب هایی مانند پرچم (flags) ، پرچم های سه گوش (pennants) و سقف دوقلو (double tops) ظاهر شوند. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی ایفا می کند ، حجم اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با شکست قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران تکنیکال اغلب برای پیش بینی حرکات قیمت آینده ، از جمله ادامه روند و بازگشت ، الگوهای قیمت را دنبال می کنند.

الگوی کنج

Familiarity with the corner pattern in technical analysis

در مقالات اخیر سعی بر توضیح و تبیین و نحوه بهره جویی از نمودارها، برای ترید بهتر در حوزه ی ارز دیجیتال صورت گرفت. الگو هارمونیک، اندیکاتور ایچیموکو و دیگر الگوها، ابزارهای کیجونسن و تنکانسن را بررسی کرده ایم. واقعیت امر این است که استفاده از الگوها و کندل استیک ها برای فهم بازار، به کاربران و تریدرها این امکان را می دهد که به سهولت بتوانند معاملات خود را انجام دهند. در این مقاله قصد داریم یکی دیگر از الگوهای تحلیل و تفسیر نمودار ها را به نام الگوی کنج را بررسی نماییم. پس با تیم توکن باز همراه باشید.

مفاهیم کلی:

الگوی کنج (Wedge) چیست؟

این الگوی از جهت ظاهر( تیز بودن نوک آن) مانند مثلث متقارن می باشد. باید بدانیم الگوی کنج در ناحیه ای به نام رأس، که به واسطه ی دو خط روند همگرا به یکدیگر رسیده باشند، شناخته می شود.
اما باید دانست که تفاوت کنج ها با مثلث متقارن، در آن است که الگوی کنج دارای شیب قابل توجه ای می باشد. این الگو عموماً شیب قابل مشاهده ای در یکی از جهات بالا یا پایین دارد. باید بدانیم شیب الگوی کنج همانند الگوی پرچم، در عکس جهت حرکت اصلی روند پیش از رخداد آن می باشد. پس هروقت شیب کنج مایل به پایین باشد از این الگو انتظار صعود و اگر شیب مایل به بالا باشد، انتظار نزول را از این الگو داریم.

الگوی کنج

انواع الگوی کنج

الگوی کنج، انواع مختلفی دارد که عبارتند از: مثلث، پرچم، کنج صعودی و کنج نزولی که در ذیل به شرح هر کدام می پردازیم.

Triangle pattern

این الگو در دسته ی الگوهای ادامه دهنده یا بازگشتی کوتاه مدت دسته بندی می شود. البته باید خاطر نشان شد که در اکثر اوقات در دسته ی ادامه دهندگی قرار گرفته و ایفاگر این نقش می باشد. عموماً این شمایل الگو، قریب به یک تا سه ماه به طول می انجامد تا در نمودار قیمتی تشکیل شود. اما هنگامی که شکل های مثلثی به وجود بیایند، به طور تقریبی حجم تریدها هم صعودی می شود.

Flag pattern

همانطور که از نام این الگو پیدا می باشد باید بدانیم که یک الگوی ادامه دهنده است که شامل میله و بدنه می باشد. و زمانی که در نقطه ای قیمت، حرکت اصلاحی بخورد، به آن بدنه ی پرچم گفته می شود.

wedge pattern

الگوی کنج هم قادر است جزو دسته ی الگوهای ادامه دهنده و هم الگوهای بازگشتی باشد که این الگو به دو شمایل نزولی و صعودی در چارت به وجود می آید.
اما لازم است خاطر نشان شویم که الگوی کنج اگرچه در اصل یک الگوی بازگشتی می باشد. اما در اکثر مواقع ادامه دهنده به شمار می آید. آن هم زمانی است که قیمت ها در موقعیت اصلاحی قرار می گیرند.
اما اساس شکل گیری این الگو که صعودی (Rising Wedge) یا نزولی (Falling Wedge) باشد، بر مبنای شکل ظاهری این الگو نام خواهد گرفت.

Ascending wedge pattern

این الگو از دو خط همگرا که میل حرکت به سوی بالا دارند تشکیل شده است. به طور کلی اگر این خطوط را ادامه دهید همدیگر را قطع می کنند. در این جا لازم است بدانیم به طور قطع باید حداقل دو تا از پرایس ها به هر دو خط همگرا (هم کف و هم سقف)برخورد کنند؛ در واقع همان خط هایی هستند که به صورتی نقش حمایتی و مقاومتی را در این الگو ایفا می کنند.

در واقع اینگونه می توان بیان کرد که هر چه مقدار برخورد قیمتی به پایین و بالای این الگو افزایش یابد، این الگو معتبرتر خواهد بود. ضمن آنکه اگر حداقل دو برخورد را دارا نباشد، باید بگوییم که از اعتبار چندان مطلوبی برخوردار نیست و نخواهد بود.
نکته ی مهم دیگر در الگوی کنج صعودی آن است که باید اجازه دهیم کنج صعودی بازگشتی، به تکامل برسد، سپس اقدام به فروش بنمایید.
و این الگو زمانی به تکامل می رسد که ضلع پایینی آن شکسته شود و این شکست، یک شکست پر قدرت تلقی شود.
پس صبور باشید. اگر شکست به اندازه ی کافی پر قدرت نباشد دچار پولبک می شود و به پرایس پیشین بر می گردد. اما اگر این دفعه شکست قدرتمندتری رخ داد، برای فروش می توانید اقدام کنید.

الگوی کنج

Descending wedge pattern

الگوی کنج نزولی از از دو خط همگرا که میل حرکت به سوی پایین دارند تشکیل شده است. در حقیقت با تداوم این دو خط مشاهده خواهیم کرد که یکدیگر را قطع می کنند.
در این جا لازم است بدانیم به طور قطع باید حداقل دو تا از پرایس ها به هر دو خط همگرا، هم کف و هم سقف برخورد کنند؛ در واقع می توان اینگونه بیان کرد که هر چقدر مقدار برخورد قیمتی به سطوح حمایتی و مقاومتی بیش تر شود، این الگو از اعتبار بالاتری برخوردار خواهد بود.

پس قاعدتاً باید بدانیم هنگامی که این برخورد به حداقل میزان خودش نرسد ارزش ریسک و خطر کردن را نخواهد داشت. باید دانست نکته ی حائز اهمیت دیگر در الگوی کنج نزولی آن است که باید اجازه دهیم ، به تکامل برسد سپس اقدام به خرید بنمایید زیرا این امر موجب می شود ضلع بالایی اش با قدرت بیشتری شکسته شود.

پس صبور باشید. اگر شکست به اندازه ی کافی پر قدرت نباشد دچار پولبک یا برگشت روند می شود و به پرایس پیشین بر می گردد، اگر این دفعه که شکست قدرتمندتری رخ داد برای خرید می توانید اقدام به پوزیشن گیری کنید.

الگوی کنج

تفاوت الگوی کنج با مثلث و پرچم

همانطور که می دانیم، در الگوی کنج شیب خطوط همگرا در یکی از جهات بالا یا پایین قرار خواهند داشت؛ یعنی آنکه عموماً شیب در این جا بر عکس جهت حرکت، قبل از اتفاق افتادن آن است؛ یعنی در اکثر مواقع بازگشتی می باشد. اما باید بدانیم در شمایل الگوی مثلث، همانند مثلث متقارن اکثر مواقع ادامه دهنده می باشد و خط های همگرا،خودشان روی چارت قیمتی به یک دیگر ادغام شده و تشکیل دهنده مثلث می شوند. اما در شکل کنج، تریدر خود باید به تدوام خط ها بپردازد تا یکدیگر را قطع نمایند.
باید دانست الگوی پرچم سه گوش بوده و شباهت بسزایی با الگوی مثلث متقارن دارد که شروع آن به گونه ای عریض است اما به صورت مخروطی شکل به انتها می رسد. عموماً این الگو دارای شیب نیست. برخی شرایط واکنش های زیاد و کم مشخصی وجود ندارد تا قادر باشید یک خط روند برای آن تعبیه کنید. در این شرایط، پرایس، تنها در بین دو خط همگرا به مسیر خود تداوم می بخشد که آن هم به گونه ی صعودی و هم نزولی وجود خواهد داشت.

مدت زمان شکل گیری الگوی کنج

این الگو عمومآ و به طور تخمینی، در مدت زمان تقریبی 1 تا 3 ماه تشکیل می شود. آنچه لازم است در مورد الگوی کنج بدانیم، آن است که در الگوی کنج نزولی قادر به رویت صعودی شدن قیمت ها و خلاف این موضوع، در الگوی کنج صعودی قادر به رویت نزول قیمت هستیم.
باید اذعان کنیم که الگوی کنج و الگوی مثلث هر دو شامل الگوهای اصلاحی هستند و این دو الگو، دارای 5 موج می باشند که بعد از پایان موج پنجم و انتهای اصلاح، روند سهم تداوم می یابد.

عملکرد کنج به عنوان الگوهای برگشتی

در بیشتر مواقع الگوی کنج در تداوم روند ایجاد شده شکل می گیرد و سبب تداوم روند می شود. اما باید بدانیم کنج ها قادرند در سقف یا کف به وجود بیایند و اخطار بازگشت روند تلقی شوند. اما باید عنوان کرد که این امر، رخدادی رایج محسوب نمی شود. چارتیست، امکان دارد در تقارن انتهای یک روند افزایشی به طور واضح تشکیل یک کنج صعودی را مشاهده گر باشد.
همانطور که می دانیم شیب کنج در یک روند صعودی می بایست رو به افت و پایین باشد. ضمن آنکه داشتن یک کنج صعودی، یک سر نخی برای چارتیست محسوب می شود که می تواند وی را به نتیجه ای برساند، که پیامد الگوی کنج یک روند نزولی خواهد بود نه یک روند صعودی. زمانی که یک الگوی کنج نزولی در کف تشکیل الگوی بازگشت صعودی شود به این معنی است که به احتمال قوی روند نزولی پیشین رو به پایان است.

الگوی چکش ✓ مرد دار آویز ✓ چکش معکوس و ستاره دنباله دار

کندل چکش

در این مقاله، کندل یا همان الگوی چکش را به همراه چندین الگوی تک کندلی دیگر آموزش خواهیم داد. این درس، در حقیقت بخشی از آموزش فارکس بوده که می‌توانید مطالعه کنید. حال که با الگوهای کندل استیک پایه مانند فرفره (Spinning tops)، مارابوزو و دوجی آشنا شدید، بیایید ببینیم چگونه می‌توان الگوهای شمعی ژاپنی تک کندلی را تشخیص داد. ظاهر شدن این کندل‌ها برروی نمودار، می‌تواند حاکی از برگشت احتمالی بازار باشد. در اینجا، چهار الگوی شمعی ژاپنی پایه را معرفی کرده و آموزش می‌دهیم.

الگوی چکش و کندل مرد آویزان

کندل چکش و کندل مرد آویزان دقیقا شبیه به هم بوده، اما بسته به عملکرد حرکات قیمتی در گذشته، معانی کاملاً متفاوتی دارند. هر دو دارای اندام قلمی و زیبا (سیاه یا سفید)، سایه‌های بلند در پایین و سایه‌های کوتاه در بالا هستند و گاهی حتی اصلا سایه ندارند.

الگوی شمعی چکش و مرد دارآویخته

نمونه کندل مرد آویزان

کندل مرد آویزان

کندل چکش یک الگوی برگشتی صعودی است که در طول روند نزولی شکل می‌گیرد. وجه تسمیه آن بدلیل آن است که بازار در حال چکش کاری کف است. هنگامیکه قیمت در حال کاهش است، شکل گیری چکش‌ها نشان می‌دهند که قیمت نزدیک کف بوده و قیمت دوباره شروع به افزایش می‌کند. سایه بلند در پایین حاکی از آنست که فروشندگان، قیمت‌ها را پایین می‌کشند، اما خریداران توانسته‌اند بر این فشار فروش غلبه کرده و کلوز قیمت (قیمت بسته شدن) در نزدیکی قیمت باز شدن خورده است.

فقط به این دلیل که در روند نزولی شکل الگوی چکش را مشاهده کردید به این معنا نیست که باید درجا سفارش خرید وارد کنید! پیش از ارسال سفارش و فرمان حمله، برای اطمینان از روند صعودی نیاز به تایید بیشتری است. یک نمونه رایج از تأیید این است که باید صبر کرد تا یک کندل سفید در بالای قیمت باز شدن کندل چکش بسته شود.

چگونه کندل چکش را تشخیص دهیم؟

  • سایه بلند تقریباً باید دو یا سه برابر بدنه باشد.
  • سایه بالایی کم یا عدم وجود سایه
  • بدنه کندل در انتهای بالایی کندل باشد.
  • رنگ بدنه مهم نیست.

کندل مرد آویزان

مرد آویزان یا مرد دار آویز یا مرد به دار آویخته یک الگوی نزولی برگشتی است که می‌تواند نشان دهنده سطح مقاومت قوی یا سقف باشد. هنگامیکه قیمت در حال افزایش است، شکل گیری یک کندل مرد آویزان نشان می‌دهد که تعداد فروشندگان در حال پیشی گرفتن از خریداران است. سایه بلند در پایین نشان می‌دهد که فروشندگان در طول سشن معاملاتی، قیمت‌ها را پایین کشیده اند. خریداران توانستند قیمت را تا حدودی بالا آورند، اما فقط تا نزدیکی قیمت آغازین. چنین چیزی باید به مثابه زنگ خطر باشد، چراکه به ما می‌گوید دیگر خریداری برای تامین قدرت حرکت لازم برای افزایش قیمت وجود ندارد.

نحوه تشخیص الگوی مرد آویزان

معیارهای تشخیص الگوی مرد آویزان:

  • سایه بلند در پایین که تقریبا دو یا سه برابر بدنه است.
  • سایه کوتاه در بالا یا عدم وجود سایه.
  • بدنه در انتهای بالایی کندل قرار دارد.
  • رنگ بدنه مهم نبوده، گرچه بدنه سیاه بیش از بدنه سفید اشاره به روند نزولی دارد.

کندل چکش معکوس و شوتینگ استار

شکل چکش معکوس و شوتینگ استار (ستاره دنباله دار) نیز همانند هم هستند. تنها تفاوت بین آنها این است که آیا شما در یک روند نزولی هستید یا یک روند صعودی. چکش معکوس یک کندل برگشتی صعودی است. شوتینگ استار یک کندل برگشتی نزولی است. هر دو کندل ریز اندام (پر یا توخالی)، دارای سایه‌های بلند در بالا و سایه‌های کوچک در پایین یا بدون سایه هستند.

الگوی چکش معکوس و شوتینگ استار

نمونه کندل چکش معکوس و شوتینگ استار

الگوی چکش معکوس در روند نزولی و ستاره دنباله دار در روند صعودی ظاهر می شود

کندل چکش معکوس در زمانی که قیمت کاهش یافته باشد، اشاره به احتمال تغییر جهت روند دارد. سایه‌بلند در بالای آن نشان می‌دهد که خریداران سعی کرده‌اند قیمت را بالاتر ببرند. با این حال، فروشندگان که ناظر و شاهد عملیات خریداران بوده‌اند، گفته‌اند: “بیخود!” و سعی در پایین آوردن قیمت کرده‌اند. خوشبختانه، خریداران صبحانه بمیزان کافی خورده بوده‌اند و موفق به بستن سشن معاملاتی در نزدیکی محل باز شده می‌شوند. از آنجا که فروشندگان قادر نبودند قیمت را پایین‌تر ببندند، این نشان می‌دهد که هرکسی که می‌خواست بفروشد، تا حالا فروخته است. و اگر دیگر فروشنده‌ای نیست، پس چه کسی هست؟ خریداران.

شوتینگ استار یک الگوی برگشتی نزولی است که همانند چکش معکوس بوده، اما وقتی رخ می‌دهد که قیمت در حال افزایش است. شکل آن نشان می‌دهد که قیمت در پایین ترین حد خود در این کندل باز شده، یک رالی قیمتی رفته اما مجدد به پایین کشیده شده است. این بدان معناست که خریداران سعی در بالا انداختن قیمت داشتند، اما فروشندگان وارد بازار شدند و قدرت نمایی کرده‌اند. این صراحتا یک نشانه نزولی است چراکه نشان می‌دهد دیگر خریداری باقی نمانده و سر همگی را بریده‌اند.

جمع بندی الگوی چکش

اینها 4 الگوی بسیار پر تکرار در بازار هستند. شناخت دقیق آنها می تواند در تحلیل ها به شما کمک زیادی کند. اینکه اسم این الگوها چکش است یا مرد دار آویز اهمیتی ندارد. مهم این است که بدانید اینها الگوهای بازگشتی هستند و زنگ هشدار را برای یک روند بازگشتی احتمالی به صدا در می آورند. شما می توانید این 4 الگو را در چکش و چکش معکوس خلاصه کنید. این نکته را قبلا گفتیم و دوباره تکرار می‌کنیم: وقوع این الگوها در بازار تضمینی برای بازگشت نیست. حتما قبل از ورود به معامله تاییدیه‌های بیشتری دست و پا کنید. برای یادگیری الگوهای کندل استیک می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید.

تفاوت کندل چکش و مرد به دار آویخته

هر دو الگو، دارای سایه‌های بلند در قسمت پایینی هستند و سایه‌ی بالای آن‌ها بسیار کوتاه بوده و یا حتی ندارند. تفاوت کندل چکش و مرد به دار آویخته در روند قبل از شکل‌گیری این تک کندل است. اگر در قیمت در روند نزولی باشد، کندل چکش ایجاد شده و اگر بازار در روند صعودی باشد، الگوی مرد به دار آویخته (یا مرد آویزان) ایجاد شده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا