وب سایت گزینه های باینری

استراتژی معاملاتی (Trading Strategy)

استراتژی معاملاتی روندی (Trend trading strategy)

استراتژی معاملاتی روندی یکی دیگر از زیرمجموعه‌های استراتژی رفتار قیمت (Price action) است و برای معامله‌گران با سطوح مختلفی از مهارت و تجربه قابل استفاده است. در این استراتژی شما سعی می‌کنید تا جهت مومنتوم قیمت‌ها را تشخیص داده و روی آن سوار شوید تا بدین وسیله، سود ببرید. در معاملات فارکس، می‌توان از این استراتژی برای جفت‌ارزهای مختلف استفاده کرد. این استراتژی در دیگر بازارهای معاملاتی نیز قابل استفاده است.

۲. ویژگی‌های استراتژی معاملاتی روندی

۱.۲. طول معامله

از استراتژی معامله روندی معمولا در بازه‌های زمانی میان‌مدت تا بلندمدت استفاده می‌شود، چون روندها نیز در بازه‌های زمانی میان‌مدت و بلندمدت قابل تشخیص هستند. طبق استراتژی رفتار قیمت (price action)، در استراتژی روندی نیز می‌توان پس تحلیل بازه‌های زمانی مختلف دست به تصمیم‌گیری زد.

۲.۲. نقاط ورود و خروج

در استراتژی روندی، معمولا از اندیکاتورهای نوسانگر (مانند RSI و CCI) برای تعیین نقاط ورود به معامله استفاده می‌کنیم. نقاط خروج بر اساس نسبت ریسک به پاداش تعیین می‌شوند. بر اساس فاصله بین نقطه ورود و سطوح توقف زیان (stop loss) معامله‌گران می‌توانند سعی کنند که نسبت ریسک به پاداش مثبتی داشته باشند. مثلا اگر سطح توقف زیان ۵۰ پیپ از نقطه ورود به معامله فاصله داشته باشد، نقطه سودگیری (خروج از معامله) را می‌توان ۵۰ پیپ یا دورتر از نقطه ورود تعیین کرد.

مثالی از شناخت روند در نمودار

مثالی از شناخت روند در نمودار

در نمودار یورو/دلار ((EUR/USD فوق، بر اساس وجود کف‌ها و سقف‌های بالاتر، می‌توان نتیجه گرفت که شاهد روندی صعودی هستیم. اگر وضعیت برعکس باشد، یعنی کف‌ها و سقف‌های پایینتری شکل گرفته باشند، می‌توان نتیجه گرفت که روندی نزولی بر قیمت حاکم است.

مثالی از تعیین نقاط ورود و خروج

مثالی از تعیین نقاط ورود و خروج

در استراتژی روندی، وقتی روندی قدرتمند را در بازار تشخیص دادید، در جهت روند معامله می‌کنید و به قول معروف، «روند دوست شماست».

برای مثال، در نمودار EUR/USD بالا شاهد روند افزایشی قدرتمندی هستیم. با استفاده از اندیکاتور CCI برای تعیین نقاط ورود، می‌بینیم که هر بار CCI پایینتر از ۱۰۰- برود، قیمت واکنش صعودی نشان می‌دهد. البته این قانونی همیشگی نیست ولی با دنبال کردن روند، هر چاله‌ای در قیمت باعث می‌شود که خریداران بیشتری وارد بازار شوند و قیمت را بالاتر ببرند. در کل، می‌توان گفت که در استراتژی معاملاتی روندی، شناخت روندی قدرتمند در نمودار ضروری است.

۳. نقاط قوت و ضعف استراتژی معاملاتی روندی

به سبب نیاز به بررسی متغیرهای متعدد، استراتژی معاملاتی روندی می‌تواند نسبتا زمانبر و انرژی‌بر باشد. در زیر تعدادی از نقاط قوت و ضعف این استراتژی را ذکر کرده‌ایم تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا این استراتژی به درد شما می‌خورد یا خیر:

نقاط قوت:

  • ایجاد فرصت‌های معاملاتی زیاد
  • نسبت ریسک به پاداش مناسب

نقاط ضعف:

  • زمانبر است
  • نیاز به دانش تخصصی در تحلیل تکنیکال دارد

مطالعه این مقاله پیشنهاد می‌شود: آشنایی با استراتژی‌های معاملاتی فارکس

استراتژی معاملاتی (Trading Strategy)

اصطلاحات مالی و اقتصادی

یک استراتژی معاملاتی (به انگلیسی Trading Strategy)، نوعی شیوه خرید و فروش در بازار است که بر قواعدی از پیش‌ تعریف‌شده برای اتخاذ تصمیمات معاملاتی استوار است.

استراتژی معاملاتی می‌تواند برای هر بازاری از جمله ارز دیجیتال، سهام، سایر اوراق بهادار و هر بازار مالی تنظیم شود.

درک بهتر استراتژی معاملاتی

یک استراتژی معامله‌گری شامل یک برنامه سرمایه‌گذاری و معاملاتی دقیق است که اهداف سرمایه‌گذاری، توان ریسک پذیری‌‌، افق زمانی و پیامدهای مالیاتی را مشخص می‌کند.

بهترین ایده‌ها و کنش‌ها باید پیش از عملی شدن بررسی شده و به خوبی فرا گرفته شوند.

برنامه‌ریزی برای معامله شامل توسعه شیوه‌هایی می‌شود که مواردی چون خریدوفروش سهام، اوراق قرضه، صندوق‌های قابل معامله در بورس یا سرمایه‌گذاری‌های دیگر را در بر می‌گیرند و حتی ممکن است به برنامه‌ریزی استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) برای معاملات پیچیده‌تر مانند معاملات آپشن یا معاملات آتی نیز تعمیم یابند.

جایگذاری معاملات به معنای کار با یک کارگزار یا بروکر و شناسایی و مدیریت هزینه‌ معاملات است که شامل اسپردها، کمیسیون‌ها و هزینه‌ها می‌شود.

بعد از اجرای این امور، باید موقعیت معاملاتی رصد و مدیریت شود که این مسئله شامل تنظیم کردن یا بستن معاملات در صورت لزوم است.

ریسک و بازده نیز همانند تاثیرات سبد سهام بر معاملات سنجیده می‌شوند و مورد بررسی قرار می‌گیرند.

نکات کلیدی

  • یک استراتژی معاملاتی را می‌توان به یک طرح معاملاتی تشبیه کرد که عوامل و مصارف مختلف را برای یک سرمایه‌گذار در نظر می‌گیرد.
  • این برنامه شامل سه مرحله است: برنامه‌ریزی، جایگذاری معاملات و اجرای معاملات. در هر مرحله از فرآیند، معیارهای مربوط به استراتژی بر اساس تغییر در بازارها اندازه‌گیری شده و تغییر می‌کنند.

توسعه یک استراتژی معاملاتی

انواع مختلفی از استراتژی‌های معاملاتی وجود دارد، اما اکثر آن‌ها یا بر وجوه تکنیکی متمرکز می‌شوند یا بر وجوه بنیادین.

وجه مشترک آن‌ها این است که هر دو بر اطلاعات کمی، که بتوان با استفاده از شبیه‌سازی دقت آن‌ها را سنجید، اتکا می‌کنند.

استراتژی معاملاتیِ تکنیکال، برای تولید سیگنال‌های معاملاتی بر اندیکاتورهای تکنیکی تکیه می‌کنند.

معامله‌گران تکنیکال اعتقاد دارند تمام اطلاعات مربوط به یک سهم یا اوراق بهادار مشخص، در قیمت و حرکت آن در روندهاست.

به عنوان مثال، یک استراتژی معاملاتی ساده ممکن است مبتنی بر یک تقاطع میانگین متحرک باشد که به موجب آن، یک میانگین متحرکِ کوتاه‌مدت، یک میانگین متحرک بلندمدت را در بالا یا پایین آن قطع می‌کند.

استراتژی معاملاتی بنیادی فاکتورهای بنیادین را مورد بررسی قرار می‌دهد. به عنوان مثال، ممکن است یک سرمایه‌گذار، به منظور تولید فهرستی از فرصت‌ها، مجموعه‌ای از معیارها را در نظر داشته باشد. این معیارها توسط فاکتور‌های تحلیلی، مانند رشد درآمد یا سودآوری شرکت، توسعه داده می‌شوند.

نوع سومی از استراتژی معاملاتی نیز با نام Quantitative trading اخیرا برجسته شده است.

در تحلیل کمی (Quantitative Analysis) تحلیلگر به دنبال درک رفتار قیمت با استفاده از ریاضیات، مدلسازی آمارری، سنجش و تحقیق است.

استراتژی معاملاتی کمی از این نظر به معامله‌گری تکنیکال شباهت دارد که برای تصمیم گیری درمورد خرید یا فروش، از اطلاعات مربوط به سهام استفاده می‌کند.

با این حال، ماتریکس فاکتورهایی که در تحلیل کمی برای تصمیم‌گیری درباره‌ خرید یا فروش یک سهم استفاده می‌شود، به نسبت بزرگ‌تر از تحلیل تکنیکال است.

یک معامله‌گر کمی، از داده های زیادی -همچون تحلیل رگرسیون نسبت‌های معاملاتی، داده‌های تکنیکال، قیمت- برای استخراج ناکارآمدی‌های موجود در بازار و انجام معاملات سریع با استفاده از تکنولوژی استفاده می‌کند.

از استراتژی‌های معاملاتی به منظور پیش‌گیری از سوگیری‌های موجود در دانش مالی رفتاری و اطمینان از نتایج ثابت استفاده می‌شود.

به عنوان مثال، معامله‌گرانی که از قوانین ناظر به زمان خروج از یک معامله پیروی می‌کنند، کمتر احتمال دارد در برابر اثر تمایلی (disposition effect) تسلیم شوند؛ اثری که باعث می‌شود سرمایه گذاران، سهام هایی که ارزش خود را از دست می دهند را رها نکرده و سهام‌های در حال رشد را بفروشند.

حساسیت استراتژی‌های معاملاتی می‌تواند جهت بررسی ثبات در شرایط مختلف بازار مورد سنجش قرار بگیرد.

توسعه استراتژی‌های معاملاتی سودآور امری دشوار است و این خطر نیز وجود دارد که بیش از حد بر یک استراتژی تکیه کنیم.

به عنوان مثال، ممکن است یک معامله‌گر، منحنی یک استراتژی معاملاتی را بر یک آزمون گذشته‌ی خاص منطبق کند، امری که باعث ایجاد اعتماد کاذب به آن استراتژی خواهد شد.

ممکن است استراتژی روی کاغذ و بر اساس داده‌های قبلی بازار به خوبی کار کند، اما کارآمدی در گذشته، موفقیت‌های بعدی در شرایط کنونی بازار را تضمین نمی‌کند.

زیرا ممکن است شرایط فعلی و آینده، نسبت به دوره‌ای که برای آزمون انتخاب کرده بودیم تفاوت بسیاری داشته باشد.

این اصطلاح در واژه‌نامه جامع بورسینس منتشر شده است.اصطلاحات دیگر را ببینید.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

استراتژی معاملاتی موقعیتی (Position trading strategy)

از استراتژی معاملاتی موقعیتی در بازه‌های بلندمدت استفاده می‌شود. این استراتژی عمدتا روی تحلیل عوامل بنیادی (fundamental) تکیه می‌کند. البته از ابزارهای تکنیکال مانند تئوری موج الیوت نیز می‌توان در این استراتژی استفاده کرد. در این استراتژی، نوسانات کوچک بازار لحاظ نمی‌شوند چون روی جهت کلی و بزرگ‌تر بازار اثر مهمی ندارند. از استراتژی موقعیتی می‌توان در تمامی بازارها، از سهام و کالا گرفته تا فارکس، استفاده کرد.

۲. ویژگی‌های استراتژی معاملاتی موقعیتی

۱.۳. طول معاملات

همانطور که گفتیم، معاملات موقعیتی بازه زمانی بلندمدت (چند هفته، ماه، یا حتی سال) دارند و از این رو مناسب معامله‌گران با پشتکارتر هستند. در این استراتژی باید بتوانید اثر عوامل اقتصادی اثرگذار در بازار را درک کنید و همچنین از ابزارهای پیشبینی تکنیکال استفاده کنید. در کل،‌ شما بر اساس این تحلیل‌ها و اطلاعات وارد یک موقعیت می‌شوید و آنرا تا زمانی که به سودآوری برسد، حفظ می‌کنید و سپس پس از تحقق سود مورد نظر خود، موقعیت را می‌بندید.

۲.۳. نقاط ورود و خروج

در معاملات موقعیتی، برای بازه‌های طولانی‌تر (مثلا هفتگی یا ماهانه) تحلیل سطوح کلیدی نمودار اهمیت زیادی دارد چون می‌تواند اطلاعات زیادی درباره وضعیت بازار فراهم کند. سطوح کلیدی به معنای سطوح نقاط حمایتی و مقاومتی مهمی هستند که معمولا یا قیمت را در سطحی مشخص حفظ می‌کنند یا باعث چرخش جهت قیمت می‌شوند (مثلا زمانی که نمودار پایین برود ولی پس از برخورد به سطح حمایتی، رو به بالا برگردد و صعودی شود، که در این حالت به نقطه تغییر جهت نمودار نقطه محوری یا pivot point می‌گوییم). در کل، نقاط ورود و خروج به معاملات را باید با استفاده از تحلیل تکنیکال تعیین کرد.

مثال: معامله موقعیتی در شاخص DAX آلمان

مثال: معامله موقعیتی در شاخص DAX آلمان

در نمودار فوق، شاهد تشکیل الگوی سر و شانه (H&S) در بازه زمانی (timeframe) دوساله هستیم. همچنین می‌بینیم که به احتمال قوی، قیمت از خط گردن نمودار (خط قرمز افقی) پایینتر خواهد رفت. در این مثال، روند نزولی شاخص DAX آلمان با استفاده از تحلیل بنیادی و تکنیکال پیشبینی شده است. در پایان سال ۲۰۱۸، آلمان به سبب جنگ تجاری بین آمریکا و چین و اثر سوء آن روی صنعت خودروسازی شاهد رکود تکنیکال بود. همچنین پیشبینی می‌شد که برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) نیز اثر منفی روی اقتصاد آلمان داشته باشد. در این مورد، تشخیص الگوهای تکنیکال و همچنین تحلیل عوامل بنیادی اجازه می‌دهد تا با ترکیب تحلیل بنیادی و تکنیکال بتوان تصمیم‌گیری‌های خوبی در معاملات داشت.

۳. نقاط قوت و ضعف استراتژی معاملاتی موقعیتی

برخی نقاط قوت و ضعف استراتژی معاملاتی موقعیتی بدین شرح است، پس سعی کنید آنها را با شرایط خود مقایسه کنید و تصمیم بگیرید که این استراتژی تا چه اندازه با شرایط شما سازگار است:

نقاط قوت:

  • به صرف زمان کمی نیاز دارد
  • نسبت ریسک به پاداش بسیار خوب

نقاط ضعف:

  • فرصت‌های معاملاتی بسیار کم هستند
  • نیازمند درک قوی از تحلیل تکنیکال و بنیادی

در همین رابطه مطالعه این مقاله را پیشنهاد می‌کنیم: آشنایی با استراتژی‌های معاملاتی فارکس

معرفی استراتژی جامع معاملاتی فارکس

استراتژی جامع معاملاتی فارکس (Comprehensive Trading Strategy)

بسیاری از افراد در تحلیل تکنیکال استفاده از ابزار ها را به خوبی یاد گرفته اند و سپس به دنبال ساخت استراتژی رفته اند در حالی که هنوز 2 مسئله برای انها حل نشده باقی مانده است. اول نقاط ضعف هر یک از ابزارها را به درستی نمی شناسند و نمی دانند در چه شرایطی نمی شود به سیگنال های گرفته شده از فلان ابزار یا فلان تئوری اعتماد کرد. دوم آنکه نمی دانند هر یک از ابزارها یا تئوری های تحلیلی در کدام بخش از استراتژی شان باید جا داشته باشد. در استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) واقع هنوز نمی دانند که هر ابزار دقیقا به چه دردی می خورد و چرا و چه زمان باید از آنها استفاده کنند.
امروز در این مقاله به شما Comprehensive Trading Strategy یا همان استراتژی جامع معاملاتی را آموزش میدهیم. این استراتژی را آقای مقراضی شخصا پایه نهادن و در معاملاتشان از آن استفاده می کنند و به دانشجوهایشان نیز تدریس می کنند. این مقاله را تا انتها بخوانید تا به خوبی درک کنید ایا هنوز می توان از اندیکاتورها در تحلیل استفاده کرد یا اندیکاتورها منسوخ شده اند؟

نقش پرایس اکشن در تحلیل چیست و آیا پرایس اکشن به تنهایی کافی هست؟ آموزش الیوت چقدر در تحلیل شما حیاتی هست و ایا فرقی می کند کدام مکتب الیوت را آموزش دیده باشید؟ شما تا پایان این مقاله جواب خیلی از سوالاتتان را خواهید گرفت و با استراتژی شخصی استاد مقراضی آشنا خواهید شد.

خب همانطور که می دانید ما از ابزار های مختلفی در تحلیل تکنیکال استفاده می کنیم. از تئوری امواج الیوت گرفته تا فیبوناچی اکسپنشن. از پرایس اکشن گرفته تا اسیلاتورهای مومنتومی و غیر مومنتومی. اینکه شما بدانید چه زمانی باید از فیبو اکسپنشن استفاده کنید و یا چه زمانی باید به الیوت نگاه کنید و مثلا دنبال "نقطه ورود گرفتن" از الیوت نباشید، خیلی در ساخت یک استراتژی جامع معاملاتی کمکتان می کند.

ساخت استراتژی مثل غذا پختن می ماند. شما باید بدانید چه چیزی را با چه چیزی ترکیب کنید و هر کدام را چه زمانی در غذا بریزید تا یک غذای خوشمزه در بیاد.

کل پروسه ی ترید کردن 5 گام دارد .

گام اول : تشخیص روند اصلی بازار

گام اول این هست که بفهمیم روند اصلی بازار به کدام سمت است. حال ما برای فهمیدن همین موضوع که اکثریت بازار خریدار هستند یا فروشنده ، ابزار های مختلفی داریم.

یکی از ابزار ها استفاده از تئوری امواج میجر و اینترمدیت ها است . شما با استفاده از این تئوری می توانید روند اصلی بازار را بشناسید و متوجه شوید که آیا الان در یک روند پیشرو هستید یا بازار مشغول استراحت هست.

یکی دیگر از ابزارهایی که داریم استفاده از تئوری الیوت است. از الیوت نیز استفاده می کنیم تا بفهمیم کجای موج هستیم و روند غالب ما کدام سمت است. به عنوان مثال اگر در موج 3 صعودی هستیم، خیالمان راحت است که یک حرکت پرفشار صعودی داریم. اما اگر در انتهای موج 5 هستیم، متوجه می شویم که الان دیگر وقت خرید نیست و بعد از این بازار قرار است استراحت بکند.

گاها بعضی افراد به اشتباه با الیوت به دنبال نقطه ورود می گردن. نقطه ورود برای گام های بعدی است و در آن جا از ابزار های دیگری استفاده می کنیم.

برای فهم این موضوع که روند اصلی بازار به چه سمت است، از بحث فاندامنتال هم می توانیم استفاده کنیم.

مثلا هنگامی که بانک مرکزی آمریکا سیاست هایی را در پیش می گیرد که منجر به تضعیف دلار می شود، متوجه می شویم که روند غالب دلار نزولی است و کاملا حرکت اشتباهی است اگر در جفت ارزهایی که USD ارز پایه آن است خرید داشته باشیم.

در گام 1 همچنین قدرت ارزها را نیز بررسی می کنیم . قدرت ارزها به ما می گوید که به عنوان مثال EUR در حال ضعیف شدن و CAD در حال قوی شدن است . پس اگر این دو را کنار هم بگذاریم ، یک EURCAD نزولی خوب خواهیم داشت.

حال این قدرت ارزها رو به 2 شکل می توانیم بررسی کنیم. یکی از روش ها این است که از سایت هایی مثل FINVIZ استفاده کنیم که اسکنرهایی دارند و حرکت متقابل ارزها نسبت به همدیگر را رصد می کنند. راه دیگر این است که در پلتفرم هایی همانند تریدینگ ویو که شاخص ارزها را نشان می دهد ، نمودار هر شاخص ارز را جداگانه تحلیل کنیم.

به عنوان مثال در صورتی که شاخص USD ریزشی بود و شاخص CAD صعودی، روی جفت ارز USDCAD پوزیشن خرید نمی گیریم.

به طور خلاصه گام 1 تحلیل گری درست راجع به این است که روند کلی و غالب بازار به کدام سمت است و ابزار هایی که برای فهم آن استفاده می کنیم تئوری امواج الیوت ، تئوری میجر اینترمدیت، بحث فاندامنتال و بحث قدرت ارزها و تحلیل شاخص های ارزی است و نتیجه ای که از همه ی آن ها می گیریم این است که بازار در نهایت به کدام سمت حرکت خواهد کرد.استراتژی معاملاتی (Trading Strategy)

گام دوم : تشخیص نقاط حمایت و مقاومت

حالا جهت حرکت اصلی بازار را متوجه شدیم، بیاید بازار را همچون یک قطار در نظر بگیریم. ما در گام قبل فهمیدیم این قطار به کدام سمت می رود، حالا باید ایستگاه های آن را مشخص کنیم تا در ایستگاه مناسب سوار موج شویم و سود خوبی را کسب کنیم. احتمالا فهمیده اید یکی از اشتباهاتی که تازه واردها انجام می دهند این است که بدون در نظر گرفتن ایستگاهها سعی می کنند هر موقع که لپ تاپ شان را روشن کردند و نشستند پای بازار، حتما معامله ای انجام دهند. به این صورت آنها در زمانی که قطار در ایستگاه نیست قصد سوار شدن دارند و با اینکار فقط به خودشان آسیب می زنند و پول های زیادی را در بازار ضرر می کنند.

در تحلیل پرایس اکشن این ایستگاه ها را PRZ می نامند یا همان نقاط بازگشتی کلیدی. در تکنیکال کلاسیک و به زبان عامیانه نیز به آنها مناطق حمایتی مقاومتی می گویند.

مهم نیست چه اسمی روی آن بگذاریم، فقط باید توجه کنیم که وقتی بازار یک سطح مهم را از دست بدهد تا سطح بعدی حرکت می کند. همانند قطاری که وقتی از یک ایستگاه رد می شود تا ایستگاه بعدی حرکت می کند. و وظیفه ما تریدرها پیدا کردن این ایستگاه ها ( سطوح مهم و کلیدی) روی هر نمودار است. برای این کار از چندین ابزار می توانیم استفاده کنیم:

ابتدا به نمودار خالی نگاه میکنیم تا تشخیص بدهیم قیمت کجا ها برای چندین بار گیر کرده است. این منطقه های حمایت مقاومت و سطوحی که بازار به آنها واکنش نشان میدهد هم می توانند به صورت افقی باشند و هم می توانند به صورت خط روند یا حتی کانال باشند.

الگوهای کلاسیک مثل مثلث، هد اند شولدر و مستطیل هم در واقع همین مفهوم را بررسی می کنند. مثلا در الگوی مثلث افزایشی شما یک منطقه مقاومتی دارید که بازار بارها زیر آن نوسان می کند تا نهایتا می تواند خط بالای مثلث را بشکند و صعود کند. پس آن خط می تواند یکی از ایستگاههای ما باشد. اما ایستگاهها درجه اعتبار مختلفی دارند که جلوتر راجع به آنها صحبت میکنیم.

توجه کنید که در این مرحله هنوز از اندیکاتور و اسیلاتور استفاده نکرده ایم. گاها بعضی افراد به اشتباه تحلیل را کلا با اندیکاتور شروع می کنند.


استفاده از پیوت لاین ها هم در این مرحله استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) به ما کمک شایانی می کنند.

میانگین های متحرک یا همان موینگ اوریج ها را که می شناسید؟ این ابزارها به شدت کاربردی هستند و یکی از کاربردهایشان همین است که در پیدا کردن مناطق PRZ به کمک ما می آیند.

انواع فیبوناچی ها نیز در این گام به کمک ما می آیند.

پس در گام 2 ما به بررسی پرایس اکشن و به مفهوم این استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) که بازار چطور به مناطق حمایتی مقاومتی خودش واکنش نشان می دهد، می پردازیم و در عین حال از الگوهای کلاسیک، پیوت لاین ها، فیبوناچی ها و میانگین های متحرک استفاده می کنیم. ( البته استفاده از هر یک از این ابزارها قلق خاص خودش را دارد که در این مقاله نمی گنجند)

در پایان گام دو باید دقت کنیم که تعداد حمایت ها و مقاومت ها روی شکل زیاد هستند. پیوت ها هم همینطور و تازه ما کلی مووینگ اوریج های مختلف می توانیم رسم کنیم. پس باید بتوانیم مناطقی را که این ابزارها روی هم یا به شدت نزدیک هم می افتند را به عنوان مناطق با اعتبار بالا شناسایی کنیم و از ایستگاههای کوچک سر راه صرف نظر کنیم.

گام سوم : بررسی اعتبار نقاط حمایت و مقاومت

حالا که روند اصلی بازار را می دانیم و ایستگاه های مهم را نیز شناسایی کرده ایم، در گام 3 به دنبال موقعیت معاملاتی می گردیم. یادتان باشد موقعیت معاملاتی صرفا زمانی رخ می دهد که بازار به یکی از ایستگاه ها برسد. پس اگر قیمت بین دو ایستگاه یا سطوح حمایت مقاومتی باشد باید فعلا صبر کنیم.

در این گام لازم است به اسیلاتورها توجه کنیم . شاید شما هم شنیده باشید که بعضی از افراد ناشی می گویند اسیلاتورها قدیمی و منسوخ شده هستند، این مشکل را عموما کسانی دارند که نمی دانند جای صحیح استفاده از اسیلاتورها اینجاست. اگر زودتر در هر یک از گام های قبلی از اسیلاتورها استفاده کرده باشید صد در صد به خطا می روند اما حالا و در نقطه مناسب ما از آنها استفاده می کنیم تا انرژی بازار را بسنجیم. ما دنبال این هستیم که ببینیم آیا بازار که به این ایستگاه خاص رسیده، توانایی شکستن این منطقه و ادامه دادن مسیرش را دارد یا خیر. برای این منظور باید انرژی بازار را اندازه گیری کرد و چه ابزاری بهتر از اسیلاتورها. سیگنال هایی از جمله:

واگرایی ها
ورود به مناطق بیش خرید یا فروش
شکست خط سیگنال stochastic
شکسته شدن خط روند روی اسیلاتورها

اینها فقط نمونه هایی از سیگنال هایی هستند که شما می توانید به موقع از اسیلاتورها بگیرید تا به شما کمک کنند در درک بهتر اینکه آیا بازار به روند خودش ادامه خواهد داد یا از این ایستگاه برخواهد گشت. البته هم زمان با اندازه گیری انرژی بازار باید اعتبار منطقه مقاومتی پیش رو را هم در ذهن داشته باشید.

پس به طور خلاصه وقتی مناطق حمایت مقاومت را به درستی مشخص کردیم ، قیمت که به این مناطق می رسد برای این که بفهمیم ایا این منطقه شکسته می شود یا خیر ، نگاه به انرژی بازار و اعتبار آن منطقه مقاومتی می کنیم.

در این گام به شکل کندل ها هم نگاه می کنیم. بحث کندل شناسی ژاپنی دقیقا اینجا به کار می آید.

اجازه بدهید یک مثال بزنم تا تمام آن چیزی که توضیح دادیم را در کنار هم به کار ببریم. به عنوان مثال فرض کنید:

گام 1: از لحاظ تئوری های گام 1، متوجه میشویم هم اکنون در انتهای یک روند صعودی هستیم، گام 2: هم زمان می بینیم بازار نزدیک یک منطقه مقاومتی با اعتبار بالا که قبلا شناسایی کرده بودیم می شود.

گام 3: انرژی بازار را چک می کنیم و میبینیم که انرژی به شدت کاهش یافته و تازه یک کندل نزولی با سایه ی بزرگ ( engulfing نزولی) نیز شکل گرفته.

حالا به نظر شما با تمام این نشانه ها، ما باید آماده پوزیشن فروش بشویم یا موقعیت خرید؟

دقت کنید ما هرگز فقط بخاطر یه کندل engulfing نزولی یا فقط بخاطر یه واگرایی معامله نمی کنیم، بلکه زمانی این سیگنالها برایمان مهم می شود که اولا در منطقه درست با اعتبار بالا اتفاق بیوفتند و ثانیه هم پوشانی چندین سیگنال را با همدیگر مشاهده کنیم.

برای نقطه ورود دقیق می توانیم به یک تایم فریم پایین تر نیز برویم تا جزئیات بیشتری را ببینیم.

گام چهارم : مدیریت ریسک، کلید اصلی موفقیت در معامله گری

با برسی تمام موارد قبلی به گام 4 می رسیم. در این مرحله کلید اصلی موفقیت نهفته است و آن چیزی نیست جز مدیریک ریسک. باید حساب کنیم که استاپ لاس و تیک پرافیت را کجا می خواهیم قرار بدهیم که این خودش داستان مفصلی دارد. پیدا کردن جای مناسب برای حد ضرر خودش یک هنر است که مقاله جداگانه ای می طلبد.

بعد از پیدا کردن حد سود و حد ضرر، باید محاسبه کنیم که استراتژی معاملاتی (Trading Strategy) آیا نسبت 1:3 رعایت شده است؟ ( اگر شما یک تریدر حرفه ای هستید که درصد بالایی از معاملاتتان با سود بسته می شود می توانید نسبت ساده تری از 3:1 را انتخاب کنید ولی برای تازهکارها شدیدا توصیه می کنیم که به این نسبت پایبند باشند).

پس در این مرحله باید اول حساب کنیم که آیا اصلا ارزش ریسک کردن دارد؟ سپس حجم معامله را در همین گام به دست می آوریم. برای محاسبه حجم معامله باید میزان ریسک معامله را دخیل کرد یعنی هرچه ریسک معامله بیشتر باشد، طبق فرمول، حجم معامله کاهش می یابد.

پس در گام 4 تمامی محاسبات مدیریت ریسک را انجام می دهیم و فقط درصورتی که نسبت ریسک به ریوارد و دیگر موارد به خوبی رعایت شده بودند وارد معامله می شویم. بعد از آن باید به مدیریت پوزیشن پرداخت، مدیریت استاپ لاس و جابجا کردن آن نیز از سایر موارد مهم در گام 4 هست.

گام پنجم: روانشناسی معاملات و مدیریت احساسات

فراموش نکنید برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق شما هم اکنون یک استراتژی خوب در اختیار دارید اما دو چیز را هرگز فراموش نکنید:

مدیریت احساسات و روانشناسی بخش بزرگی از معامله هستند که باید حتما با کمک استاد راهنمای خود کاملا به آنها مسلط شوید وگرنه اگر بخواهید احساساتی معامله کنید نهایتا ضرر بزرگی خواهید کرد.

توضیحات بالا اسلوب کلی این استراتژی هست و مسلما در عمل و اجرا ریزه کاری های بی شماری وجود دارند که هر یک از آنها می توانند روی درصد موفقیت یا عدم موفقیت شما به شدت تاثیر گذار باشند. پس توصیه ما این هست که حتما در کلاس های عملی شرکت کنید تا اساتید ما بتوانند تمرینات و تحلیل های شما را ببینند و به شما ایرادات ریز کارتان را بگویند. شاید ایرادی که به شما صدها یا حتی هزاران دلار ضرر بزند و ماهها طول بکشید تا شما کشفشان کنید، در یک یا دو ماه جلسه رفع اشکال توسط اساتید ما برطرف شوند و شما کلی پول و زمان جلو بیفتید.


برای شرکت در دوره کامل رسیدن به درآمد از بورس و یادگیری استراتژی فوق، روی دکمه زیر کلیک کنید.
ثبت نام دوره کامل رسیدن به درآمد در بورس


اگر فکر می کنید قبلا کامل آموزش دیده اید و الان فقط نیاز به چند جلسه رفع اشکال دارید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
ثبت نام کلاسهای رفع اشکال

پس به طور خلاصه در استراتژی جامع معاملاتی شما 4 مورد مهم را یاد میگیرید:

آموزش تحلیل تکنیکال کلاسیک، الگوها و اندیکاتورها
آموزش پرایس اکشن و کندل شناسی و روانشناسی بازار
آموزش تئوری الیوت به صورت کاربردی
آموزش الگوهای هارمونیک و نسبت های مهم فیبوناچی

مطالب دیگری هم هستند که به شدت به صحت تحلیل شما کمک می کنند که یاد خواهید گرفت، مثلا:

آموزش استفاده از چنگال اندروز و پیوت لاین ها
آموزش تکنیک های مدیریت ریسک
آموزش مدیریت پوزیشن، تعیین بهترین نقطه برای استاپ لاس و تیک پرافیت و جابجایی آنها
آموزش تحلیل زمانی، واگرایی زمانی و غیره
آموزش سرمایه گذاری ارزشی، فاندامنتال

استراتژی معاملاتی چیست؟ چگونه سیستم معاملاتی مناسب خود را پیدا کنیم؟

استراتژی معاملاتی چیست

آیا زمانی که در حال ترید یا انجام معامله‌ای در بازارهای مالی هستید، با خود جملاتی مثل «این دفعه می‌دانم باید چه کار کنم!» یا «این بار مثل سری قبل نمی‌شود» را تکرار کرده‌اید؟ اگر جواب شما مثبت است یعنی هنوز یا استراتژی معاملاتی ندارید یا استراتژی معاملاتی مناسبی پیدا و آن را امتحان نکرده‌اید. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم استراتژی معاملاتی چیست و برای انتخاب یک استراتژی خوب باید به چه مواردی توجه کرد. با ما همراه باشید.

استراتژی معاملاتی چیست؟

استراتژی معاملاتی چیست

از آنجایی که استراتژی در حوزه‌ها و موضوعات مختلف کاربرد گسترده دارد، اگر بخواهیم تعریف ساده از آن بیان کنیم، می‌توانیم «مجموعه برنامه‌ و اقدامات بلند‌مدت و کوتاه‌مدت برای رسیدن به اهداف مشخص در شرایط عدم قطعیت» را استراتژی بنامیم. حال اگر این مفهوم را وارد بازارهای مالی کنیم، «مجموعه خاصی از شرایط که زمان ورود و خروج شما از بازار را مشخص می‌کند» استراتژی معاملاتی نام دارد.

داشتن استراتژی یا سیستم معاملاتی این امکان را به معامله‌گران می‌دهد که با دید بهتری بازار را رصد کنند و نقاط بهینه را بهتر شناسایی کنند. از طرف دیگر معاملاتی که با استراتژی مشخصی انجام شده‌اند، به‌راحتی قابل تجزیه‌وتحلیل هستند؛ بررسی روندهای گذشته یکی از روش‌هایی است که شما می‌توانید نسبت به درست یا نادرست بودن سیستم معاملاتی خود اطمینان حاصل کنید و در صورت نیاز آن را بهبود دهید.

چرا به استراتژی معاملاتی نیاز داریم؟

بسیاری از فعالان و معامله‌گران قدیمی در بازارهای مالی، به داشتن حداقل یک استراتژی معاملاتی تاکید دارند. توصیه این افراد دوری از هرگونه شلختگی و شلوغی بیش از حد در یادگیری و موضوعات گسترده است. تنها انتخاب یک استراتژی در ابتدای راه کافی است. بعد از اینکه یک استراتژی معاملاتی را خوب فرا گرفتید و آن را آزمون و خطا کردید، می‌توانید برای اطمینان بیشتر به سراغ استراتژی‌های دیگر بروید. بسیاری معتقدند زمانی یک استراتژی موفق است که در حدود شش ماه تست شده و در بیش از نیمی از معاملات درست عمل کند.

استراتژی معاملاتی مناسب با جلوگیری از وقوع ضررهای سنگین، باعث می‌شود معامله‌گران با خیال راحت‌تری معامله کنند.

چگونه یک استراتژی معاملاتی داشته باشیم؟

چگونه یک استراتژی معاملاتی داشته باشیم؟ - استراتژی معاملاتی چیست

استراتژی معاملاتی متشکل از چندین موضوع است. باید عوامل متعددی در کنار هم جمع شوند که یک استراتژی معاملاتی شکل بگیرد. یک استراتژی معاملاتی خوب شامل تعیین بازار معاملاتی، روش تحلیل بازار، سبک معاملاتی، زمان و تایم فریم معاملاتی، مدیریت سرمایه، روانشناسی فردی و روانشناسی بازار می‌شود. در ادامه به توضیح هر کدام خواهیم پرداخت.

تعیین بازار معاملاتی

اولین قدم برای داشتن یک استراتژی معاملاتی، تعیین بازار معاملاتی مورد معامله است. یعنی برای خودتان مشخص کنید که می‌خواهید به فرض مثال در بازار ارز دیجیتال، طلا، جفت ارزهای فیات یا مواردی از این قبیل ترید کنید. این کار باعث می‌شود روی یک بازار تمرکز کنید و بتوانید اخبار، ترندها یا تحلیل مرتبط با آن بازار را دنبال کنید و دچار سردرگمی نشوید. انتخاب هر کدام از بازارها می‌تواند به علاقه‌مندی شما نیز ارتباط داشته باشد. قبل از ورود به هر بازار جوانب مختلف آن را بررسی کنید. برای مثال به این موضوع که کدام بازار نوسان کمتر یا بیشتری دارد توجه کنید یا تعیین این که کدام بازار برای سرمایه‌گذاری بلندمدت مناسب‌تر است یا از کدام بازار می‌توان سودهای کوچک و کوتاه‌مدتی به‌دست آورد، مهم و در انتخاب سبک معاملاتی شما نیز کمک خواهد کرد.

انتخاب نوع تحلیل بازار

معامله‌گران باید روشی را که بر اساس آن می‌خواهند به تحلیل بازار بپردازند، انتخاب کنند. به عبارت دیگر زمانی که می‌خواهید وضعیت یک بازار را بررسی کنید باید تعیین کنید که می‌خواهید از تحلیل تکنیکال، فاندامنتال یا هردوی آن‌ها استفاده کنید. این قضیه با در نظر گرفتن اخبار به عنوان یک عنصر فاندامنتال در تضاد نیست. افراد می‌توانند روش تکنیکال را انتخاب کنند اما در زمان انجام معامله به اخبار به‌عنوان عامل ایجاد نوسان کوتاه‌مدت توجه کنند.

در تحلیل تکنیکال ابزارها و روش‌ها یا همان اندیکاتورها و اسیلاتورهای مختلفی برای رسیدن به نقطه ورود و خروج یک پوزیشن وجود دارد. بهتر است معامله‌گران در ابتدا یکی از آن‌ها را انتخاب کنند و با تمرین بر آن‌ها مسلط شوند. پس از یادگیری کامل، به سراغ ابزارهای بعدی بروید. بنابراین یکی از مواردی که باید در استراتژی معاملاتی به آن توجه کنید، انتخاب روش و ابزار تحلیل بازار است.

سبک‌های معاملاتی

سبک‌های مختلفی مانند اسکالپینگ (Scalping)، ترید روزانه (Day Trading)، نوسان‌گیری یا سوئینگ تریدینگ (Swing Trading) و پوزیشن تریدینگ (Position Trading) برای انتخاب وجود دارند. هر کدام از آن‌ها مناسب موقعیت‌های خاصی هستند. در ادامه به توضیح هر کدام خواهیم پرداخت.

اسکالپینگ (Scalping)

اسکالپینگ (Scalping) - سبک‌های معاملاتی - استراتژی معاملاتی چیست

کوتاه‌مدت‌ترین روش معامله‌گری، اسکالپینگ است. معامله‌گری که با نوسانات آنی و روی چند کندل صعودی یا نزولی، وارد پوزیشن معاملاتی می‌شود و بعد از گذشت چند دقیقه یا بعد از چند کندل از پوزیشن خارج می‌شود، اصطلاحا اسکالپینگ کرده است. برای اسکالپینگ معمولا باید با سرمایه بالا وارد این معاملات شد؛ زیرا با توجه به اسپرد (اختلاف بالاترین قیمت خرید و کمترین قیمت فروش) بروکر یا کارگزاری‌‌ها و کوتاه‌مدت بودن این روش، سودی که به‌دست می‌آید باید توجیه‌پذیر باشد. از طرف دیگر زمانی که یک دارایی با نوسان خیلی زیاد ترید می‌شود، اسپرد آن زیاد یا اصطلاحا واید (Wide) می‌شود؛ بنابراین با توجه به پرنوسان بودن ارزهای دیجیتال، ممکن است این سبک معاملاتی کارایی لازم را نداشته باشد.

کسانی که این روش را انتخاب می‌کنند، بیشتر در زمان شلوغی بازار و بالا بودن حجم معاملات، وارد معامله می‌شوند. کسانی که اسکالپ می‌کنند باید زمان قابل توجهی برای مشاهده نمودار صرف کنند و در طول یک روز چندین معامله انجام دهند. علی‌رغم اینکه انجام ترید زمان زیادی طول نمی‌کشد اما برای انتخاب نقطه ورود و خروج مناسب باید زمان زیادی برای تحلیل چارت و نمودار گذاشته شود بنابراین شاید نتوان بیشتر از یک یا دو ارز یا سهم برای دنبال کردن انتخاب کرد. این نوع معامله ریسک و استرس بالایی دارد.

از جمله مزایای این سبک معاملاتی، رسیدن به سود در زمان کم در صورت درست بودن تحلیل است. شما با انجام چند معامله به سود مورد نظر خود خواهید رسید و نیازی نیست که روزها و هفته‌ها برای آن منتظر بمانید. از جمله معایب این مدل نیز آنی و فوری بودن آن است. اگر در نقطه صحیح وارد یا خارج نشوید، ممکن است سود شما کم یا حتی تبدیل به ضرر شود. همچنین اگر نتوانید با این مساله کنار بیایید، برای جبران ضرر خود می‌خواهید دائما دست به ترید بزنید و ممکن است سرمایه‌تان را از دست بدهید.

ترید روزانه (Day Trading)

ترید روزانه (Day Trading) - سبک‌های معاملاتی - استراتژی معاملاتی چیست

روش دیگر ترید، معامله‌گری روزانه یا باز نگه داشتن پوزیشن به مدت یک یا چند روز است. البته در این روش با توجه به ساعات بازار، نباید در طول شب هر بازار، پوزیشنی باز باشد. معامله‌گری روزانه نسبت به اسکالپینگ از ریسک و استرس کمتری برخوردار است. برای جلوگیری از نوسانات احتمالی بازار در شب، نقطه خروج از پوزیشن در این سبک معاملاتی معمولا همان روز ورود است. معامله‌گران روزانه با توجه به اینکه پوزیشن خود را از چند ساعت تا چند روز نگه می‌دارند، وقت کافی و لازم را برای تحلیل بازار و نمودارها دارند.

این روش نیازمند تحلیل‌های بیشتری است؛ بنابراین باید زمان زیادی صرف مطالعه و تحلیل بازار کرد. استفاده از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال در این روش می‌تواند هم نوعی مزیت حساب شود و هم یک عیب باشد؛ زیرا نیازمند صرف زمان نیاز برای پیگیری و پیاده‌سازی هر دو روش است.

نوسان‌گیری یا سوئینگ تریدینگ (Swing Trading)

 سبک‌های معاملاتی - استراتژی معاملاتی چیست - نوسان‌گیری یا سوئینگ تریدینگ (Swing Trading)

بازار در بازه‌های مختلفی ممکن است برای چندین روز یک روند خاص را دنبال کند. سوئینگ تریدرها بر این اساس، معامله‌های خود را برای چندین روز یا چند هفته نگه می‌دارند. این روش معاملاتی جزو روش‌های کوتاه و میان‌مدت محسوب می‌شود و برای افرادی که می‌خواهند در کنار شغل اصلی خود، در بازارهای مالی فعالیت داشته باشند انتخاب مناسبی است؛ زیرا نیازی نیست که به صورت مداوم با چارت و اخبار سروکار داشته باشند و همچنین وقت کافی برای رصد جفت ارزها یا بازارهای دیگر خواهند داشت. در نوسان‌گیری از روش‌هایی مانند بریک اوت (Breakout) استفاده می‌کنند.

مزیت این روش، ساده‌تر بودن آن نسب به معامله‌گری روزانه است زیرا تنها کافی است از تحلیل تکنیکال استفاده کنید. از معایب این روش تغییر ناگهانی روند و جهت بازار است. همچنین پوزیشن‌های باز شده در این روش، در معرض بهره شبانه و گپ‌های قیمتی آخر هفته قرار دارند.

پوزیشن تریدینگ (Position Trading)

پوزیشن تریدینگ (Position Trading) - سبک‌های معاملاتی - استراتژی معاملاتی چیست

همانطور که از اسم آن مشخص است افرادی که تمایل دارند پوزیشن خود را برای مدت طولانی حفظ کنند یا به اصطلاح هولدر هستند، از این سبک معاملاتی استفاده می‌کنند. معاملاتی که با این روش انجام می‌شوند برای هفته‌ها، ماه‌ها یا شاید سال‌ها نگه داشته شوند. معامله‌گران پوزیشن از چارت‌های هفتگی و ماهانه برای تعیین نقاط ورود و خروج خود استفاده می‌کنند.

نوسانات قیمتی یا پول‌بک‌ها (بازگشت قیمت به سطح حمایت یا مقاومت شکسته شده) معامله‌گران پوزیشن را نگران نمی‌کند؛ برای همین نیازی نیست این افراد معاملات خود را دائما رصد کنند. این معامله‌گران نسبت به تحرکات و اتفاقات بزرگ بازار واکنش نشان می‌دهند و تصمیم‌گیری می‌کنند.

این روش از طرفی خیال معامله‌گران را از نظر تحلیل‌های کوتاه‌مدت راحت می‌کند؛ زیرا افرادی که وارد پوزیشن تریدینگ می‌شوند به آینده نگاه می‌کنند. اما در بازارهای مالی هیچ‌چیز بعید نیست و ممکن است هر اتفاقی رخ دهد. در این باره مثالی است که اقتصاددانان همیشه درباره آن بحث می‌کنند؛ آدام اسمیت (Adam Smith) اقتصاددان برجسته اسکاتلندی و بنیان‌گذار مکتب کلاسیک، معتقد است همه چیز در بلندمدت به تعادل خواهد رسید و جان مینارد کینز (John Maynard Keynes) بنیان‌گذار مکتب کینزی در اقتصاد، در جواب اسمیت می‌گوید: «همه ما در بلندمدت خواهیم مرد!» بنابراین ورود به پوزیشن تریدینگ مسائل خاص خود را به‌همراه دارد.

زمان و تایم فریم در سیستم‌های معاملاتی

زمان مورد نظری که می‌خواهید برای معاملات خود اختصاص دهید، مهم است. اگر فردی هستید که می‌توانید به‌صورت مداوم پشت سیستم بنشینید و به چارت‌ها خیره شوید و چندین معامله در روز انجام دهید، اسکالپینگ برای شما مناسب است.

اگر نمی‌خواهید زمان زیادی برای تحلیل و معامله صرف کنید شاید اگر به سراغ Day Trading یا سوئینگ بروید، بهتر باشد. اگر هم که اهداف بلندمدت دارید و نمی‌خواهید درگیر نوسانات و تغییرات جزئی بازار شوید، شاید بتوان به شما یک پوزیشن تریدر گفت.

بنابراین در انتخاب استراتژی معاملاتی یکی از مواردی که باید به آن دقت کنید، زمان صرف شده برای معامله‌گری است.

روانشناسی در استراتژی معاملاتی

روانشناسی در استراتژی معاملاتی

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در انتخاب استراتژی باید به آن توجه کرد، شناخت فردی و رفتار بازار است. آگاهی از خود و تیپ شخصیتی‌تان برای داشتن یک استراتژی معاملاتی بسیار مهم است. تا به حال شاید کمتر درباره تیپ شخصیتی در بازارهای مالی شنیده باشید و بیشتر درباره روانشناسی یا احساسات بازار (Sentiment) مطالبی به گوشتان خورده باشد؛ اما دانستن اینکه چه شخصیتی دارید، به انتخاب بهتر استراتژی‌تان کمک می‌کند.

عده‌ای از افراد یادگیرنده هستند و برای انجام هر کاری باید ابتدا تمام جوانب آن را مورد بررسی قرار دهند. گروهی دیگر با داشتن خصیصه عمل‌گرایی، به سرعت وارد انجام کاری می‌شوند و در حین انجام آن به بررسی شرایط می‌پردازند. علاوه بر این ریسک‌پذیری و ریسک‌گریزی افراد با یکدیگر متفاوت است. پس قطعا یک روش معاملاتی برای این دو گروه از افراد کارایی ندارد و باید گزینه بهینه برای هرکدام مشخص شود. دانستن تیپ شخصیتی‌تان کمک می‌کند که سبک معاملاتی مناسبی انتخاب کنید.

روانشناسی و سنتیمنت بازار نیز یکی دیگر از عوامل مهم برای تصمیمات معاملاتی است. این عبارت به معنای نظر و احساس اهالی بازار نسبت به روند بازار است که آیا بازار صعودی خواهد بود یا نزولی، آیا بازار پول بک خواهد زد یا روند فعلی را ادامه می‌دهد و غیره.

به‌عنوان مثال زمانی که قیمت ارزهای دیجیتال صعودی است و اصطلاحا بازار گاوی می‌شود، برخی از افراد با پدیده‌ای به‌نام فومو (FOMO) روبه‌رو می‌شوند و تصور می‌کنند اگر وارد بازار نشوند، موقعیت‌های کسب سود را از دست خواهند داد. برعکس این حالت نیز وجود دارد؛ تعدادی از معامله‌گران در زمان نزولی شدن بازار، احساس می‌کنند اگر دارایی‌های خود را نفروشند و از بازار خارج نشوند، دچار ضرر و زیان شدیدی خواهند شد. در این حالت افراد دچار فاد (FUD) شده‌اند.

بنابراین افراد قبل از هرگونه معامله‌ای باید برای خود تعیین کنند در شرایط مختلف بازار، چه واکنش‌هایی خواهند داشت. آیا در وضعیت خرسی یا گاوی بازار معامله می‌کنید یا تنها در شرایطی که بازار دارای ثبات است، وارد معامله خواهید شد؟

مدیریت سرمایه را فراموش نکنید!

کمتر کسی پیدا می‌شود که هدفش از ورود به بازارهای مالی، کسب سود نباشد. بدون مدیریت سرمایه نه‌تنها این هدف محقق نمی‌شود، بلکه ممکن است تمام سرمایه‌تان را از دست بدهید.
قبل از ورود به پوزیشن معاملاتی باید تعیین کنید که می‌خواهید چه میزان از سرمایه‌تان را وارد یا درگیر کنید؟ تا چه میزان در هر معامله انتظار سود یا پذیرای ضرر هستید؟ آیا لوریجی که برای معامله خود انتخاب می‌کنید متناسب با سرمایه‌تان است؟

پاسخ این پرسش‌ها بخشی از استراتژی معاملاتی شما را مشخص خواهد کرد. رعایت حد سود و ضرر در معاملات باعث می‌شود سرمایه‌تان ایمن شود و در معرض ریسک کمتری قرار بگیرد. روش‌هایی مانند قانون دو درصد یا نسبت ثابت از سرمایه، از جمله روش‌های مدیریت سرمایه به‌حساب می‌آیند. در قانون دو درصد، معامله‌گر با خود قرار می‌گذارد که حد ریسک هر معامله‌ای که انجام می‌دهد، دو درصد باشد؛ یعنی به محض اینکه معامله‌اش وارد ضرر شد و اگر این ضرر به‌میزان دو درصد از کل سرمایه‌اش باشد، از آن خارج شود.

سخن پایانی

در انتها توجه به دو نکته درباره استراتژی معاملاتی الزامی است. اولین اینکه اگر استراتژی معاملاتی خود را انتخاب کرده‌اید، حتما آن را چندین بار امتحان کنید و به اصطلاح بک تست (Backtest) کنید. زمانی می‌توانید از استراتژی معاملاتی خود مطمئن شوید که بارها و بارها از آن استفاده کرده باشید. نکته بعدی وفاداری به استراتژی معاملاتی است. تحت هیچ شرایطی از چارجوب استراتژی خود خارج نشوید و تمام و کمال آن را پیاده‌سازی کنید. تنها زمانی آن را تغییر دهید که مطمئن هستید اشتباه است و می‌خواهید آن را اصلاح کنید.

هیچ استراتژی نسبت به دیگری برتری ندارد و نمی‌توان موردی را به‌عنوان بهترین استراتژی معرفی کرد؛ تنها کافی است هر فردی برای خود یک روش یا استراتژی معاملاتی با توجه به معیارهای درست و منطقی انتخاب کند و بر آن مسلط شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا