اموزش فارکس در افغانستان

تفاوت عقد و قرارداد

تفاوت عقد و قرارداد

قبل از آن که با مفهوم حقوقی عقد نافذ و غیر نافذ آشنا شویم، نیاز است که در مورد عقد صحیح و شرایط صحت معامله صحبت کنیم. به لحاظ حقوقی، عقد صحیح، عقدی است که تمامی شرایط صحت معامله در آن رعایت شده است. براساس ماده ۱۹۰ قانون مدنی شرایط صحت معامله عبارتند از:

قصد و رضایت طرفین در معامله: به این معنا که هر کدام از طرفین براساس تفکر و ذهنیت، مایل به انعقاد قرارداد هستند و نفع و ضرر خود را در قرارداد می‌دانند و این رضایت را به طرف مقابل خود در قرارداد اعلام می‌کنند. بنابراین عقدی که با اجبار و اکراه طرفین یا یکی از آن‌ها انجام شود، صحیح نیست و نمی‌توان آن را در زمره قرارداد نافذ قرار داد.

اهلیت طرفین عقد: یعنی طرفین معامله به لحاظ سه عامل بلوغ سنی، رشد و عقل دارای شایستگی عقد قرارداد باشند. یعنی برای اهلیت داشتن باید عاقل، بالغ و رشید باشند. اهلیت در قانون مدنی به دو دسته اهلیت تمتع و اهلیت استیفا تقسیم می‌شود. اهلیت تمتع یعنی فرد شایستگی بهره‌مندی داشته باشد و اهلیت استیفا به شایستگی فرد در انجام اعمال حقوقی گفته می‌شود. مطابق ماده ۲۱۱ قانون مدنی، سن رشد و تصرف مالی و انجام معاملات، ۱۸ سال تمام می‌باشد.

معین بودن موضوع مورد معامله: یعنی مورد مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از طرفین تعهد تسلیم مال و یا انجام آن عمل را داشته باشند.

مشروع بودن جهت معامله: این شرط به معنای انگیزه فرد قبل از معامله است. چنانچه مشخص گردد که انگیزه فرد، نامشروع باشد و خلاف قوانین امنیتی، اخلاقی و نظامی است، قرارداد صحیح نیست. توجه کنید که غیرصحیح بودن به معنای بطلان قرارداد نیست.

تعریف عقد نافذ و عقد غیر نافذ

براساس تعریف مربوط به عقد صحیح می‌توان گفت که عقد صحیح شامل عقد نافذ و عقد غیر صحیح شامل عقد غیر نافذ و عقد باطل می‌گردد.

  • عقد نافذ عقدی صحیح است که شرایط صحت معامله به طور دقیق در آن رعایت شده و به طور قانونی منعقد شده است. بنابراین، اثر حقوقی دارد. یعنی باید تمامی تکالیف و تعهدات موجود در قرارداد اجرا شود و برای هر کدام از طرفین در این موضوع حق و تکلیف ایجاد می‌شود. به این امر، نفوذ در قرارداد نیز گفته می‌شود.
  • عقد غیر نافذ، عقدی غیر صحیح است که عدم شرایط صحت در آن به اندازه‌ای نیست که موجب بطلان آن شود. حتی این نقص به گونه‌ای است که امکان برطرف کردن دارد و پس از رفع آن، عقد صحیح خواهد بود.

عدم نفوذ در قرارداد مربوط به قسمتی از شرایط صحت معامله یعنی رضایت طرفین است. یعنی اگر فردی با اکراه معامله نماید و یا اگر شخصی مال کسی دیگر را بدون اذن او معامله کند (عقد فضولی)، این عقد غیر نافذ است، اما باطل نیست. در واقع، این مورد حالتی از بطلان عقد است که موجب اثر نداشتن قرارداد می‌شود. اما هر زمان که فرد ناراضی رضایت دهد، قرارداد اثر حقوقی خود را پیدا خواهد کرد.

رد عقد غیر نافذ

همانطور که گفته شد، عقد نافذ موجب می‌شود که تمامی آثار حقوقی قرارداد قابل پیگیری و مطالبه باشد. اما عدم نفوذ شرایطی است که قرارداد را در حالت معلق نگه‌ می‌دارد. به این معنا که تا زمانی که تکلیف رضایت فرد ناراضی مشخص نشود، قرارداد قابلیت اجرا نخواهد داشت، اما باطل هم نیست. در این شرایط، دو نوع رفتار حقوقی قابلیت انجام دارد.

  • قبول عقد: در این شرایط، فرد ناراضی با رضایت خود موجب می‌شود که قرارداد غیر نافذ از روز بسته شدن عقد، صحیح تلقی شود.
  • رد عقد غیر نافذ: عمل رد موجب می‌شود که قرارداد از روز انعقاد دیگر اثر حقوقی نداشته باشد و به طور کامل از بین برود. تفاوت رد و عدم رضایت این است که پس از رد عقد غیر نافذ، دیگر نمی‌توان آن را تنفیذ نمود و به طور کلی از بین می‌رود.

مباحث مربوط به عقود و قرارداد جزو پیچیده‌ترین زمینه‌های حقوقی است که فهم و درک آن‌ها نیازمند تخصص و یا مشاوره حقوقی با فرد کارشناس در این حوزه است. گروه وکلای آپادانا توصیه می‌نماید که قبل از عقد هر گونه قرارداد حتما با فرد متخصص و یا وکیل خبره مشورت نمایید.

محمود خوشدست

حقوقی-وکالت-فضایی- ثبتی- بانکی- ارای وحدت رویه-نظرات مشورتی-اراء محاکم.

تفاوت عقد مضاربه و قرارداد مضاربه

قرارداد:
سندی است که طی ان طرفین به انجام امری یا اموری و یا تملیک مالی تعهد
کنند ویا در مقام تنازع و حل اختلاف طی ان موافقت هایی بعمل اورند 1 از
محسنات قراردادهای بانکی این است که مشتمل بر انواع عقود و تعهدات متعددی
است مثل قرارداد مشارکت مدنی مسکن که شامل 1-عقد شرکت2-عقد وکالت3-عقد
صلح4-تعهد به انجام امری یا عدم ان5-تعهد به عدم افراز و درخواست ان6-قبول
ارزیابی. ولی ماده 546 قانون مدنی:مضاربه عقدی است که به موجب ان احد
ار متعاملین سرمایه می دهد با قید اینکه طرف دبگر با ان تجارت کرده و در
سود ان شریک باشند که تفاوت عقد و قرارداد صاحب سرمایه را مالک و عامل را مضارب مینامند بنا بر
این نتیجه میگیریم مضاربه از عقود معین قانون مدنی است ثانیا:سرمایه باید
متعلق به یکی از متعاملین (مضارب)باشد ثالثا:عامل باید تاجر بوده و سرمایه
تجارت (خرید و فروش) کند رابعا:هر 2 طرف در سود بنحو مشاع شریک باشند و به
این دلیل چنانچه هر قرارداد یا معامله ای در قالب هر یک از عقود معین
قانون مدنی صورت پذیرد تابع احکام و اثار قانونی ان عقد خاص میشود ضمن
اینکه طرفین در سود و زیان با هم شریک خواهند بود. از جمله اثار مضاربه
جایز بودن ان است بدین معنی که هر یکاز طرفین هر زمانکه اراده کنند می
توانند عقد را بر هم زده و اثار انرا منتفی سازد. در بانکها
معمولا در قرارداد مضاربه عامل حق فسخ مضاربه را به صورت شرط ضمن عقد از
خود سلب و ساقط نموده و یا در قالب عقد (صلح)این حق را به بانک صلح نموده و
یا چنانچه ضرر و زیانی حادث شد به موجب همین عقد صلح از اموال و دارایی
های حود ضرر و زیان بتنک را چبران نماید. ضمن اینکه در ماده 588
این مطلب ذکر شده که وجود چنین شرطی عقد را باطل مینماید مگر به طور لزوم
که از عقد لازمی چون عقد صلح استفاده نماید در غیر این صورت شرط خلاف
مقتضای عقد بوده و عقد باطل میشود پس مزیت قرارداد این است که در ان
میتوانیم از انواع عقود /تعهدات استفاده نمود و عقد جایز را تابع احکام عقد
لازم نمود حال اگر فقط از ذکر کلمه عقد استفاده کنیم بایستی تابع اجکام
ان عقد خاص ذاشیم و نمیتوانیم در ان انواع شروط را ذکر نمود و وقوع امر را
معلق و مشروط به امری دیگر نمود ولی چنانچه از کلمه قرارداستفاده نمودیم
قدرت مانور زیادی پیدا میکنیم . و احکام عقد جایز را بر هم زده
(مضاربه)حق فسخ را از یکطرف سلب نماییم . در بانکها در زمان انعقاد
قرارداد بانک سود خود را قطعی محاسبه نموده حال انکه در عقد مضاربه سود به
نحو مشاع است. در ضرر و زیان چنانچه تقصیری از طرف شخصی که معامله می
نماید حادث نشود به تساوی ضرر تقسیم می شود . الخ

شروط ضمن عقد

شروط ضمن عقد

از مهمترین و تخصصی ترن مباحث حقوقی شروط ضمن یک قرارداد می باشد. اساسا کلیات قراردادها مشابه میباشد اما آنچه باعث تفاوت و ویژه بودن یک قرارداد می باشد شروط ضمن آن است که در این گفتار به کلیات این شروط می پردازیم و در مقاله های بعدی به شرایط ویژه مربوط به آنان خواهیم پرداخت.هنر یک وکیل متبحر و معتبر یا یک موسسه حقوقی معتر در تنظیم یک قرارداد در همین بخش نمایان می شود.به دلیل گسترده بودن و تخصصی بودن این مبحث ، آنرا در چند گفتار جداگانه تنظیم می نماییم.

تعریف

شرط در اصطلاح حقوقی در یکی از دو مفهوم ذیل بکار می رود:

۱-امری که وقوع یا تاثیر یک عمل حقوقی یا یک واقعه ی حقوقی خاص به آن بستگی دارد، مثلا کلمه شرط در ماده ۱۹۰ قانون مدنی که شرایط اساسی صحت عقد را بیان می دارد در این معنا بکار گرفته شده است.

۲-تعهدی تبعی که ضمن یک عقد اصلی می آید.به تعبیر دیگر توافقی است که بر حسب طبیعت خاص موضوع آن یا تراضی طرفین در شمار توابع عقد دیگری در آمده است.

شرط در شروط ضمن عقد در این معنا می باشد.یعنی التزام و تعهدی تبعی که ضمن یک عقد اصلی آورده می شود.

رابطه ی عقد اصلی و شرط

رابطه ی عقد و شرط ضمن آن همانند رابطه اصل و فرع است یعنی عقد اصل و شرط ضمن آن فرع می باشد.بر این اساس باید گفت:

الف)اگر عقد جایزی به صورت شرط ضمن عقد لازمی بیاید آن عقد جایز از توابع عقد لازم می شود و از لازم بودن عقد اصلی استفاده نموده و در صورتی که شرط به سود هر دو طرف باشد برای هر دو طرف غیر قابل فسخ و اگر شرط بر علیه یک طرف و له طرف دیگر باشد نسبت به کسی که بر علیه او است غیر قابل فسخ و نسبت به کسی که بر له او است قابل فسخ است.چون هر صاحب حقی می تواند حق خود را ساقط نماید.

ب)در صورتی که عقد اصلی باطل باشد شرط ضمن عقد نیز باطل است حتی اگر شرط به طور صحیح واقع شده باشد چون شرط فرع است و با از بین اصل فرع نیز از بین می رود.همچنین در صورتی که عقد اصلی منحل شود یعنی عقد صحیح بوده اما به سبب انفساخ یا فسخ یا اقاله بر هم بخورد ، شرط ضمن عقد نیز منحل می شود.در اینباره ماده ۲۴۶ قانون مدنی مقرر می دارد: ((در صورتیکه معامله به واسطه اقاله یا فسخ بهم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل می شود و اگر کسی که ملزم به انجام شرط بوده است عمل به شرط کرده باشد می تواند عوض آن را از مشروط له بگیرد.

ج)بطلان شرط ضمن عقد،اصولا سبب بطلان عقد نمی شود.زیرا عقد متکی به شرط نیست.مگر این که بطلان شرط استثنائا با ماهیت یا یکی از شرایط اساسی و ارکان صحت عقد تضاد داشته باشد، که در این صورت عقد و شرط هر دو باطل خواهد بود.

شرط تعلیقی

شرطی است که ایجاد اثر عقد و یا انحلال عقد را منوط و معلق به حادثه ای خارجی می نماید.شرط فاسخ از شروط تعلیقی است.در این شرط ، طرفین تحقق شرط را سبب انحلال قهری و انفساخ عقد تعیین نموده اند.

شرط تقییدی

شرطی است که آثار حقوقی عقد را مقید می نماید.مثلا چنانچه طرفین در عقد توافق و یا شرط کنند ثمن با تاخیر پرداخت گردد ، این شرط تقییدی محسوب می گردد.

شرط تبانی یا بنایی

شرطی است که طرفین عقد پیش از انعقاد قرارداد در مورد آن توافق نموده اند و در هنگام تحقق عقد و اعلام ایجاب و قبول ، در اراده آن ها وجود داشته و عقد را با لحاظ آن شرط واقع ساخته اند، اما شرط را در عقد یعنی در ایجاب و قبول خود ، تصریح و بیان ننموده اند.

ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی اشعار می دارد: ((هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده ، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مزبور در عقد تصریح شده باشد یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد.))

شرط ضمنی

شرط ضمنی معمولا معهود در عرف است، به تعبیر دیگر شرط ضمنی در ایجاب و قبول بیان نمی شود ولی از لوازم عرفی عقد است و به منزله تصریح در عقد می باشد.مثلا در خصوص توابع مبیع در عقد بیع هیچ توافق صریحی صورت نگرفته باشد ،توابع مبیع به عنوان شرط ضمنی جزء مبیع محسوب می شود.پس شرط ضمنی همچون شرط بنایی در عقد بیان نمی شود.

اما بر خلاف شرط تفاوت عقد و قرارداد بنایی ، در شرط ضمنی نیازی نیست در هنگام انعقاد طرفین آن را اراده نموده باشند.

نتیجه گیری

همانطور که قبلا گفته شد شروط ضمن عقد بحثی تخصصی و بسیار مفصل است که سعی بر آن می شود در چند مقاله به اقسام مختلف این شروط و شرایط و ضوابط خاص هر کدام بپردازیم.برخی از شروط ضمن عقد صحیح است و برخی باطل.که هرکدام نیز تقسیماتی دارد و شرایط خاصی دارد که توضیح داده خواهد شد.وکیل متبحر و موسسه حقوقی معتبر آن است که بتواند با استفاده صحیح از این شروط بهترین وضعیت را برای موکل خویش فراهم آورد.

و به همين علت نيازمندي به وكلاي متخصص كه در زمينه ي تجاري فعاليت داشته باشند بيشتر احساس ميشود، و شديداً توصيه ميشود كه در امور تجاري به هيچ عنوان بدون وكيل تجاری وارد نشويد و از ابتدا كه در صدد انعقاد يك قرارداد هستيد از همراهي یک وکیل پایه یک دادگستری و يك وكيل متخصص در حوزه ي اسناد تجاری مانند چک صیادی از وکیل چک و سفته از وکیل سفته و قراردادهاي تجاري و یا مطالبه وجه التزام از وکیل مطالبه وجه التزام بهره بگيريد.

وکیل حقوقی در موسسه حقوقی رای مثبت با سال ها تجربه فعالیت موفق حقوقی در قراردادها و تفاوت عقد و قرارداد دعاوی تجاری ایران و سایر کشورها، وبا همکاری وکلای توانمند خود و وکیل قرارداد معتقد است اعتماد و اطمینان موکلین بهترین سرمایه و تبلیغ برای ما بوده و با استفاده از تجارب و علم به روز، سعی در کسب اطمینان بیشتر از جانب موکلین حوزه ی تخصصی دعاوی تجاری بوده است.

عقد و قرارداد

عقد و قرارداد

در برخی موارد افراد قصد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌کنند که معامله‌ای را با یکدیگر انجام دهند و یا مسئولیتی را به عهده بگیرند که در این موارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌توانند از تنظیم عقد و قرارداد استفاده کنند تا بهتر به یکدیگر اعتماد نمایند و نسبت به تعهدات خود پایبندتر باشند. در ادامه قصد داریم مفهوم عقد و قرارداد را برایتان شرح دهیم، با ما همراه باشید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

عقد و قرارداد به چه معناست ؟

شاید شما نیز بارها کلمه عقد را شنیده باشید ولی از مفهوم آن‌ در قوانین کشور اطلاعی نداشته باشید که در این باره باید بگوییم عقد نیز یک نوع قرارداد به حساب ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌آید که طی تنظیم آن افراد موظف ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شوند مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی را به عهده بگیرند و اموری را انجام دهند. تنظیم عقد در موارد زیادی اتفاق ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌افتد که این موارد شامل عقد بیع، عقد رهن، عقد مضاربه، عقد اجاره و… ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شوند. عقد در قوانین کشور انواع مختلفی دارد و در شرایط مختلف تنظیم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌گردد. در ادامه انواع آن را‌ ذکر کرده‌ایم:

عقد تملیکی

در عقد تملیکی دو طرف موظف هستند که مالی را به دیگری بدهند و در عوض آن مال دیگری را دریافت نمایند. عقد تملیکی شامل عقود بیع، معاوضه، اجاره و…‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود.

عقد و قرارداد عهدی

در عقد عهدی یک طرف عقد ملزم به انجام کاری خواهد شد، عقد عهدی شامل عقودی مثل کفالت، حواله، ضمانت و… ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شود.

عقد و قرارداد اذنی

عقد اذنی نیز یکی از انواع عقد به حساب ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌آید که در آن‌ هیچ کدام از طرفین ملزم به انجام کاری مشخص نیستند و صرف اذن و اجازه یک طرف جواز انجام اموری از جانب دیگریست. عقد اذنی شامل مواردی مثل وکالت، عاریه، ودیعه و… ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شود.

مفهوم قرارداد چیست ؟

مفهوم قرارداد این است که دو طرف در قبال یکدیگر مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی دارند که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌بایست آن‌ها را به خوبی انجام دهند. برای مثال در قرارداد یک طرف موظف به تحویل خانه‌اش به دیگری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شود و طرف مقابل نیز باید اجاره بهای آن خانه را پرداخت کند. عقد و قر‌ارد‌اد بسیار شبیه به هم هستند اما تنها موردی که آن‌ها را از یکدیگر متمایز ساخته است این است که عقد شامل موارد مشخصی مثل بیع، رهن و…‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود اما قرار‌دا‌د تما‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می توافقات بین فردی را در بر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌گیرد.

وجه مشترک عقد‌ و قرارداد چیست ؟

وجه مشترک میان عقد و قرا‌رداد تعهد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌باشد، این به این معنی است که در هر دو مورد عقد و قر‌ارداد هر دو طرف متعهد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شوند و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌بایست به تعهدات خود پایبند بوده و وظایف خود را انجام دهند.

سوالات متداول

عقد به چه معناست ؟

عقد به این معنی است که دو یا چند نفر در قبال یکدیگر مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی را به عهده گرفته و اموری را انجام خواهند داد.

وجه مشترک عقد و قرارداد چیست ؟

آیا قرارداد شامل تمام عقود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌شود ؟

مرکز معتبر وکیل دات کام شما را در حل پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های حقوقی خود یاری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌نماید. از بهترین خدمات این مرکز ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌توان به حل انواع پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های حقوقی و ارائه مشاوره حضوری و تلفنی اشاره نمود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص عقد و قر‌ارداد، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده‌اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون عقد و قرار‌داد پاسخ دهند.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

عقد معاوضه و تفاوت های آن با عقد بیع

در عهد باستان، هر تولیدکننده، آنچه که زیادتر از احتیاج خود داشت را با کالا یا خدمات تولیدکننده دیگری که کالا یا خدماتی غیر از تولید این داشت، مبادله می‌کرد که بدین عمل معاوضه گفته می‌شود.

در اصطلاح حقوقی، معاوضه به مبادله کالا به کالا گفته می‌شود و در حقیقت، بیع که ویژه مبادله کالا با پول است، شکل تکامل‌یافته معاوضه محسوب می‌شود.

اگر کسی گندم‌های مزرعه خود را با قطعه فرشی مبادله کند، گقته می‌شود که این دو نفر فرش و گندم را معاوضه کرده‌اند و بر چنین معامله‌ای، نام “بیع “یا خرید و فروش را نمی‌گذارند.

همچنین اگر شخصی اتومبیل خود را در برابر مبلغی پول به دیگری انتقال دهد، گفته نمی‌شود که او اتومبیل را با پول معاوضه کرده است.

ماده 338 قانون مدنی این تحول عرفی را دنبال نکرده است و در تعریف بیع می‌گوید: «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.»

در این صورت، بر قلمرو بیع افزوده می‌شود؛ زیرا تملیک عین در برابر هر عوض، خواه پول باشد یا کالا و خدمت، بیع است و دخالت پول در مبادله ضروری نیست. اما این پرسش مطرح می‌شود که تفاوت بین بیع و معاوضه چیست و از کجا می‌توان فهمید که مبادله دو کالا، بیع است یا معاوضه؟

قانون مدنی در تعریف بیع (تملیک عین به عوض معلوم) فرقی میان معاوضه و بیع قائل نشده است؛ با این‌ که تمییز این دو دارای آثار مهمی است.

باید دانست که یافتن معیار تمییز بیع و معاوضه، آثار مهم عملی دارد: از جمله اینکه پاره‌ای از خیارات مانند خیار تاخیز ثمن، ویژه عقد بیع است و در معاوضه راه ندارد. حق شفعه یا فروش سهم مشاع یکی از دو شریک به وجود می‌آید اما معاوضه این سهم، برای شریک دیگر چنین حقی ایجاد نمی‌کند. برای شناخت ماهیت بیع و معاوضه باید به قصد طرفین و عرف مراجعه کرد و گفت در مواردی که طرفین بخواهند دو چیز را بی‌هیچ امتیازی با هم مبادله کنند، این تبادل، تابع عقد معاوضه است.

همچنین در صورتی که قصد طرفین این باشد که یکی از آن دو چیز، مبیع و دیگری ثمن باشد، باید تابع احکام بیع قرار گیرد.

در فقه، معاوضه به عنوان عقد معین محسوب نشده، در حالی که قانون مدنی آن را جزو عقود معین آورده است:

بر اساس ماده 464 قانون مدنی، «معاوضه عقدی است که به موجب آن، یکی از طرفین مالی می‌دهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ می‌کند؛ بدون ملاحظه این‌ که یکی از عوضین، مبیع و دیگری ثمن باشد.»

بنابراین اراده مشترک طرفین مشخص‌کننده ماهیت قرارداد است.

تفاوت دیگر عقد معاوضه و بیع این است که در بیع، مبیع باید عین باشد اما در معاوضه، می‌تواند عین یا منفعت یا حق مالی باشد.

اوصاف معاوضه

2- از عقود لازم است.

3- از عقود تملیکی است.

قواعد حاکم بر معاوضه

معاوضه شباهت زیادی با بیع دارد، اما با این همه طبق ماده 465 قانون مدنی، احکام خاصه بیع، در معاوضه جاری نمی‌شود.

این در حالی است که احکام کلی بیع مثل حق حبس، لزوم تسلیم مورد معامله، قدرت بر تسلیم آن و اهلیت طرفین و موارد یاز این دست، در معاوضه جاری است.

بنابراین احکام خاص بیع مثل خیاراتی که مختص بیع است مانند خیار مجلس، حیوان و تأخیر ثمن در معاوضه جاری نیست. لذا با این خیارات نمی‌توان عقد معاوضه را بر هم زد.

همچنین در معاوضه نمی‌توان حق شفعه برای شریک قائل شد چرا که حق شفعه از احکام خاص بیع است و در معاوضه جاری نیست.

اعمال قواعد بیع در معاوضه

اجرای قواعدی خاص مثل انفساخ عقد، تلف مبیع قبل از قبض و حق فسخ در اثر اعسار خریدار، در معاوضه به شدت مورد تردید است و می‌توان گفت که حتی در معاوضه راه ندارد.

موضوع دیگری که مطرح است، غبن در معاوضه است. عده‌ای معتقدند که عقد معاوضه مثل صلح، مبتنی بر مسامحه است و طرفین فقط قصد مبادله کالاهایشان را دارند و در این میان زیاد توجهی به تعادل ارزش اقتصادی کالاها ندارند و در مواردی که عقدی مبتنی بر مسامحه باشد، خیار غبن راه ندارد. (ماده 761 قانون مدنی)‌

بنابراین در معاوضه هم، خیار غبن وجود ندارد. اگر چه در معاوضه نیز همواره این‌گونه نیست که مبتنی بر مسامحه بوده و ارزش واقعی ملاک نباشد. به همین دلیل باید خیار غبن را که از قواعد عمومی معاملات است، در عقد معاوضه نیز جاری بدانیم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا