فارکس در افغانستان

تعریف Price Action

خط نارنجی SMA و خط آبی EMA را نشان میدهد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

بسیاری از تریدرها از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی روند بازار در آینده استفاده می‌کنند. اما این نوع تحلیل تا چه اندازه دقیق و کاربردی‌ است؟ چرا باوجود اینکه بسیاری از افراد تکنیک‌های آن را استفاده می کنند باز هم دچار اشتباه می‌شوند و ضرر می کنند؟ در این مقاله در مورد ماهیت تحلیل تکنیکال، ابزارهای رایج و نکات فنی مربوط به آن می‌خوانید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت در بازار بر اساس بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات است. در بازارهای سنتی مانند بازار سهام و بورس اوراق بهادار از تحلیل تکنیکال به طور گسترده استفاده می‌شود. جالب است بدانید این روش یکی از اجزای اصلی در بازار ارزهای دیجیتال است.

تحلیل تکنیکال روی داده‌های تاریخی قیمت یا پرایس‌اکشن (Price Action) تمرکز فراوانی دارد. بنابراین از آن به عنوان ابزاری برای بررسی نوسانات قیمت و بررسی اطلاعات مربوط به حجم یک دارایی استفاده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای شناسایی روندها و فرصت‌های مناسب برای کسب سود از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

ریشه ابتدایی «تحلیل تکنیکال» به قرن هفدهم در «آمستردام» و قرن هجدهم در «ژاپن» بازمی‌گردد؛ اما آنچه امروز با مفهوم تحلیل تکنیکال با آن مواجهیم مربوط به فعالیت‌‌های چارلز داو «Charles Dow»؛ روزنامه‌نگار حوزه اقتصادی و مؤسس وال‌استریت ژورنال است. او از اولین کسانی بود که روندهای قابل بررسی و مجزا در دارایی‌ها و حرکت بازار در مسیرهای خاص را کشف کرد. مدتی بعد فعالیت‌های او منجر به ایجاد «تئوری داو» شد که تحولات بیشتری در تعریف Price Action تحلیل تکنیکال ایجاد کرد.

در ابتدا تحلیل تکنیکال بر پایه دست‌نویس‌ها و محاسبات دستی بود، اما با پیشرفت تکنولوژی و دستیابی به محاسبات مدرن، گسترده‌تر شد و اکنون به ابزار مهمی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران تبدیل شده است.

تحلیل تکنیکال چگونه کار می‌کند؟

همانطور که اشاره شد تحلیل تکنیکال از اساس بر پایه مطالعه قیمت فعلی و تاریخچه قیمت‌های قبلی یک دارایی است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که نوسانات قیمت یک دارایی به طور اتفاقی رخ نمی‌دهد و به طور کلی این نوسانات با گذشت زمان به روندهای قابل شناسایی تبدیل می‌شوند.

در واقع تحلیل تکنیکال، شدت تحمیل (نفوذ) بازار بر عرضه و تقاضا را بررسی می‌کنند. که این بازتابی از تمایلات کلی بازار است. به عبارت دیگر قیمت یک دارایی چیزی جز کشمکش میان نیروی فروش یا خرید بر یکدیگر نیست. این نیروها با احساسات معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیکی دارد. (به خصوص درباره‌ی ترس و طمع).

نکته قابل تامل درباره تحلیل تکنیکال این است که درصد خطای آن در بازارهایی که شرایط عادی و حجم و نقدینگی بالا دارند، بسیار پایین و پیش‌بینی‌ آن قابل اطمینان‌تر است. بازارهای پرحجم کمتر در معرض دست‌کاری قیمتی قرار دارند و تاثیرپذیری آن‌ها از موارد غیرعادی خارجی کمتر است؛ نتیجه چنین شرایطی این است که سیگنال‌های غلط در آن کمتر ایجاد می‌شود و تحلیل تکنیکال نقش پررنگی در آن‌ها دارد.

شاخص‌ها و اندیکاتورهای متداول تحلیل تکنیکال

معامله گران به منظور بررسی موشکافانه‌ی قیمت‌ها و در نهایت یافتن فرصت‌های مطلوب از انواع مختلفی از ابزارهای نموداری (چارت محور) که به اندیکاتور یا شاخص معروف هستند، استفاده می‌کنند. آنها به کمک اندیکاتور یا شاخص‌های تکنیکال، توانایی شناسایی روندهای موجود را پیدا کرده و اطلاعات روشن و هوشمندانه‌ای از روندهایی که ممکن است در آینده پدیدار شوند، پیدا می‌کنند. از آنجایی که این شاخص‌ها و اندیکاتورها همیشه درصدی خطا دارند، برخی از معامله‌گران همزمان از چندین شاخص یا اندیکاتور به عنوان راهی برای کاهش خطرات(ریسک) استفاده می‌کنند.

سرفصل‌های این آموزش

میانگین متحرک ساده (SMA)

معمولا معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی برای تعیین روند بازار بر اساس نمودارها و تاریخچه قیمت‌ها به کار می‌برند.

در بین تعداد زیادی اندیکاتور، میانگین متحرک ساده (SMA) یکی از پرکاربردترین و معروف‌ترین اندیکاتورهای مورد استفاده‌ی تریدرها است. همانطور که از نامش پیداست، قیمت‌های پایانی یک دارایی در یک بازه زمانی تعیین شده را محاسبه می‌کند؛ به بیان دیگر (SMA)، متوسط قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی مشخص است.

خط نارنجی SMA که در بسیاری از نقاط به عنوان خطوط حمایت و مقاومت عمل کرده است.

نحوه‌ی استفاده SMA:

به طور کلی اگر قیمت بالای خط میانگین متحرک باشد، گفته می شود که روند صعودی است و برعکس اگر قیمت پایین خط میانگین باشد، روند نزولی است. اما این تمام ماجرا نیست. گاهی یک خبر می‌تواند باعث تغییر روند بشود. به این معنی که با وجود اینکه خط میانگین متحرک به شما سیگنالی برای خرید یا فروش می‌دهد، اما بازار طبق پیش‌بینی شما پیش نمی رود. راه‌حل چیست؟

شما میتوانید همزمان با چند شاخص میانگین متحرک کار کنید تا روند بازار را بهتر پیش بینی کنید.

میانگین متحرک نمایی (EMA)

میانگین متحرک نمایی (EMA) نسخه اصلاح شده از میانگین متحرک ساده (SMA) است. در این اندیکاتور قیمت‌های بسته شده‌ی اخیر، وزن بیشتری نسبت به قیمت‌های قدیمی‌تر دارند؛ به بیانی دیگر «میانگین متحرک‌نمایی» همان «میانگین وزنی متوسط قیمت» است که قیمت‌های اخیر، وزن بیشتری را در محاسبه دربرمی‌گیرند.

خط نارنجی SMA و خط آبی EMA را نشان میدهد.

به زبان ساده، میانگین متحرک نمایی از میانگین متحرک ساده سریع‌تر به تغییر قیمت واکنش نشان می‌دهد. از طرفی می‌دانیم، هر چه شما سریع‌تر روند بازار را تشخیص بدهید، می‌توانید سود بیشتری هم بدست بیاورید. اما نقطه ضعف میانگین متحرک نمایی این است که همانطور که سرعت آن در نمایش روند بالاست، می تواند به خطا نوسانات قیمتی را به صورت تغییر روند نمایش دهد. و این باعث می شود که کمتر قابل اتکا باشد.

میانگین متحرک نمایی برای افرادی که به صورت کوتاه‌مدت معامله می‌کنند گزینه‌ی بهتری است. خیلی از تریدرها از هر دو میانگین به صورت همزمان استفاده می‌کنند تا درک بهتری از روند بازار پیدا کنند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص دیگری که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاخص قدرت نسبی (RSI) است که زیرمجموعه‌ای از اسیلاتورها شناخته می‌شوند. برخلاف میانگین متحرک ساده که به سادگی تغییرات قیمت را در طول زمان دنبال می‌کند، اسیلاتورها فرمول‌های ریاضی را روی داده‌های قیمتی اعمال کرده و خروجی آن‌ها در محدوده‌هایی از پیش تعیین شده قرار می‌گیرد. در مورد RSI، این محدوده از ۰ تا ۱۰۰ است.

در این تصویر RSI در محدوده‌ی ۶۰ قرار دارد.

نحوه‌ی استفاده از RSI:

  • RSI زیر ۳۰ سیگنال خرید: عددهای زیر ۳۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد فروخته شده است. خیلی از تریدرها این نقطه را مناسب برای خرید می‌دانند. چون به اندازه ی کافی این ارز فروخته شده و به احتمال زیاد زمان اصلاح و صعودی شدن بازار است.
  • RSI بالای ۷۰ سیگنال فروش: عددهای بالای ۷۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز زیادی خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد. چون بسیاری از خریداران برای اینکه سود خود را گرفته اند دارایی‌هایشان را می‌فروشند.

شاخص Stochastic RSI

علاوه بر ابزارهای ابتدایی و ساده در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورهایی وجود دارند که برای تولید داده نیازمند چندین اندیکاتور دیگر هستند. برای مثال برای محاسبه اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic RSI)، یک فرمول ریاضی به RSI معمولی اضافه می‌شود و نتیجه آن با توجه به (RSI) و آن فرمول ریاضی محاسبه می‌شود.

در تصویر بالا شاخص Stoch RSI در زیر بازه ۲۰ قرار دارد و انتظار می‌رود که با اصلاح قیمتی به سمت بالا حرکت کتد.

نحوه‌ی استفاده Stoch RSI:

استوکستیک RSI، مانند RSI از شاخص‌های اسیلاتور است، که بین بازه ی ۰ تا ۱۰۰ در نوسان است.

  • اگر شاخص به زیر ۲۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از اندازه فروخته شده است و احتمال صعود قیمت وجود دارد.
  • اگر شاخص بالای ۸۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد.
  • از خط میانی ۵۰ میتوان برای تشخیص روند بازار استفاده کرد. بالای ۵۰ روند صعودی و پایین ۵۰ روند نزولی را می‌توان انتظار داشت.

باند بولینجر (Bollinger Bands)

شاخص باند بولینجر (Bollinger Bands) نوع دیگری از اسیلاتورها است که در بین معامله‌گران محبوبیت بسیاری دارد. باند بولینجر برای پیش‌بینی وضعیت احتمالی بیش‌خرید (overbought) یا بیش‌فروش (oversold) و همچنین اندازه‌گیری نوسانات بازار استفاده می‌شود.

به زبان ساده این شاخص به ما می گوید که با بازاری ساکت سروکار داریم و یا بازاری پرنوسان و شلوغ:

  • زمانی که بازار آرام است، پهنای باند کوچک میشود.
  • زمانی که بازار پرنوسان است، پهنای باند بزرگ می شود.

همانطور که مشخص است، قیمت بعد از برخورد با باند بالایی به سمت خط میانی حرکت کرده است.

باند بولینجر از سه خط تشکیل شده است:

  • باند بالایی
  • خط میانی
  • باند پایینی

خط میانی همان خط میانگین تعریف Price Action متحرک ساده است. خطوط بالایی و پایینی، انحراف معیارهای حول خط میانی هستند. در اینجا قصد نداریم انحراف معیار یا فرمول‌های این شاخص را بازگو کنیم، بلکه نحوه‌ی استفاده از این شاخص را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه‌ی استفاده BB:

به طور کلی قیمت تمایل دارد که به سمت خط میانی حرکت کند. این تمام کاربرد و نکته ی مهم استفاده از شاخص بولینجر است.

  • اگر قیمت خیلی صعودی و به خط بالایی باند برسد، احتمال بازگشت و ریزش به سمت خط میانی وجود دارد.
  • اگر قیمت خیلی ریزشی و به خط پایینی نزدیک شود، احتمال بازگشت و صعود به سمت خط میانی وجود دارد.

به بیانی ساده‌تر، از باند بولینجر برای تشخیص خطوط مقاومت و حمایتی استفاده می‌شود.

شاخص مکدی (MACD)

مثال دیگر اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) است که به اختصار MACD نامیده می‌شود.

تمایز خط آبی از خط سیگنال به راحتی ممکن نیست، و سیگنال خیلی قوی به ما نمی‌دهد. اما خطوط بالای هیستوگرام قرار دارند.

به طور کلی مکدی با سه خط (سه مفهوم) نمایش داده می‌شود.

  • خط اول میانگین متحرک سریع‌تر را نشان می‌دهد. (خط آبی)
  • خط دوم میانگین متحرک کندتر را نشان می‌دهد. (خط قرمز- خط سیگنال)
  • خط سوم اختلاف بین خط اول و دوم را نمایش می‌دهد. (هیستوگرام-سفید)

تریدرها از این خطوط، سیگنال‌های خرید یا فروش را دریافت می‌کنند. چطور؟

نحوه‌ی استفاده MACD:

زمانی که خط اول (آبی)، خط سیگنال (قرمز) را قطع می‌کند، و به بالا یا پایین آن حرکت می‌کند، سیگنال خرید یا فروش استخراج می‌شود.

  • سیگنال خرید: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به بالای آن حرکت کند.
  • سیگنال فروش: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به پایین آن حرکت کند.

اما این سیگنال‌ها خیلی قوی نیستند، و در بسیاری از موارد با تغییر قیمت روند باز هم تغییر می‌کند.

خط میانی یا هیستوگرام ابزاری است برای تقویت سیگنال‌ها:

  • اگر سیگنال صعودی و در بالای خط میانی باشد، سیگنال خرید قوی‌تر است.
  • اگر سیگنال نزولی و در پایین خط میانی اتفاق بیفتد، سیگنال فروش قوی‌تر است.

در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که مک‌دی با اختلاف بالای خط میانی (هیستوگرام) است.

سیگنال‌های معاملاتی

به طور کلی اندیکاتو‌رها دید خوبی نسبت به روندهای کلی بازار به یک معامله‌گر می‌دهد، اما از آن‌ها می‌توان برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج (سیگنال خرید یا فروش) هم استفاده کرد؛ این سیگنال‌ها ممکن است در شرایط خاصی در نمودار یک اندیکاتور ایجاد شوند.

همانطور که قبلاً بحث شد، سیگنال‌های معاملاتی تولید شده از سوی تحلیل تکنیکال همیشه دقیق نیستند و همیشه باید درصدی را برای خطا (سیگنال‌های غلط) از جانب اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال در نظر گرفت. این امر کمی در بازار ارزهای دیجیتال نگران‌کننده است؛ چون در این بازار، دارایی‌ها حجم کمتری دارند و طبعا نوسانات بیشتری را نسبت به بازارهای سنتی تجربه می‌کنند.

نقدی مخالف بر تحلیل تکنیکال

گرچه امروزه تحلیل تکنیکال به طور گسترده در بازارهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد اما از نظر بسیاری از متخصصان، تحلیل تکنیکال روشی بحث‌برانگیز و غیر‌قابل اعتماد است. به عبارتی گفته می شود که چون افراد زیادی به آن فکر می‌کنند، وقایع رخ می‌دهد. منتقدان معتقدند در شرایط بازارهای مالی اگر تعداد زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران به انواع یکسانی از شاخص‌ها مانند خطوط حمایت و مقاومت اعتماد کنند، احتمال عملکرد صحیح این شاخص‌ها افزایش می‌یابد.

از طرف دیگر بسیاری از طرفداران تحلیل تکنیکال معتقدند که هر تحلیل‌گر با روش خاص خود و با استفاده از اندیکاتورهای مختلف و زیاد، نمودارها را تجزیه و تحلیل می‌کند. این بدان معناست که عملا استفاده از یک استراتژی خاص و یکسان برای تعداد زیادی از معامله‌گران غیرممکن است.

تحلیل بنیادین در مقابل تحلیل تکنیکال

پیش‌فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌های حال حاضر در بازار تمام عوامل بنیادی مربوط به یک دارایی خاص را منعکس می‌کند. بر خلاف رویکرد تحلیل تکنیکال که عمدتا بر داده‌های قیمتی و تاریخچه قیمتی و حجم (نمودارهای بازار) متمرکز است، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال به تحقیق گسترده پیرامون عوامل کیفی پروژه اصرار دارد.

در تحلیل بنیادین، دیدگاه این است که عملکرد آینده یک دارایی به چیزهایی بیش از داده‌های تاریخی وابسته است؛ اساساً تحلیل بنیادین روشی است که برای برآورد ارزش ذاتی یک شرکت، یک تجارت یا یک دارایی استفاده می‌شود. در این تحلیل طیف گسترده‌ای از شرایط خرد و کلان اقتصادی مانند مدیریت و شهرت شرکت، رقابت در بازار و نرخ رشد و سلامت صنعت در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین، ممکن است این‌گونه در نظر بگیریم که برخلاف تحلیل تکنیکال که عمدتا به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی عملکرد قیمت و رفتار بازار استفاده می‌شود، تحلیل بنیادین با در نظر گرفتن زمینه و پتانسیل‌های موجود در یک دارایی، می‌تواند برای یک تحلیل‌گر مشخص کند که آیا یک دارایی بیش از حد ارزش‌گذاری شده یا خیر. درحالی که بیشتر معامله‌گران کوتاه مدت ترجیح می‌دهند از تحلیل تکنیکال استفاده کنند، ترجیح مدیران صندوق‌ها و سرمایه‌گذاران بلند مدت، تحلیل بنیادین است.

یک مزیت مهم در تحلیل تکنیکال این است که به داده‌های کمی متکی است. بنابراین چارچوبی بی‌طرفانه برای تحقیق عینی از تاریخچه قیمتی فراهم می‌کند و برخی حدس و گمان‌ها که با رویکرد کیفی‌ در تحلیل بنیادین ارائه می‌شود را از بین می‌برد.

با این حال تحلیل تکنیکال علی‌رغم سروکار داشتن با داده‌های تجربی کماکان تحت تأثیر تعصبات و طرفداری‌‌های شخصی است. به عنوان مثال یک معامله‌گر که به شدت یک ارز را پیش داوری کرده، طوری از ابزارهای تحلیل تکنیکال بهره ببرد و اطلاعات را ناخودآگاه دستکاری کند که نهایتا آن گونه که دوست دارد تصمیم بگیرد. در بسیاری از موارد این اتفاق بدون آگاهی آنها رخ می‌دهد. علاوه بر این در دوره‌هایی که بازارها الگو یا روند مشخصی ندارند، تحلیل تکنیکال ممکن است شکست بخورد.

سخن آخر

جدا از نقد و بحث‌های طولانی درباره اینکه کدام روش تحلیل بهتر است، به نظر ترکیبی از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادین توسط بسیاری از افراد مورد پذیرش است. درحالی که تحلیل بنیادین بیشتر به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت مربوط می‌شود، تحلیل تکنیکال ممکن است اطلاعات روشنی در مورد شرایط بازار در روند کوتاه‌مدت فراهم کند. احتمالا این اطلاعات، برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفیدتر است.

پرایس اکشن

یکی از روشها و تکنیکهای رایج و مطرح تحلیل تکنیکال در سالهای اخیر Price Action پرایس اکشن است.

معامله گرانی که به صورت روزانه ترید می کنند برای آنکه در مدت زمان کوتاه به سود دهی برسند، از استراتژیهای پرایس اکشن در معاملات خود بهره می برند.

معاملات پرایس اکشن Price Action منوط به داده های اخیر و اطلاعات قیمتی گذشته می باشد.

ابزارهایی که مورد استفاده تریدرها در طی فرآیند ترید استفاده می شود از جمله چارت، نوسانات متغیر قیمتی، خطوط روند و سایر ابزارها… همگی بسته به نوع استراتژی می باشد که تریدر انتخاب می کند.

یکی از جنبه های مهم پرایس اکشن تفسیرهای روانشناختی و رفتاری و اقدامات بعدی در تصمیمات معاملاتی تریدر است که توسط استراتژی پرایس اکشن اتخاذ شده است.

الگوهای Price Action

الگوهایی برای پرایس اکشن وجود دارد که در این بخش از مقاله قصد بحث و بررسی آنها را داریم. با توجه به این که راههای زیادی برای ترید ارز وجود دارد استفاد از راه های متداول باعث صرفه جویی در وقت، هزینه و تلاش می گردد چنانچه یک تریدر روشهای ساده و معمول را با دقت تنظیم ( Fine tuning ) نماید می تواند با الگوهایی که به طور منظم اتفاق می افتد یک برنامه تجارت کامل تهیه کند و با کمی تمرین میتواند آنها را شناسایی و تشخیص دهد. الگوهای سر و شانه، شمعدان، ایچیموکو همگی سرنخ های تجاری در مورد زمان انجام ترید در اختیار یک تریدر فارکس قرار می دهند. استفاده از این روشها می تواند پیچیده باشد اما روشها و متدهای ساده ای وجود دارد که دارای این مزیت می باشد که از عناصر معمول الگوها که ترید شده است استفاده می کنند.

توجه: (تنظیم دقیق)Fine tuning: به فرآیند ایجاد تغییرات کوچک و بهبود استراتژی تریدینگ اطلاق می شود.

نمونه الگوهای Price Action

الگوی سروشانه ( :(Head and Shoulders

الگوی سر و شانه یکی از این الگوهاست که شکلی از نمودار است به صورت یک خط پایه با 3 قله است. دو قسمت بیرونی نزدیک به یکدیگر است و قسمت وسط بالاتر از بقیه قرار می گیرد.در تجزیه و تحلیل این الگو نوع خاصی از نمودار را بیان می کند که پیش بینی روند معکوس را انجام می دهد. روند صعودی – نزولی

الگوی شمعدانی Candlestick:

یکی از ابزار تحلیل فنی برای تحلیل الگوهای قیمتی در طی یک دوره خاص می باشد مورد استفاده آن برای تریدهای روزانه و یا حتی تریدهای بلند مدت است.

الگوی ایچیموکو Ichimoku:

یک شاخص فنی است که داده های قیمت در نمودار را نشان می دهد.در طراحی واقعی ایچیموکو به راحتی نمی توان الگوها را شناسایی و تشخیص داد اما زمانی که ابر ایچیموکو را با پرایس اکشن Price Action ترکیب میکنیم شاهد الگویی از اتفاقات معمول خواهیم بود.

انواع استراتژی های پرایس اکشن

در ادامه بررسی پرایس اکشن در این بخش به بررسی استراتژی Price Action می پردازیم.از آنجا که پرایس اکشن فاکتورهای تحلیل بنیادی(Fundamental analysis) را نادیده می گیرد و بیشتر بر روی حرکات قیمت اخیر و گذشته تمرکز دارد لذا استراتژی تریدهای Price Action نیز به ابزارهای تجزیه و تحلیل فنی(Technical analysis) وابسته است.

بسیاری از تریدرهای روزانه بر روی استراتژی Price Action تمرکز دارند تا در یک بازه زمانی کوتاه و به سرعت به سود برسند.

ابزارها و الگوهایی که در استراتژی پرایس اکشن توسط تریدر استفاده می شود می توانند نوار قیمت ساده، باند قیمت، شکست، خطوط روند باشد و یا ترکیبات پیچیده ای از قبیل شمعدان، نوسانات، کانال و غیره باشند. هرگز دو تریدر Price Action را نخواهید یافت که دارای تعابیر و برداشت های یکسان باشند. زیرا هر یک از آنها قوانین تعریف شده و برداشتهای متفاوت دارند اما میتوانند بهترین روش تعریف Price Action های تحلیل Price Action را اجرا نمایند و به سود برسند.

مزایای معامله با Price Action

اما مزایای معامله با پرایس اکشن چیست؟ مزیت برجسته ای که پرایس اکشنPrice Action دارد ساده بودن آن است. بله پرایس اکشن بسیار ساده است و مزیت دیگر آنکه معاملات بسیار روشن و واضح هستند و هیچ شاخصی برای ایجاد شلوغی وجود ندارد. برای اتخاذ تصمیم خرید یا فروش نیاز به درج شاخص های فنی زیادی نخواهید داشت.

آموزش فارکس Price Action

در مورد آموزش فارکس Price Action از تجربه تریدرهای باتجربه می گوییم که قطعا کمک کننده خواهد بود تا به بهترین روش های تحلیل پرایس اکشن دست یابید .

اکثر تریدرهای با تجربه و حرفه ای انتخاب های زیادی را برای انجام معامله پرایس اکشن در پیش رو دارند. اتکا کردن تنها به یک استراتژی فرصت های ترید زیادی را ایجاد نمی کند. بیشتر سناریوها از یک فرایند دو مرحله ای تشکیل شده اند که شامل موارد زیر می باشند:

  1. شناسایی : اینکه موقعیت بازار گاوی است یا خرسی، دامنه کانال، شکست و غیره
  2. تشخیص و پیدا کردن زمان مناسب ترید: اینکه هر بار آیتم معاملاتی انتخابی آیا احتمال رشد دارد با خیر؟

موارد بالا در تریدرهای مختلف متغییر است و کاملا ذهنی می باشد. توجه به این آیتم ها در امر آموزش فارکس Price Actionمی تواند کمک کننده باشد.

برای یادگیری پرایس اکشن مراحل زیر را درنظر داشته باشید :

  1. یادگیری مفهوم Price Action
  2. با مفهوم عرضه و تقاضا شروع کنید.
  3. شناسایی و آموزش بیاس (bias) بازار
  4. آموزش نحوه ورود به بازار
  5. چگونگی تنظیم ضررو به حداقل رساندن آن در واقع به نوعی مدیریت ریسک فارکس
  6. بیاموزید که چگونه سود کنید.
  7. یاد بگیرید صبور باشید.
سخن پایانی

Price Action یکی از روشهای کاربردی برای تحلیل بازار فارکس است. همانطور که میدانید شناخت بازار و آگاهی داشتن بر نحوه تجزیه و تحلیل آن تاثیر زیادی بر موفقیت تریدرها و کسب سود آنها دارد. پرایس اکشن Price Action را می توان یکی از روشهایی دانست که به تحلیل چگونگی بازار می پردازد. پرایس اکشن به دلیل ساده بودن و مزایایی که دارد دارای محبوبیت زیادی است .قطعا برای رسیدن به بهترین روش های تحلیل پرایس اکشن، نیازمند صرف زمان و تمرین و ممارست خواهد بود.
امید که مطالب عنوان شده در این مقاله مورد توجه شما خواننده گرامی قرار گرفته باشد لطفا به این مقاله امتیاز دهید و ما را از نظرات سازنده خود آگاه سازید.

معامله گری به سبک حرکات قیمتی ( Price Action )

درک روند کلی بازار برای انجام معاملات موفق بسیار حیاتی است ; اگر پروسه بازار تعیین نشود ; معاملات کور کورانه خواهند بود ; ریسک معاملات در خلاف روند بازار از معاملات در جهت روند بسیار بیشتر است ; برای همین ; قبل از هر کاری بایستی روند بازار را معین کرد .

تشخیص روند بازار کار آسانی است ; معامله گر برای تعیین روند همواره باید به دو نکته توجه کند : کف ها و اوج های قیمتی ; منظور از کف قیمتی ; پایین ترین سطح قیمت در نمودار است ; و منظور از اوج های قیمتی ; بالاترین سطوح قیمت در نمودار است .

به طور کلی در روند نزولی ; با کاهش قیمت ; شاهد کف های قیمتی جدیدی هستیم که نسبت به کف قیمتی قبلی در سطوح پایین تری قرار دارند ; و همچنین اوج های قیمتی نمودار هم نسبت به اوج های قبلی پایین تر هستند .

این ساختار کلی روند نزولی است و هر موقع که به ساختار نزولی اشاره می شود ; منظور کف ها و اوج های قیمتی جدیدی است که پایین تر از سطوح قبلی بازار قرار دارند ; در نمودار زیر به راحتی می توان این مفهوم را درک کرد .

هر چند این روش برای تعیین روند بازار به نظر ساده می آید ; ولی این مهمترین و مطمئن ترین روش برای تعیین روند بازار است .

تعیین روند بازار

بدیهی است که عکس روند نزولی ; روند صعودی است ; یعنی در روند صعودی ; اوج های قیمتی جدید ; بالاتر از اوج های قیمتی قبلی قرار دارد ; و کف های قیمتی جدید هم بالاتر از کف های قبلی قرار گرفته اند .

استراتژی معاملاتی در بورس ایران استراتژی معاملاتی در فارکس استراتژی معاملاتی رابرت ماینر استراتژی معاملاتی سپیدار استراتژی معاملاتی سهام استراتژی معاملاتی فارکس استراتژی معاملاتی گن

نحوه تشخیص روند دار بودن بازار

تشخیص اینکه بازار روند دار است یا بدون روند کار آسانی است ; فقط کافی است مطالب بالایی را در نمودار پیاده کنید ; اما سخت ترین کار ; یافتن زمان خروج بازار از فاز خنثی ( بدون فرآیند ) و شروع روند جدید است .

قدرت تشخیص شروع روند جدید یک مزیت رقابتی خوب برای معامله گر محسوب می شود ; که می تواند سود های بزرگتری را نسبت به معاملات عادی در پی داشته باشد .

برای مثال ; وقتی روند جدید شروع می شود ; معامله گر می تواند از دومین اصلاح قیمتی بازار وارد معامله شود و تا زمانیکه روند ادامه دارد ; سود کند ; مسلما سود چنین معامله ای بسیار بیشتر از معاملاتی خواهد بود که از اصلاح سوم یا چهارم بازار شروع شده اند.

در اینجا روشی که به کمک آن شروع روند جدید را پیش بینی خواهیم کرد ; از طریق شکسته شدن ; اولین اوج قیمتی یا او‌لین کف قیمتی بازار است .

وقتی اولین اوج قیمتی بازار شکسته شد ; یعنی روند صعودی جدیدی آغاز شده است و وقتی که اولین کف قیمتی شکست ; روند نزولی جدیدی در بازار آغاز شده است .

اجازه دهید با بررسی چند مثال این موضوع را بررسی کنیم .

استراتژی معاملاتی ماینر استراتژی معاملاتی همراه استراتژی های معاملاتی استراتژی های معاملاتی - آقای امام استراتژی های معاملاتی با بیشترین احتمال موفقیت استراتژی های معاملاتی بورس استراتژی های معاملاتی در بورس

تعیین روند بازار

به طور کلی ; معامله گران مبتدی بازار بایستی در جهت روند معامله کنند ; این امر به موفقیت معامله گر بسیار کمک می کند ; هر چند شاید تعداد معاملاتی که در جهت روند صورت می گیرند ; کم تر باشد ; ولی درصد موفقیت معاملات بسیار بالا خواهد بود .

در این میان ; تشخیص بازار های بدون روند می تواند اندکی سخت و گاها فریب دهنده باشد ; بازار بدون روند ; یا خنثی ; بازاری است که حرکات قیمتی در میان یک حمایت و مقاومت در حال نوسان باشد .

بیشتر بخوانید:

آپارات استراتژی معاملاتی در بورس آموزش استراتژی معاملاتی ایچیموکو آموزش اکسپرت نویسی فارکس استراتژی سیستم های معاملاتی فارکس استراتژی معاملاتی استراتژی معاملاتی آتی سکه استراتژی معاملاتی ایچیموکو

اغلب در بازار خنثی شاهد هستیم که حرکات قیمتی چندین بار به سطح حمایت یا مقاومت برخورد می کنند ; بدون آنکه از محدوده دامنه نوسانی خارج شوند .

همان طور که در نمودار زیر هم دیده می شود ; کندل های قیمتی در داخل دامنه نوسانی باقی می مانند ; ابزار رسم شکل در پلتفرم های معاملاتی می تواند به کمک معامله گر آید ; در عکس پایینی می توان دید که رسم مستطیل آبی رنگ برای مشخص کردن دامنه نوسانی چقدر مفید است .

تعیین روند بازار

به نمودار بالایی توجه کنید ; بازار چندین بار به کف دامنه نوسانی یا همان محدوده حمایتی برخورد کرده است ; همچنین سقف دامنه نوسانی یا محدوده مقاومتی هم چندین بار از سوی بازار لمس شده است .

هر وقت که چنین شرایطی را در بازار مشاهده کردید ; می توانید با اطمینان بگویید که تعریف Price Action بازار بدون روند یا خنثی است .

در ابتدای کار توصیه می شود که از معامله در بازار های بدون روند خودداری کنید ; اما ما در ادامه این دوره آموزشی الگوهای بازگشتی حرکات قیمتی را ارائه خواهیم کرد که می توانند درصد موفقیت معاملات عکس یا خلاف روند را بالا ببرند ; اما فعلا توصیه می شود برای موفقیت بیشتر در ابتدای کار ; در جهت روند بازار معامله کنید .

بیشتر بخوانید:

استراتژی معاملاتی اسکالپ استراتژی معاملاتی با بیشترین احتمال موفقیت استراتژی معاملاتی بورس استراتژی معاملاتی پایپو استراتژی معاملاتی پرایس اکشن استراتژی معاملاتی چیست استراتژی معاملاتی در بورس

زمانیکه به دنبال معامله در بازار هستید ; تشخیص روند بازار به شما کمک شایانی خواهد کرد ; دلیل این امر ; حمایت مومنتوم بازار از معاملات شماست ; وقتی در مسیر مومنتوم بازار قرار دارید ; یعنی می دانید که بازار دست خریداران ( صعودی ) است یا فروشندگان ( نزولی ) ; و همین امر به تنهایی می تواند موفقیت معامله شما را تضمین کند .

یکی از استراتژی های موفق در استفاده از روند بازار بدین شکل است که منتظر اصلاح بازار باشید و سپس به دنبال یافتن یکی از الگو ها یا همان سیگنال های حرکات قیمتی باشید .

این یکی از موثرترین روش ها تعریف Price Action برای معامله در بازار است ; اگر به این شرایط ; حمایت یا مقاومت بازار را هم اضافه کنید ; ایده آل ترین وضعیت را برای ورود به بازار در اختیار خواهید داشت ( اصل انطباق ) .

تعیین روند بازار

نمودار بالا به خوبی نشان می دهد که روند کلی بازار صعودی است و وقتی که قیمت تا حمایت ( مقاومت قبلی بازار ) اصلاح شده ; الگوی کندل پوششی صعودی ظاهر شده است ; این بهترین زمان برای خرید است ;.

دو مفهوم پرایس اکشن: “فضای آزاد” و “ناحیه ترافیکی”

کاملا واضح است که اکثر تریدرها دوست دارند معاملات شان مستقیما وارد سود شود و در واقع اسیر حرکات ساید و فرسایشی بازار نشوند. چون این حرکت ها بسیار خسته کننده بوده و در بیشتر موارد باعث میشوند تا تریدر نتواند احساسات خود را کنترل کند و در اثر ناامیدی از حرکت بازاردر جهت مدنظر، پوزیشن خود را ببندد.

در این مطلب میخواهیم به همین مکانیزم حرکت های بازار بپردازیم تا تفاوت مکان هایی که بازار به سهولت حرکت میکند و مکان هایی که قیمت بسیار ضعیف پیشروی خود را انجام میدهد، متوجه شویم. پس با طلاچارت همراه باشید.

فضای آزاد در مقابل ناحیه ترافیکی

“فضای آزاد” و “ناحیه ترافیکی” از مهمترین مفاهیم تحلیل تکنیکال هستند که البته زیاد به آنها توجهی نمی شود. در ادامه این دو مورد را بررسی خواهیم کرد.

فضای آزاد

فضای آزاد یا Free Space به قسمت هایی از چارت گفته می شود که موانع کمتری مثل سطوح حمایتی و مقاومتی در مسیر قیمت را مشاهده میکنیم. بنابراین هنگامی که قیمت مجددا به این فضاهای آزاد برسد، میتواند با سهولت بیشتری به حرکت خود ادامه دهد.

ناحیه ترافیکی

همانطور که حدس زده اید، این نواحی از نظر ساختاری کاملا با فضاهای آزاد فرق دارند. در مناطق ترافیکی تعداد زیادی از گیرهای قیمتی مثل حرکات رنج، نوسانات فراوان (سایه کندل ها) و حمایت ها و مقاومت های ماژور و مینور را مشاهده میکنیم. این نواحی میتوانند مانع از حرکت سریع قیمت و در نهایت بدست آوردن سودهای سریع و بی دردسر شوند.

بسیار خب؛ در ادامه چند نمونه از فضاهای آزاد و نواحی ترافیکی را در چارت واقعی مشاهده خواهیم کرد.

نواحی که تعداد زیادی حمایت و مقاومت زرد رنگ در آنها مشخص شده و در یک باکس آبی رنگ قرار دارند، همان نواحی ترافیکی هستند و آن بخش از چارت که در باکس های بنفش رنگ مشخص شده است و سطوح حمایتی و مقاومتی کمتری دارند، فضاهای آزاد می باشند.

حالا به طبیعت و شکل کلی حرکات قیمت در باکس های آبی و بنفش نگاه کنید و آنها را با یکدیگر مقایسه نمایید. کاملا واضح است که وقتی قیمت به یک فضای آزاد میرسد، به شکل بسیار نرم تر و راحت تری حرکت میکند؛ چون که مانع خاصی در مسیر خود نمی بیند!

در سوی مقابل وقتی قیمت به ناحیه ترافیکی میرسد، بسیار نوسانی می شود و نمی تواند به راحتی مسیر خود را طی کند. در واقع موانعی مثل حمایت ها و مقاومت ها باعث اذیت شدن قیمت و همچنین تریدر خواهند شد.

این دقیقا همان چیزی است که نشان میدهد چرا بعضی از تریدها به راحتی و بدون کمترین دردسر به هدف میرسند اما بعضی ها به شدت روح و روان تریدر بیچاره را مورد عنایت قرار میدهند 🙂

حالا میخواهیم به سراغ قانون طلایی برویم…

قانون طلایی

در نواحی ترافیکی ترید نکنید و همیشه سعی کنید تریدهایی را انجام دهید که فضای آزاد را در مقابل خودشان می بینند!

هنگامی که قیمت فضای آزاد را پیش روی خود ببیند، حرکت خواهد کرد. در این نواحی قیمت بدون زحمت خاصی حرکت خواهد کرد و اگر در جای مناسبی ترید کرده باشید، ترید شما مستقیما وارد سود خواهد شد.

مزیت دیگری که ترید کردن در فضاهای آزاد دارد این است که سیگنال های خطا و جعلی را کمتر می کند. چرا که اگر در جهت درستی ترید کرده باشید، قیمت به سادگی در جهت شما حرکت میکند و درگیر حرکات آهسته و فشرده نخواهید شد.

برای تشخیص اینکه آیا تریدتان فضای آزاد مناسبی پیش روی خود دارد یا نه کافیست به سادگی نگاهی به چارت بیندازید و ببینید که بزرگترین ناحیه حمایتی یا مقاومتی سد راه قیمت کجاست. البته میتوان خطوط روند قدرتمند را نیز در نظر گرفت. در واقع ناحیه ای که قیمت را از یک حرکت راحت و بدون دردسر باز دارد!

اجازه بدهید نگاهی به چند مثال داشته باشیم…

نکته: توجه داشته باشید که نواحی حمایتی و مقاومتی در چارت های زیر با رنگ زرد و فضاهای آزاد با رنگ آبی نمایش داده شده اند.

در تصویر بالا یک الگوی پوشای صعودی قدرتمند را مشاهده میکنیم. ناحیه زرد رنگی که در بالاست یک مقاومت واضح است. اما از همه مهمتر فضای آزادی است که در زیر ناحیه مقاومتی قرار دارد و این همان مکانیست که میتواند به شما یک سود راحت و بی دردسر را بدهد.

اما بر خلاف نمونه بالا، حالا تریدی را در ناحیه ترافیکی مشاهده کنید.

دوباره الگوی پوشای صعودی را با رنگ سبز مشخص کردیم که در واقع سیگنال ورود ما به پوزیشن خرید می باشد. فضای آزادی که بین نقطه ورود و اولین ناحیه مقاومتی سد راه قیمت داریم (که در واقع کف قبلی می باشد) را نیز با رنگ آبی مشخص کرده ایم. می بینید که بسیار کوچک است. فقط ۵ پیپ. در ادامه می بینید که قیمت با قدرت بالا رفت است اما مشاهده کنید بلافاصله و پس از برخورد به سطح بالاتر، دوباره افت شدیدی را تجربه کرده است.

برویم سراغ مثال بعدی!

پس از مشاهده الگوی پوشای صعودی، میبینیم که قیمت فضای آزاد خوبی را تا رسیدن به اولین ناحیه مهم پیش روی خود دارد. هیچ سوئینگ کف خاصی در نزدیکی قیمت فعلی وجود ندارد. بنابراین این ترید میتواند یک ترید راحت و بدون دردسر باشد.

در اینجا یک پین بار ظاهرا خوب مشاهده می شود. اما فضای آزادی وجود ندارد. چرا که قیمت در نزدیکی یک ناحیه فشردگی واقع تعریف Price Action شده است که به شکل الگوی مثلث آن را مشاهده می کنیم. بنابراین اگر بخواهیم بر اساس الگوی پین بار صعودی پوزیشن خرید بگیریم، باید این ناحیه را نیز در نظر داشته باشیم.

میبینید که قیمت بلافاصله بعد از اینکه کمی از پین بار بالاتر رفت، به ناحیه فشردگی و خط روند صعودی شکسته شده مواجه شده و سقوط کرده است. بعد از آن هم میبینید که قیمت کاملا حرکات نوسانی داشته و زمان زیادی را برای بالا رفتن تلف کرده است.

در پایان باید بگوییم که هر چقدر که فضای مقابل ترید شما آزادتر باشد، میتوانید انتظار حرکت راحت تر قیمت در جهت تریدتان را داشته باشید.

آموزش پرایس اکشن: بخش شانزدهم مفهوم عمده فروشی و خرده فروشی

عمده فروش

مفهوم عمده فروشی و خرده فروشی در واقع در آموزش فاندامنتال تعریف می شود.

اما آشنایی با آن در تحلیل تکنیکال کمک زیادی به معامله گر پرایس اکشن میکند.

در واقع تحلیل تکنیکال هیچ زمان از تحلیل فاندامنتال جدا نبوده است.

مفهوم آخرین قیمت عمده فروشی و خرده فروشی

عمده فروشان چه کسانی هستند؟

به طور خلاصه عمده فروشان در فارکس نمایندگانی در کشورهای مختلف هستند

که بخش عمده ای از کالاها و سرمایه را در اختیار دارند و ارزش گذاری این افراد

روی کالا و سرمایه نقش عمده ای در اقتصاد هر کشور دارد که ارزش شاخص

ارزی کشور را تغییر می دهند.

خرده فروشان چه کسانی هستند؟

خرده فروشان نمایندگانی هستند که مستقیما با مصرف کنندگان هر کشور در ارتباط هستند

شاخصی که خرده فروشان اعلام میکنند میزان خرید مصرف کنندگان،قیمت خرید مصرف کنندگان

میزان فروش خرده فروشی را نشان میدهد و در روی بررسی وضعیت اقتصادی کشور و ارزشیابی

ارز یک کشور تاثیر زیادی دارند.

تاثیر عمده فروشان و خرده فروشان در بازار فارکس

شاخص عمده فروشی و خرده فروشی به صورت خبر اعلام می شود که تاثیر زیادی در ارزش

ارز هر کشور میگذارد و در واقع عمده سرمایه در بازار فارکس ابتدا در دست عمده فروشان و

پس از آن در دست خرده فروشان است که تاثیر بسزایی در روند بازار دارند.

قیمت عمده فروشی در تحلیل تکنیکال(LWP)

عمده فروشان با عمده سرمایه معمولا باعث وجود کندل هایی قوی در روند بازار می شوند.

بر فرض در جهت صعودی عمده فروشان اقدام به خرید کرده اند تا زمانی که قیمت اشباع شود.

خرده فروشان با کندل هایی ضعیف تر سعی در عوض کردن نتیجه بازار و گرفتن سود از نوسانات دارند

عمده فروشان با سرمایه بیشتر کمی دیرتر تصمیم به هم جهت شدن با خرده فروشان میگیرند.

در واقع در زمانی که پس از کندل هایی قوی شاهد ظهور کندل های ضعیف هستیم

و قیمت ضعف نشان می دهد به آخرین قیمت عمده فروشی(LWP) رسیده ایم.

و از طرف دیگر در بخش های گذشته آموزش در مفهوم عرضه و تقاضا نقطه ای را معرفی تعریف Price Action کردیم

که معامله گرانی که جهت آینده روند را اشتباه در نظر گرفته بودند در این نقطه استاپ هایشان

زده می شود یا نا امید می شوند و از معامله خارج میشوند.

خروج این معامله گران از معامله از میزان تقاضا کم میکند و قیمت ضعیف می شود این نقطه

آخرین قیمت عمده فروشی(LWP) است.

برای اینکه مطمئن شوید آخرین قیمت عمده فروشی را درست در نظر گرفته اید میتوانید

به تایم فریم پایین تر مراجعه کنید در این تایم LWP خود را با یک سوئینگ یا یک کندل که

نشان ضعف شدید قیمت و بازگشت روند است نشان می دهد.

قیمت عمده فروشی

در تصویر بالا همانطور که حتما متوجه شده اید آخرین قیمت عمده فروشی قیمتی در نظرگرفته شده است

که پس از کندل هایی قوی کندل هایی ضعیف شکل گرفته است نشان از ورود فروشندگان با معاملات است

و با اینکه خریدارن قصد رسیدن به سقف قبلی را داشته اند قدرت فروشندگان غالب می شود و میتوانند

روند بازار را تغییر دهند.

یادآوری ورود به معامله در روش پرایس اکشن

نکته ای که در ورود به معامله در روش پرایس اکشن بسیار مهم است نسبت حد سود به حد ضرر است.

به همین دلیل یکبار دیگر ترتیب ورود به تعریف Price Action معامله را مرور میکنیم

  1. ابتدا بایستی حد ضرر مشخص شود.
  2. پس از آن حد سود تعیین گردد.
  3. بعد از آن نسبت سود به زیان بدست آید.
  4. و در مرحله آخر ورود صورت گیرد.

در صورتی که در ورود به معامله این ترتیب ها رعایت نشود بعد از ورود به معامله با بررسی

سطوح حمایت و مقاومت معامله گر ممکن است متوجه شود که فاصله با حد ضرر که اولین

محدوده حمایت و مقاومت است بسیار کم است و ممکن است به سرعت استاپ فعال شود.

یا با خوش خیالی قبل از ورود به معامله حد سود بیشتری تصور شود که پس از بررسی متوجه

شود این معامله ممکن است با واکنش نسبت به حمایت یا مقاومت نتیجه دلخواهی نداشته باشد.

و در آخر ممکن است نسبت حد سود به ضرر بسیار کمتر از یک نسبت معقول باشد که ریسک معامله

در نتیجه استرس روانی معامله گر را بالا میبرد.

به تصویر زیر توجه کنید.

نسبت سود به زیان معامله

با انتخاب قیمت درست حد سود و ضرر معامله ایده آل و سودآوری خواهیم داشت.

در اینجا نسبت سود و ضرر بیشتر از یک است اما برای بخش اول ورود به معامله

که با حجم کمتر وارد میشویم نسبت یک هم معقول است.

درصورتی که این نسبت از یک کمتر بود به هیچ عنوان وارد معامله نشوید.

ورود به معامله براساس آخرین قیمت عمده فروشی و خرده فروشی

نسبت سود به زیان را یادآوری کردیم حال آخرین قیمتی که موجب میشود که این نسبت معقول بماند

به اصطلاح LRP گفته میشود.و LWP آخرین قیمت عمده فروشی است.

همانطور که گفتیم حد سود و حد ضرر را تعیین میکنیم و LRP و LWP را شناسایی میکنیم.

در هر معامله ای ممکن است یکی از این دو به حد ضرر نزدیک تر باشد.هر کدام که نزدیک تر

به حد ضرر بود این فاصله محدوده مجاز ورود ما به معامله براساس آخرین نرخ عمده فروشی است.

LWP

LRP

به طور معمول آخرین نرخ عمده فروشی منجر به ورود به یک دستور معاملاتی میشود.

و چون این نرخ بیشتر یک تحلیل فاندامنتال است با بررسی آن در کنار دستورهای معاملاتی

با اطمینان بیشتری وارد معامله می شویم.

پس از تشکیل یکی از دستورهای معاملاتی ضعف قیمت بررسی می شود تا در جهت

خلاف ضعف با بررسی و تعیین حد سود و ضرر به معامله وارد شویم.

روش های ورود به معامله

برای ورود به معامله بر این اساس دو روش تعریف Price Action تعریف Price Action وجود دارد

ورود به صورت بای استاپ یا سل استاپ

در LWP که آخرین قیمت عمده فروشی می باشد میتوان با قرار دادن بای استاپ یا سل استاپ

وارد معامله می شویم.

مثلا سل استاپ در زیر کندل مورد نظر ما قرار میگیرد.

اگر اردر فعال نشد در زیر کندل بعدی آن دوباره اردر سل استاپ تنظیم می شود.

در صورت فعال نشدن دوباره این کار تکرار تعریف Price Action می شود تا وقتیکه موقعیت بی اعتبار شود.

اعتبار بودن می تواند به صورت شکل و محل بسته شدن کندل جدید خودش را نشان دهد.

یا مثلا نسبت سود به زیان کمتر از یک شود.

ورود مستقیم به معامله:

در یک تایم فریم پایین تر از تایم فریم معامله به صورت مستقیم به معامله ورود میکنیم.

کانال تلگرام توس اف ایکس

کانال تلگرام توس اف ایکس

امتیاز نظر یادت نشه

امتیاز نظر یادت نشه

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا