وب سایت گزینه های باینری

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

فاندامنتال یا تکنیکال، مسئله این است!

با نگاهی گذرا به آمار و ارقام و شاخص‌ها در ماه‌های اخیر به راحتی می‌توان پی برد که پررونق‌ترین حوزه اقتصادی، بازارسرمایه و بورس اوراق بهادار بوده است.

ورود بیش از یک میلیون نفر سرمایه‌گذار جدید در 18ماه اخیر و صعود بی‌سابقه شاخص بورس دلیلی بر این مدعاست. در این رابطه عوامل متعددی ازجمله افزایش نرخ ارز و تورم، افزایش سودآوری شرکت‌ها، ایجاد فضای آرام توأم با امید و تحولات سیاسی اخیر دخیل بوده است. لیکن با توجه به افزایش نسبتا زیاد نسبت قیمت به درآمد(P/E) واضح است که سرمایه‌گذاران امید زیادی به آینده دارند. به بیان دیگر می‌توان گفت که افزایش روزانه شاخص بورس نشان‌دهنده آن است که از نظر فعالان این حوزه ارزش ذاتی سهام از ارزش بازار آن بیشتر است، لذا این موضوع باعث می‌شود که شاهد افزایش روزانه قیمت بازار سهام برخی از شرکت‌ها باشیم. 2 تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ روش متداول درخصوص تعیین ارزش ذاتی سهام توسط سرمایه‌گذاران به‌کار گرفته می‌شود که عبارت است از روش«فاندامنتال» یا بنیادی و روش «تکنیکال» یا فنی.

در تحلیل بنیادی فرض بر آن است که ارزش ذاتی اوراق بهادار تابعی از متغیرهای بنیادی است که ترکیب این متغیرها بازده مورد انتظار را مشخص می‌کند. در این روش ارزش ذاتی سهام از طریق ارزیابی متغیرهای بنیادی صورت می‌گیرد تا با ارزش بازار سهام مورد مقایسه قرار گیرد. به بیان دیگر اگر ارزش ذاتی سهام بیش از ارزش بازار آن ارزیابی شود، زمان برای خرید مناسب است و اگر ارزش ذاتی سهام کمتر از ارزش بازار آن ارزیابی شود، زمان برای فروش مناسب خواهد بود. در تحلیل بنیادی از رویکرد قیاسی یا همان کل به جزء استفاده می‌شود؛ بدین‌ترتیب که ابتدا اقتصاد و بازار در کل تجزیه و تحلیل شده تا بتوان زمان مناسب برای سرمایه‌گذاری را تشخیص داد. سپس صنایع یا بخش‌هایی از اقتصاد که دارای چشم‌اندازهای آتی مناسبی است تحلیل می‌شود.

در پایان اگر زمان برای سرمایه‌گذاری مناسب تشخیص داده شود و صنایع مناسبی برای کسب بازده مطلوب وجود داشته باشد، شرکت‌های مربوط به صنایع موردنظر تجزیه و تحلیل می‌شوند تا بتوان سبد مناسبی از سهام را خریداری کرد. درخصوص گام اول یعنی تجزیه و تحلیل کلی از وضعیت اقتصادی باید توجه داشت که بازار سهام قسمتی مهم و حیاتی از کل اقتصاد به شمار می‌رود. بدیهی است که ارتباطی قوی بین بازار سهام و اقتصاد وجود دارد، لذا اگر وضعیت اقتصادی مطلوب نباشد، عملکرد بیشتر شرکت‌ها و بازار سهام نیز ضعیف خواهد شد؛ در نتیجه یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای زمانی اقدام به خرید سهام خواهدکرد که وضعیت مناسبی را از جهت کل اقتصاد در آینده متصور باشد. در گام دوم یعنی تجزیه و تحلیل صنایع، داده‌هایی نظیر فروش، سود سهام، سود تقسیمی، ساختارسرمایه، خطوط تولید و قوانین و مقررات مدنظر قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذاران با توجه به شرایط فعلی و چشم‌اندازهای آتی اقتصاد، به‌دنبال پاسخ دادن به سؤالاتی نظیر اینکه کدام یک از صنایع احتمالا سود خوبی ارائه خواهد کرد؟ کدام یک از صنایع نسبت قیمت به درآمد مطلوبی خواهد داشت؟ یا اینکه کدام یک از صنایع بیشتر تحت‌تأثیر رویدادهای بالقوه آتی ممکن است قرار گیرد؟ هستند. نهایتا در گام سوم به تحلیل شرکت‌های صنعت یا صنایع مورد نظر پرداخته می‌شود. در این رابطه می‌توان متغیرهایی نظیر قابلیت نقدینگی، تعداد سهام در دست عموم و ترکیب سهامداران، میزان دادوستد سهام، سودآوری، منابع مالی، موقعیت رقابتی شرکت در آن صنعت، تغییرات تکنولوژیک و مدیریت را درنظر داشت.

تحلیل‌گران فنی نیز بر این باورند که می‌توانند با استفاده از ابزارهایی نظیر انواع نمودارها، اوراق بهاداری که ارزش ذاتی‌شان بیش از ارزش بازار آنهاست را شناسایی کنند. در این شیوه فرض بر آن است که قیمت‌ها براساس روندها حرکت می‌کنند و همچنین قیمت‌ها رفتارهای خود را تکرار خواهند کرد. این گروه از تحلیل‌گران با درنظر گرفتن قیمت بازشدن، بسته شدن، حداقل و حداکثر یک سهم سعی می‌کنند آینده آن را پیش‌بینی کنند. در واقع می‌توان گفت که در روش فنی سعی می‌شود با بررسی رفتار قیمت، پیروزی عرضه یا تقاضا را پیش‌بینی کرد.

در یک مقایسه اجمالی بین 2روش رایج مذکور می‌توان دریافت که روش بنیادی روشی است که بیشتر، بازار را مبتنی بر منطق می‌داند درحالی‌که روش فنی عمدتا بازار را بر پایه مسائل روانشناختی و رفتاری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. بسیاری از سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای به‌دنبال پاسخ این سؤال هستند که کدام یک از این روش‌ها سودمندتر است؟ ارائه پاسخی قاطع به این پرسش کمی مشکل است اما می‌توان گفت که بسیاری از سرمایه‌گذاران حرفه‌ای از ترکیب هر دو روش استفاده می‌کنند؛ به‌عنوان مثال درخصوص ارزیابی وضعیت اقتصادی و شناخت صنایع دارای چشم‌انداز آتی مناسب و انتخاب شرکت‌ها از روش بنیادی استفاده می‌کنند و درخصوص تعیین زمان مناسب برای خرید یا فروش از روش فنی بهره می‌گیرند.

بررسی تفاوت، مزایا و معایب تحلیل تکنیکال و بنیادی

بررسی تحلیل تکنیکال و بنیادی

ابتدا به بررسی معنای هر یک از تحلیل تکنیکال و بنیادی به صورت جداگانه می پردازیم :

زمانیکه می خواهید اطلاعاتی را در مورد آینده وضعیت و قیمت سهام یک شرکت بدست بیاورید نیاز به تحلیل دارید که مهمترین تحلیل ها عبارتند از تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis و تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis می باشد .

تحلیل تکنیکال چیست؟ در تحلیل تکنیکال به اعداد، ارقام و خود کالا توجه نمی شود بلکه توجه اصلی بر رفتار بازار و نمودارهای ( در مقاله انواع نمودار تحلیل تکنیکال به بررسی کامل این نمودارهای پرداخته ایم . ) نشان دهنده وضعیت بازار می باشد. در این روش به پیش بینی وضعیت آینده بازار، قیمت کالاها می پردازیم. با بررسی اطلاعات قدیمی می توان روند قیمت را پیدا کرد و حتی می توان به اطلاعاتی روش بنیادی نیز دست یافت.

تحلیل بنیادی چیست؟ این روش به دنبال پیدا کردن دلیل اصلی تغییرات قیمت در بازار است و برعکس تحلیل تکنیکال، به اخبار و گزارشات منتشر شده توجه بسیاری می شود. به عبارتی دیگر در این روش تمام تلاش کارشناسان ابن است که ارزش ذاتی دارایی را محاسبه کنند. در تحلیل بنیادی باید سه تحلیل اقتصاد، شرکت و صنعت انجام گیرد.

بررسی مزایا و معایب تحلیل تکنیکال :

مزایا:

  • مشخص نمودن زمان مناسب برای ورود و خروج بازار
  • یادگیری تحلیل تکنیکال بسیار ساده و آسان است.
  • قیمت فعلی کالا را به سرمایه گذاران ارائه می کند
  • نمودارهای موجود در روش تحلیل تکنیکال می تواند راهنمای مناسبی برای خرید و فروش باشد
  • از تحلیل تکنیکال می توان برای هر نوع معامله ای در هر زمانی استفاده نمود
  • تحلیل تکنیکال نیاز به هزینه و زمان کمی دارد.
  • یافتن الگو های مخفی در حرکت قیمت

معایب :

  • در تحلیل تکنیکال علایق شخص بر این تحلیل تاثیرگذار است.
  • همیشه جواب نهایی در این تحلیل درست نیست زیرا این روش از یک سری قوانینی پیروی میکنید که همیشه این قوانین صدق نمیکنند.
  • امکان تفسیر های مختلف
  • از تحلیل تکنیکال برای کالاهای جدید نمی توان استفاده کرد زیرا این کالاها فاقد اطلاعات قدیمی هستند.
  • تحلیل تکنیکال هیچ گاه توانایی پی بردن به ارزش ذاتی را ندارد و این امر باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری می شود.

بررسی مزایا و معایب تحلیل بنیادی :

مزایا :

  • سهامی را که دارای موقعیت خوبی است، برای بلندمدت شناسایی می‌کند.
  • تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاری های بلند مدت بسیار خوب است.
  • تحلیل بنیادی شرکت هایی را که دارای دارایی و سهام ارزشمند هستند را مشخص می کند.
  • پی بردن به ارزش ذاتی هر سهم موثرترین تحلیل و روش می باشد.
  • برای محاسبه بتا تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ به عنوان عامل ریسک سیستماتیک نقشی اساسی دارد.

معایب :

  • در تحلیل بنیادی نیاز به بررسی متغیرها وجود دارد که این امری است پر هزینه.
  • نتیجه بررسی متغیرها در این تحلیل تنها برای یک مدت کوتاهی سودمند می باشد.
  • یادگیری تحلیل بنیادی بسیار زمان بر و پیچیده می باشد.
  • توانایی مشخص نمودن حداقل و حداکثر قیمت برای خرید و فروش را ندارد.
  • تحلیل بنیادی کیفیت درونی شرکتها را جستجو می کنند.

محاسبه ارزش ذاتی شرکت با روش تحلیل بنیادی :

ارزش ذاتی یک شرکت یکی از اساسی ترین و مهمترین مواردی است که می توان براساس آن به خرید و فروش پرداخت. یکی از بهترین روش های برای بدست آوردن ارزش ذاتی یک شرکت استفاده از تحلیل بنیادی می باشد. اگر از دید سرمایه‌گذاران، ارزش ذاتی یک سهم بالاتر از ارزش بازار باشد، گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری به شمار نمی‌رود.

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

در مقابل تحلیل‌گر فاندامنتال همواره به علت‌ها و دلایل تغییر قیمت می‌پردازد. بیشتر معامله‌گران خود را در یکی از دو دسته تحلیل‌گران فاندامنتال و یا تکنیکال طبقه‌بندی می‌کنند. در حقیقت این دو دسته نقاط مشترک زیادی دارند.

خیلی از تحلیل‌گران فاندامنتال سعی دارند مقدماتی از تکنیکال را فرابگیرند. و همین طور بسیاری از تحلیل‌گران تکنیکی نیز تلاش می‌کنند حداقل اطلاعاتی از مسائل فاندامنتال داشته باشند. مشکل اصلی اینجاست. که خیلی از اوقات علت‌ها و نمودارها با یکدیگر درگیر هستند.

در بیشتر مواقع در ابتدای حرکت‌های مهم بازار، یک تحلیل گر فاندامنتال نمی تواند تعریف درستی برای تغییرات بازار ارایه دهد.

در چنین لحظات بحرانی است .که هر دو تحلیل‌گر تفاوت‌های زیادی را در برداشت‌هایشان .و روند قیمت مشاهده می‌کنند و اغلب نیز همزمان با هم دلیل تغییرات را درک می‌کنند. ولی گاهاً برای انجام هر گونه عکس العمل خیلی دیر شده است.

این اختلافات ظاهری را شاید بتوان این‌گونه تشریح کرد. که در واقع تغییرات قیمت باعث ایجاد دلایل پایه‌ای جدیدی می‌شود .یعنی اینکه تغییر قیمت باعث می‌شود تا تحلیل‌گر فاندامنتال و فاکتورهای سنجش او حساس شوند. و در حقیقت بازار دلایل تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ جدیدی برای این تغییرات پیدا کند.

در حالی که دلایل پایه‌ای قبلاً تأثیر خود را بر قیمت گذاشته‌اند. و هم اکنون در بازار وجود دارند .و در واقع قیمت‌ها در حال نشان دادن واکنش به دلایل پایه‌ای جدید هستند.

خیلی از بازارها در گذشته با تغییرات بسیار کم و یا اصلاً هیچ تغییری در فاندامنتال شروع شده است .و به مرور زمان وقتی که تغییرات دیده شده است. روند جدید کاملاً در مسیرش قرار گرفته است.

تحلیلگر تکنیکال؟

بعد از مدتی تحلیل‌گر تکنیکال با اعتماد به نفس بیشتری تغییرات را در نمودارها درک می‌کند. و می‌خواند. یک تحلیل گر تکنیکال شاید تنها کسی باشد .که در شرایطی که تغییرات بازار با خرد عمومی در تناقض است .احساس آرامش می کند .و حتی از چنین موقعیتی لذت می‌برد. او می‌داند که معامله‌گران بازار به زودی با اطلاعات جدیدی که همان دلایل فاندامنتال جدید می‌باشد .مواجه می‌شوند.

و شاید تنها او باشد که برای تصدیق محاسباتش منتظر چیزی نبوده است. در تأیید تحلیل تکنیکال می‌توان به وضوح دید که اعتقاد یک تحلیل‌گر تکنیکال به تحلیل‌هایش به مراتب بیشتر از یک تحلیل‌گر فاندامنتال می‌باشد.

در نهایت تحلیلگر تکنیکال را انتخاب کنیم یا فاندامنتال؟

اگر یک معامله‌گر مجبور باشد یکی از این دو را به عنوان روش کار انتخاب کند منطق می‌گوید که با تحلیل تکنیکال امکان رسیدن به موفقیتش بیشتر است. برای آنکه تحلیل تکنیکال در حقیقت تأثیر عوامل فاندامنتال را بررسی می‌کند و چون همیشه تأثیر فاندامنتال در روی قیمت لحاظ شده، به طور حتم بررسی فاندامنتال کاری غیرضروری است.

سرمایه گذاری

شاید بارها شنیده باشیم، که شخصی با سرمایه‌گذارای در بورس توانسته دارایی خود را چند برابر کند و همیشه این سوالات برای‌مان مطرح می‌شود که چگونه فرد مذکور توانسته، سهام مناسب را تشخیص دهد؟ چگونه توانسته، در زمان مناسب سرمایه‌گذاری کند؟ چگونه توانسته زمان مناسب خروج از بازار را شناسایی کند؟ مطمئناً شانس یا بخت و اقبال بلند مسبب این سود زیاد نشده است. و تنها زمانی می توانیم در بازار بورس موفق باشیم که دائماً دانش بورسی خود را ارتقا دهید.

در بورس آنچه که انجام می دهید بسیار مهم تر است از آنچه که می دانید. در این گام شما خواهید آموخت چگونه از دانش خود به بهترین شکل استفاده کنید.

هدف موسسه کارآفرین آوای مشاهیر:

پرسش هایی که سعی شده در این قسمت در موسسه کار آفرین آوای مشاهیر در راستای آموزش بورس در شیراز منتشر شده. به طور مختصر پاسخ داده شوند. پس تا پایان با ما همراه باشید.

ما در موسسه آوای مشاهیر مسیر موفقیت صحیح در بورس را به یک دانش تبدیل کرده و نام آن را “دوره جامع نوابغ” نامیده‌ایم برای دیدن آموزشی رایگان در بورس از طریق وب سایت، اینستاگرام و آپارات همراه ما باشید.

اطلاعات بیشتر پکیج های آموزشی به همراه کوچینگ رایگان آموزش بورس در معامله گری و سرمایه گذاری، جهت کسب اطلاعات بیشتر و سفارش با شماره 07136398831، 09056119981 خانم محمدی تماس بگیرید : وب سایت موسسه آوای مشاهیر: https://shirazbours.com/ اینستاگرام موسسه آوای مشاهیر: [email protected]

این دوره برای چه کسانی مناسب است؟

هدف از این بخش شناخت مهم ترین خصوصیات ذهنی معامله گر که موجب خطا در معاملات بازار بورس می شود، است.

علم بنیادی: سؤال اول یعنی: چی بخریم؟ را پاسخ می‌دهید.
علم تکنیکال: به سؤال کی بخریم؟ پاسخ می‌دهید.
علم رفتارشناسی: می‌توانید به سؤال اطمینان از رشد سهم؟ پاسخ دهید.

معامله گر منضبط

دوره آموزشی معامله گر منضبط، نحوۀ خودشناسی، روانشناسی بازار و به دست آوردن اعتماد به نفس را برای تازه واردان عرصۀ بورس و بازار تجارت با زبانی ساده بازگو می‌کند.
به یاد داشته باشید همیشه میزان پولی که در قالب سود معاملات به ‌دست می‌آورید، مستقیماً با باورهایی که در زندگی دارید در ارتباط است و مشخص می‌کند که چه اندازه لیاقت دریافت پول را دارید. بنابراین برای آنکه به‌عنوان یک معامله‌گر به خود پاداش دهید، باید هر چیزی که در نظام ذهنی‌تان مانع از رسیدن به بالاترین سطح ممکن از اعتمادبه‌نفس و دوست‌داشتن می‌شود را بشناسید و انرژی آن را تغییر دهید.

شرکت در دوره معامله‌گر منضبط به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

این دوره آموزشی برای شما که با امید داشتن درآمد بهتر و بیشتر وارد بازار بورس شده‌اید و یا قصد ورود به آن را دارید، تدوین شده است.
اگر در یک معامله‌ی پرضرر هستید، قیمت قادر است. دائماً از نقطه‌ای که ورود شما را به این معامله نشان می‌دهد دورتر و دورتر شود و واضح است که ضررتان در هر لحظه بیشتر می‌شود. در این میان، به‌جای پذیرفتن اینکه بازار از حرکت خود نمی‌ایستد، به امید برگشتن آن در انتظار می‌نشینید.

این امید تا آن جا ادامه پیدا می‌کند که میزان ضررتان از آستانه‌ی تحملتان عبور می‌کند. در اینجا معامله را ترک می‌کنید و هرگز نمی‌توانید باور کنید که اجازه داده‌اید ضرر این معامله برای شما تا این میزان زیاد شود.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

چنان‌چه شما به‌عنوان یک معامله‌گر در بازارهای مالی فعالیت می‌کنید، ممکن است نام تحلیل بنیادی یا فاندامنتال به گوش‌تان خورده باشد. تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها و مهارت‌هایی است که هر معامله‌گری باید برای ورود به بازارهای معاملاتی با آن آشنایی داشته باشد.

در این مقاله از سرمایه سازی ما به صورت کامل به بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال و مزایا و معایب آن پرداخته‌ایم. برای آشنایی بیشتر با این مولفه، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

معرفی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال (Fundamental Analysis) یک روش مهم تحلیلی است که با بررسی عوامل مالی و اقتصادی موثر روی سهام و اوراق بهادار ، به اندازه‌گیری ارزش واقعی آن‌ها می‌پردازد. واژه فاندامنتال به معنای بنیادین بوده و تحلیل فاندامنتال به معنی بررسی عواملی است که روی قیمت چیزهایی که خریدوفروش می‌شوند اثر گذار است.

عوامل متعددی از جمله عوامل سیاسی، اقتصادی و مالی باعث تغییر انتظار معامله‌گران شده و تعادل بین عرضه و تقاضا را بر هم می‌زنند. این تغییرات در نهایت باعث ایجاد تغییر در قیمت‌ها می‌شود؛ در نتیجه می‌توان عرضه‌وتقاضا را مهم‌ترین عناصر مورد بررسی در تحلیل فاندامنتال دانست.

اهداف استفاده از تحلیل فاندامنتال در بازارهای مالی

  • برآورد فعالیت‌های تجاری شرکت‌ها
  • تعیین حدودی ارزش سهام و پیش‌بینی تغییرات احتمالی آن در آینده
  • ارزیابی مدیریت
  • محاسبه ریسک سرمایه گذاری

تحلیل فاندامنتال چه انواعی دارد؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال به دو دسته کمی و کیفی تقسیم می‌شود که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

1:تحلیل فاندامنتال یا بنیادی کمی

این نوع از تحلیل بنیادی مربوط به عواملی است که می‌توان آن‌ها را به صورت اعداد و ارقام قابل اندازه‌گیری بیان کرد. بزرگترین منبع داده‌ها در تحلیل بنیادی کمی، صورت‌های مالی هستند. تحلیل‌گران از این اطلاعات مالی برای تصمیم‌گیری درباره سرمایه گذاری استفاده می‌کنند.

شاخص‌ها‌ی مختلفی برای تحلیل فاندامنتال کمی وجود دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توان به سلامت مالی تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ یک شرکت پی برد و یک ترید سودمند داشت. این شاخص ها عبارتند از:

  • سود هر سهم ((EPS
  • نسبت قیمت به درآمد (P/E)
  • رشد درآمد برآورده شده (PEG)
  • جریان نقدی آزاد (FCF)
  • نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B)
  • بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
  • نسبت پرداخت سود سهام (DPR)
  • نسبت قیمت به فروش (P/S)
  • نسبت بازده سود سهام
  • نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E)

2:تحلیل فاندامنتال یا بنیادی کیفی

تحلیل فاندامنتال کیفی، برخلاف تحلیل بنیادی کمی، یک مولفه قابل اندازه‌گیری نیست و به ماهیت استانداردها تعلق دارد. بنیادهای کیفی خیلی ملموس تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ نیستند؛ برای مثال کیفیت کار مدیران یک شرکت، حق ثبت اختراع و نوآوری و فناوری‌های انحصاری یک شرکت را نمی‌توان اندازه‌گیری کرد یا در قالب اعداد و ارقام مورد بررسی قرار داد.

بنیادهای کیفی مختلفی که باید برای هر شرکتی مورد بررسی قرار بگیرند، عبارتند از:

  • نوع کسب و کار شرکت و راه کسب درآمد آن. برای مثال اگر شرکت مورد نظر یک شرکت خدماتی است، آیا تمامی درآمد خود را از این راه کسب می‌کند یا تنها هزینه‌های مربوط به حق امتیاز آن را پرداخت می‌کند؟
  • مزیت‌های رقابتی مانند نام تجاری شرکت و شهرت آن در بازار کار را می‌توان یکی دیگر از مولفه‌های مهم در تحلیل بنیادی کیفی دانست. مزیت‌های رقابتی عواملی هستند که موفقیت شرکت را در طولانی مدت تضمین می‌کنند.
  • مهمترین معیار کیفی برای سرمایه گذاری در یک شرکت را می‌توان مدیریت آن شرکت دانست. اگر مدیر شرکت انتخابی شما نتواند برنامه‌های شرکت را به درستی اداره کند، آن شرکت یک شرکت مناسب و موفق برای سرمایه گذاری نخواهد بود. برای ارزیابی مدیران می‌توان هم به صورت حضوری و هم به صورت غیرحضوری و با مراجعه به وب سایت شرکت مورد نظر و خواندن سوابق اعضای هیئت مدیره اقدام کرد.
  • راهبری شرکتی یا سیاست‌های اعمال شده در شرکت را می‌توان یکی دیگر از عوامل مهم در تحلیل بنیادی کیفی دانست. این مولفه شامل تمامی قوانین و مقرراتی است که در آیین‌نامه و اساس‌نامه شرکت بیان شده‌اند. همچنین رعایت حق‌وحقوق کارمندان توسط مدیران را می‌توان یک عامل بسیار مهم در بررسی راهبری شرکت دانست.

مولفه‌ های تحلیل فاندامنتال یا بنیادی

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

سه مولفه اصلی تحلیل بنیادی عباتند از:

  1. تحلیل‌های اقتصادی
  2. تحلیل‌های صنعتی
  3. تحلیل‌های شرکتی

به علت جامع بودن رویکرد تحلیل فاندامنتال یا بنیادی لازم است که تحلیل‌گر اطلاعات کامل و جامعی در حوزه‌های مختلف حسابداری، مالی و اقتصادی داشته باشد.

تحلیل فاندامنتال از تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ بالا به پایین و از پایین به بالا

تحلیل فاندامنتال را می‌توان از بالا به پایین یا از پایین به بالا انجام داد. در تحلیل فاندامنتال از بالا به پایین، تحلیل‌گر ابتدا سلامت اقتصادی کلی جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهد. برای مثال با بررسی میزان تورم، میزان تولید ناخالص داخلی و نرخ بهره، جهت اقتصادی را مشخص می‌کند.

سپس صنایعی که فرصت‌های سرمایه گذاری مطمئن را فراهم می‌کنند، شناسایی می‌کند و به ارزیابی بخش‌های مشخص شده می‌پردازد. سپس سهام‌های آینده‌دار در حوزه صنعت را شناسایی و انتخاب می‌کند.

در تحلیل فاندامنتال از پایین به بالا، تحلیل‌گر از مقیاس‌های کوچک‌تری مانند خود سهام تحلیل خود را آغاز می‌کند. این نوع تحلیل برای شناسایی سهام‌هایی که عملکرد بهتری نسبت به صنعت کل دارند، استفاده می‌شود.

روش کار تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

در این روش معامله‌گران که دوره آموزش بورس از صفر را گذرانده اند در تلاش‌اند تا بتوانند عوامل عدم تعادل قیمت‌ها را شناسایی کرده و به یک نقطه تعادل و به‌دنبال آن به کسب سود برسند. در روش تحلیل بنیادی، معامله گران با استفاده از دانش و استراتژی خود به تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی می‌پردازند تا به یک پیش‌بینی سودمند در بازار برسند.

آن‌ها بر این باوراند که یک عامل اقتصادی بنیادی،علت تمام تغییرات در قسمت‌های مختلف بازاراست.

مزایای تحلیل بنیادی

  1. همه‌ افراد قادر به استفاده از این تحلیل هستند.
  2. یک راه‌کار قدرتمند برای ارزشیابی شرکت‌ها است.
  3. اگر تحلیل درستی صورت گیرد، به راحتی می‌توان ارزان یا گران‌تر بودن قیمت را با ارزش ذاتی آن‌ها مقایسه تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ کرد.
  4. برای شروع تحقیق کیفی و کمی یک نقطه‌ شروع اساسی وجود دارد.
  5. برای معاملات بلندمدت مناسب است.

معایت تحلیل فاندامنتال

  1. به‌دست آوردن یک آنالیز خوب و ساده و قابل فهم راحت نیست.
  2. وقت‌گیر است.
  3. دارای منحنی یادگیری شیب دار است.
  4. هیچ تضمینی برای درست بودن تحلیل در آینده وجود ندارد.
  5. برای معاملات کوتاه‌مدت مناسب نیست.

سختی کار در تحلیل بنیادی

مهم‌ترین سختی کار در تحلیل فاندامنتال در این است که در این بازار، معامله‌گران برای هر کدام از بازارهای ارز، سهام شرکت‌ها و کالاها، باید موضوعات معاملاتی جداگانه و متفاوتی را مورد بررسی قرار دهند. آن‌ها باید به این نکته توجه کنند که از یک روش خاص نمی‌توان برای تحلیل هر ارزی استفاده کرد؛ برای مثال برای بررسی فلزات قیمتی مانند طلا که ماهیتی دوگانه دارد، استفاده از تنها یک روش بنیادی امکان‌پذیر نیست.

نتیجه گیری

در این مقاله به بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال پرداختیم. هرچند که با استفاده از این تحلیل می‌توان تا حد زیادی ارزش و پتانسیل رشد یک سهام را بررسی کرد؛ اما برای بررسی تمامی عوامل موثر بر ارزش سهام لازم است که با روش‌های تحلیلی دیگری مانند تحلیل تکنیکال، داده‌های صنعت، اخبار اقتصاد کلان و… آشنایی داشته باشید.

برای آشنایی بیشتر با این تکنیک‌ها توصیه می‌کنیم که تنها به خواندن یک مقاله بسنده نکنید و مطالب مختلفی را در این باره در سایت سرمایه سازی مطالعه کنید.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال (تحلیل بنیادی) چیست؟ برای آشنایی با تحلیل فاندامنتال این مقاله را از دست ندهید. در این مقاله قصد داریم مزایا و معایب این تحلیل را مورد بررسی قرار دهیم و تفاوت تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال و همچنین تحلیل تکنیکال بیت کوین، برای شما فراهم شده است که قطعاً برای کسب موفقیت در بازار کریپتوکارنسی باید این تحلیل آشنایی داشته باشید.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ تحلیل فاندامنتال همانند تحلیل تکنیکال در بازارهای بورس، ارزهای دیجیتال و اوراق مورد استفاده قرار می‌گیرد که به‌عنوان علمی برای ارزیابی متغیرهای اقتصادی، مالی و عوامل تغییرپذیر دیگر یک دارایی می‌باشد. تحلیل بنیادی باعث می‌شود تا ارزش احتمالی و ارزش حقیقی یک رمزارز یا سهام در آینده را مشخص شود.

تحلیل فاندامنتال (بنیادی) چیست؟

تحلیل فاندامنتال چیست؟

در اصل تحلیل فاندامنتال به تحلیل و بررسی یک پروژه می‌پردازد که ممکن است سهام یا ارز دیجیتال باشد و این پروژه‌ها را از جوانب مختلف مانند اخبار و اتفاقات و رویدادهای اخیر آن پیگیری می‌کند. به این ترتیب اگر با بررسی تمام جوانب تأثیرگذار در یک پروژه و جنبه‌های گوناگون آن بتوان به ارزش درونی و پتانسیل ویژه آن دست یافت، می‌توان گفت که از تحلیل فاندامنتال یا بنیادی استفاده کرده‌ایم.
فرض کنید ایلان ماسک توییتی در مورد روند صعودی بیت کوین یا اتریوم و … در آینده خبر می‌دهد. این یک نمونه برای تحلیل فاندامنتال است که اگر شما با بررسی این موضوع بتوانید سود خوبی از این موضوع ببرید و اقدام به خرید آن ارز بکنید، درواقع از این تحلیل استفاده کرده‌اید.

چه عواملی در تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال تأثیر دارند؟

چه عواملی در تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال تأثیر دارند؟

چه عواملی در تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال تأثیر دارند؟

• میزان حجم معاملات

یکی از عوامل مهم و ضروری در تحلیل فاندامنتال است که به شما به کمک حجم معاملات می‌توانید میزان محبوبیت رمزارز موردنظر در بازار کریپتوکارنسی را مورد بررسی قرار دهید که این مقدار معادل با میزان معامله شده ارز دیجیتالی در یک بازه زمانی مشخص و خاص است. از این عملکرد نتیجه می‌گیریم، زمانی که حجم معاملات در ارزی دیجیتال بالا است، پس به معنای محبوبیت و آینده درخشان آن کوین خواهد بود.
البته نباید به شایعات دامن بزنید چراکه ممکن است رمزارزی با یک خبر و یک شایعه مورد توجه کاربران قرار بگیرد. درواقع نباید فقط به حجم معاملات یک ارز دیجیتالی توجه کرد؛ بنابراین سعی کنید برای یک ارز دیجیتال به‌صورت ماهانه تحلیل بنیادی انجام دهید تا با این کار از ضرر مالی جلوگیری کنید.

• تحلیل و بررسی موجودی رمزارز

در دنیای ارزهای دیجیتال افرادی مشغول به معامله و خرید و فروش ارز دیجیتال هستند، اما تعدادی از کاربران در عوض خرید و فروش، ارز خود را ذخیره و نگهداری می‌کنند. این یک روش بسیار مهم برای کنترل تورم می‌باشد که امروزه کاربرد زیادی دارد.
برای مثال تمام توکن‌های بیت کوین 21 میلیون است که تاکنون 18 میلیون از توکن از این رمزارز محبوب استخراج شده است؛ با توجه به این موضوع شاهد به پایان رسیدن استخراج بیت کوین هستیم و بنا به موضوع “عرضه و تقاضا” هرچه تعداد تقاضا بالا و میزان عرضه پایین باشد، روند قیمت بیت کوین صعودی خواهد بود که در آینده شاهد آن خواهیم بود.
بر این اساس موجودی ارز دیجیتال نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در تحلیل فاندامنتال است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

• ارزش بازار

ارزش بازار، به میزان دارایی یک شرکت ضرب‌در قیمت هر واحد از آن ارز به دست می‌آید. ارزش بازار در تحلیل بنیادی کی از فاکتورهای مهم و ضروری است که به کمک آن می‌توان تصمیمات بزرگی برای سرمایه‌گذاری گرفت که آینده‌ساز باشد. توجه داشته باشید که هرچه میزان ارزش بازار یک رمزارز بلا باشد که به معنای پایین بودن خطر (ریسک)سرمایه‌گذاری است.

• بازگشت سرمایه

میزان سودی دریافت شده به ازای هریک تومان سرمایه‌گذاری، بازگشت سرمایه گفته می‌شود که این معیار در واقع محاسبه نرخ بازگشت سرمایه در تحلیل فاندامنتال (بنیادی)به سرمایه‌گذاران در ارزیابی عملکرد رمزارز دیجیتالی کمک شایانی می‌کند.

• هزینه مورد نیاز برای استخراج توکن

یکی دیگر از عوامل مؤثر در تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال، محاسبه هزینه تمام شده برای استخراج و ماین کردن آن رمزپایه است. ماینرها یعنی افرادی که مشغول به استخراج کوین هستند، با محاسبه هزینه‌ها بررسی می‌کنند که آیا استخراج کوین موردنظر نسبت به قیمت آن هزینه بالاتری دارد یا خیر؟ و اگر هزینه ماین کردن بیشتر از ارزش کوین باشد، ماینرها علاقه‌ای به استخراج آن ارز دیجیتال نخواهند داشت.
در نتیجه تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ هزینه استخراج ارز باید با قیمت ارز موردنظر تفاوتی داشته باشد که با ماینینگ بتوان کسب سود کرد، در غیر این صورت استخراج بی‌فایده بوده و هزینه اضافی متقبل شده‌اید.
برخی از سرمایه‌گذاران با بی‌توجهی به این مسئله زیان‌های بسیاری را به کار خود وارد می‌کنند که متأسفانه راهی برای جبران آن وجود ندارد و سرمایه‌شان را از دست داده‌اند؛ بنابراین نسبت به استخراج ارز دیجیتال دقت کافی را داشته باشید و از تحلیل بنیادی غافل نشوید.

• سرنوشت ارز دیجیتال

تاکنون ارزهای دیجیتالی زیادی پا به عرصه بازار کریپتوکارنسی گذاشته‌اند که بعد از مدتی فعالیت دچار مشکلات فراوانی شده‌اند که دیگر قادر به ادامه مسیر خود نیستند. نبود برنامه‌ریزی حرفه‌ای و نداشتن مسیر مشخص در پروژه در حال انجام سبب نابودی و از بین رفتن آن در سال‌های آتی می‌شود.
امروزه کریپتوهای زیادی در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند، آیا تمام آنها پتانسیل پیشرفت و افزایش قیمت دارند؟
بنابراین نباید از تحلیل فاندامنتال غافل شد زیرا به‌راحتی می‌توان تشخیص داد که کدام ارز دیجیتال در 3 سال آینده در بین ارزهای دیگر وجود نخواهد داشت و کدام یک پیشرفت زیادی را در پرونده خود به ثبت می‌رساند.

تفاوت فاندامنتال و تکنیکال چیست؟

در ادامه مقاله تفاوت‌های تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال را با یکدیگر بررسی می‌کنیم. حتماً برای شما نیز این سؤال پیش‌آمده که آیا می‌توان تنها از یک تحلیل فاندامنتال استفاده کرد؟ در جواب این سؤال باید گفت که تقریباً می‌توان تنها با تحلیل تکنیکال به درآمد رسید و در ارزهای دیجیتال درخشید اما بالعکس این امر امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان تنها با تحلیل فاندامنتال موفقیت را تجربه کرد.

تفاوت فاندامنتال و تکنیکال چیست؟

تفاوت فاندامنتال و تکنیکال چیست؟

تحلیلگر تکنیکال بررسی‌های خود را روی نمودار انجام می‌دهد که هدف از این کار، دسترسی به نتیجه‌ای است که فرد تحلیلگر انتظار دارد عملکرد قیمت ارز دیجیتال همانند قیمت گذشته آن است. برای آشنایی تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ با تحلیل تکنیکال می‌توانید مقاله تحلیل تکنیکال چیست؟ را در بایننس فارسی مطالعه کنید.
تحلیلگر تکنیکال سعی بر این دارد که نمدار را تجزیه و تحلیل کند تا الگوهایی را برای شناخت رفتار آن ارز در زمان آینده را پیش بینی کند و بتواند با عملکرد سنجیده خود در آن بازه زمانی سود زیادی دریافت کند. اما تحلیل فاندامنتال بر پارامترهای شرکتی تمرکز دارد.
شاید بر این باور باشید که تحلیل تکنیکال غیرمنطقی باشد ولی می‌توان ثابت کرد که یک رابطه روان‌شناختی بسیار قوی بین روان‌شناسی فعالان حوزه کریپتو و تغییرات قیمت وجود دارد.
تحلیل تکنیکال بر اساس 3 اصلی که در آن وجود دارد، تنها تغییرات قیمت و اطلاعات قیمت را مورد هدف قرار می‌دهد که برخلاف تحلیل بنیادی است.

تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال

تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های یک تحلیلگر است که باید تسلط کافی روی ارزهایی مانند اتریوم، بیت کوین، استلار، ریپل و… داشته باشد و به‌صورت منظم آنها را مورد بررسی قرار دهد. برای یادگیری این اصول عجله نکنید زیرا به زمان زیاد و کسب تجربه نیاز است و نمی‌توان بلافاصله وارد بازار شد. همانطور که در مطالب قبلی گفتیم تحلیل فاندامنتال تنها مربوط به ارز دیجیتال نیست و در بازار سهام و … نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ بنابراین با یادگیری تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال (بنیادی)در بازارهای مختلفی تسلط خواهید داشت.

مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال

مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال

مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال

مزایای فاندامنتال (تحلیل بنیادی)

1- با تحلیل درستی از ارزها می‌توان به درک و فهم بازار رسید و به آینده کریپتوهای بررسی شده امیدوار بود.
2- تحلیل فاندامنتال از جمله تحلیل‌ها و روش‌هایی است که در حوزه‌های گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرد و از محبوب‌ترین روش‌های تحلیل و بررسی برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت می‌باشد.

معایب فاندامنتال (تحلیل بنیادی)

1- در برخی اوقات محاسبه عوامل تأثیرگذار در تحلیل فاندامنتال به مشکل خورده و به اشتباه محاسبه می‌شوند.
2- در این نوع از تحلیل باید زمان بسیاری را برای درک درست از شرایط و اوضاع بازار ارز دیجیتال صرف کرد؛ همچنین باید تمام پارامترها و فاکتورهای مؤثر در قیمت و ارزش رمزارز را بررسی نمود.
3- تنها با زمان گذاشتن روی این موضوع می‌توانید در مسیر حرکتتان موفق شوید و اگر از صبر و حوصله شما خارج است پیشنهاد می‌کنم از یک تحلیلگر حرفه‌ای کمک بگیرید.

تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال از موضوعات مهمی هستند که هرکس به‌عنوان تحلیلگر و یا فردی که در بازارهای ارز دیجیتال فعالیت دارد، باید به شناخت کاملی از آنها برسند که البته تحلیلگر این حوزه تمام زمان خود را صرف تحلیل می‌کنند. در این مقاله سعی کردیم تمام مفاهیم تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی را به شما ارائه کنیم و مزایا و معایب، تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال و … را خدمت شما تقدیم کنیم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا