ویدئوی فارکس

تفاوت عقد و قرارداد

عقد معوض: عقدی است که هر یک از طرفین در برابر آنچه می‌دهد مال یا تعهدی را از طرف مقابل تحصیل کند. در باب عقود معوض باید اضافه کرد وجود اهلیت کامل در عقود معوض ضروری است. در غالب عقود معوض، قبض، ضرورت ندارد زیرا طبع این معاملات به‌گونه‌ای است که هر یکی از عوضین در مقابل عوض دیگر قرار می‌گیرد و برای معوض شناختن یک عقد لازم نیست ارزش دو عوض یکسان باشد؛ اما اگر یکی از عوضین آن‌چنان کم‌ارزش باشد که عرفاً در حکم هیچ به حساب بیاید ممکن است گمان صوری بودن عقد برود. درج شرط عوض در ضمن عقد مجانی آن را معوض نمی‌کند؛ زیرا این شرط در برابر عوض طرف مقابل قرار نمی‌گیرد.

معامله به چه معناست و انواع آن

معامله در واقع همان عقد یا قرارداد است و تنها تفکیکی که کرده اند این است که معامله را در مورد عقود مالی بیشتر به کار می برند و برای عقود غیرمالی مانند نکاح به کار نمی رود. معامله یا عقد طبق ماده۱۸۳ قانون مدنی؛ عبارت است از اينكه يك يا چند نفر در مقابل يك يا چند نفر ديگر، تعهد بر امري نمايند و مورد قبول آن‌ها باشد. اثر عقد علاوه بر ایجاد تعهد ممکن است تملیک مال، اسقاط تعهد، اباحه، اتحاد و شرکت، ایجاد شخصیت حقوقی و ایجاد زوجیت باشد. در واقع عقدی که اثر آن امری غیر مالی باشد نمی توان معامله نامید و معامله را بیشتر در باب خرید و فروش اموال مطرح می کنند.

دسترسی سریع به عناوین:

انواع معامله

عقود در قانون مدنی دو نوع کلی تقسیم می شوند: عقود معین- عقود غیرمعین. عقود غیرمعین در قالب ماده ۱۰ تشکیل می شوند و عقود معین همان عقود مندرج در قانون مدنی هستند.

عقود معین و غیرمعین

عقود به طور کلی بر دو دسته‌اند: «عقود معین» و «عقود غیرمعین». عقود معین؛ قراردادهایی هستند که قانون، نام خاصی بر آن‌ها گذاشته و شرایط و احکام ویژه‌ای برای آن‌ها مقرر داشته است، مانند بیع، اجاره، ضمان، ودیعه، عاریه و بیمه. عقود غیرمعین؛ قراردادهایی هستند که نام و شرایط خاصی در قانون برای آن‌ها نیست لیکن نظر به اصل حاکمیت اراده و آزادی قراردادها، معتبر شناخته می‌شوند؛ مانند قرارداد چاپ یا تألیف کتاب، قرارداد تدریس در موسسه آموزشی، قولنامه.

معاملهانواع معامله به اعتبار وجود یا عدم وجود عوض

از این نظر معامله به دو نوع معوض و غیرمعوض تقسیم می شود:

ایکون معامله

عقد معوض: عقدی است که هر یک از طرفین در برابر آنچه می‌دهد مال یا تعهدی را از طرف مقابل تحصیل کند. در باب عقود معوض باید اضافه کرد وجود اهلیت کامل در عقود معوض ضروری است. در غالب عقود معوض، قبض، ضرورت ندارد زیرا طبع این معاملات به‌گونه‌ای است که هر یکی از عوضین در مقابل عوض دیگر قرار می‌گیرد و برای معوض شناختن یک عقد لازم نیست ارزش دو عوض یکسان باشد؛ اما اگر یکی از عوضین آن‌چنان کم‌ارزش باشد که عرفاً در حکم هیچ به حساب بیاید ممکن است گمان صوری بودن عقد برود. درج شرط عوض در ضمن عقد مجانی آن را معوض نمی‌کند؛ زیرا این شرط در برابر عوض طرف مقابل قرار نمی‌گیرد.

عقد غیر معوض: عقدی است که قبول تعهد یا انتقال مال فقط از یک طرف و به نفع دیگری صورت می گیرد مانند صلح بلا عوض و یا هبه. در عقد غیر معوض می توان «شرط عوض» نمود که بدیهی است این شرط ماهیت غیر معوض بودن آن را تغییر نداده و مثل اینکه شخص کتابش را به دیگری هبه کند به این شرط که شما هم قلم خود را به او هبه نمایید که در این حالت عقد هبه و ماهیت آن غیر معوض بوده و بنابراین حق حبسی ایجاد نخواهد شد بلکه برابری ارزش کتاب و قلم نیز ضروری است.

وجود حق حبس در عقود معوض

در عقد بیع هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود مگر اینکه مبیع یا ثمن موجل باشد. در این صورت هر یک از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود.

انواع معامله به اعتبار دوام عقد

عقود به اعتبار دوام به عقد لازم و عقد جایز تقسیم می شوند. عقد لازم عقدي است كه هيچ کدام از دو طرف حق برهم زدن آن را ندارد مگر در صورتي كه در آن شرط فسخ باشد مثل عقد بیع و اجاره. عقد جايز نیز به عقدي اطلاق می شودكه هر يك تفاوت عقد و قرارداد از طرفين در هر زمان كه بخواهند ميتواند آنرا برهم زند مانند عقد وكالت و ودیعه.

اصل در عقود لازم بودن است مگر اینکه مطابق قانون جایز بودن آن تصریح شود. در موقع تردید میان لازم بودن و جایز بودن نیز عقد لازم تلقی خواهد شد. طبق ماده ۲۱۹ قانون مدني؛ عقودي كه بر طبق قانون واقع شده باشد بين متعاملين و قائم مقام آنها لازم الاتباع است مگر اينكه به رضاي طرفين اقاله يا به علت قانوني فسخ تفاوت عقد و قرارداد شود.»

عقد جائز به موت هر يك از طرفين و همچنين سفه هر يك از آنان در مواردي كه رشد شرط اعتبار عقد باشد منفسخ می شود. عقد جايز را چنانچه ضمن عقد لازم باشد؛ نمي توان برهم زد مگر آنكه عقد لازم به‏ علتي قانونی فسخ يا اقاله شود. قابل ذکر است ممکن است یک عقد از یک طرف لازم و از طرف دیگر جایز باشد که به آن عقد مختلط گویند. مانند عقد رهن.

عقود تملیکی و عهدی

عقد تملیکی قراردادی است که به موجب آن مالی از مالکیت شخص خارج و به مالکیت دیگری وارد می‌گردد؛ مانند بیع عین معین. منتها عقد عهدی آن است که تعهدی بر گردن یک طرف قرارداد و حقی دینی برای طرف دیگر به وجود می‌آورد؛ مانند اینکه موضوع عقد تعهد به ساخت خانه باشد.

مقایسه عقود تملیکی و عهدی؛

  1. این دو عقد آثار و احکام متفاوت دارند، مانند اینکه در عقد تملیکی باید حین عقد، مورد معامله وجود داشته باشد وگرنه باطل است ولی در عقد عهدی ممکن است حین معامله مورد معامله وجود نداشته باشد.
  2. عقد تملیکی یک حق عینی برای متعهدله ایجاد می‌کند که در مقابل همه معتبر و قابل استناد است، یعنی دارنده این حق، حق تعقیب دارد اما عقد عهدی، صرفاً موجد حق دینی است که یک حق نسبی تلقی می‌شود یعنی فقط در برابر متعهد معتبر است.

عقود اذنی و عهدی

عقد اذنی: عقدی است که اثر اصلی آن اذن در تصرف است و تعهدی برای عاقد ایجاد نمی‌کند. عقود اذنی، جائز هستند؛ مانند ودیعه، عاریه و وکالت.

عقد عهدی: سبب ایجاد تعهد برای یک طرف یا دو طرف است مانند عقد جعاله و عقد عهدی ممکن است لازم یا جائز باشد. توجه داشته باشید وصیت عهدی یک عقد عهدی نیست و بلکه ایقاع دوطرفه است.

عقود مغابنه و مسامحه ای

عقد مغابنه ای: قراردادی است که در آن تحصیل حداکثر امتیازات ممکن، مورد نظر است. در این‌گونه قرارداد، تعادل عوضین مطلوب است. مانند بیع و اجاره.

عقد مسامحه ای: عقدی که مبتنی بر تسامح و تساهل و ارفاق است. از این رو علم اجمالی به مورد معامله کافی است؛ مانند عقد ضمان و صلح بلاعوض یا صلح دعوا و رهن. چون در این نوع عقد تعادل عوضین شرط نیست، خیار غبن هم در آن راه ندارد.

عقود رضایی، تشریفاتی و عینی

ایکون معامله

عقد رضایی: قراردادی است که به صرف توافق اراده طرفین به شرطی که به نحوی از انحاء بیان و ابراز شده باشد، واقع می‌شود و تحقق آن به تشریفات و شکل خاصی مانند به کار بردن الفاظ معین یا تنظیم سند نیاز ندارد. توجه داشته باشید: نکاح، عقد رضایی است.

عقد تشریفاتی یا شکلی: قراردادی است که با تشریفات خاصی واقع می‌شود و صرف توافق طرفین برای وقوع آن کافی نیست. تنها ایقاع تشریفاتی، طلاق است.

موارد عقود تشریفاتی

  1. انتقال حق کسب و پیشه یا تجارت
  2. انتقال حق سرقفلی (ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر)
  3. نقل و انتقال املاک ثبت شده (ماده ۲۲ ق.ث)
  4. انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود (ماده ۱۰۳ ق.ت)
  5. قرارداد بیمه که در آن تنظیم سند شرط صحت است.
  6. مناقصه دولتی
  7. فروش اموال محکوم‌علیه (مواد ۱۱۴ به بعد قانون اجرای احکام مدنی)

یکی از انواع عقد نیز، «عقد عینی» است. عقدی است که قبض در آن، شرط صحت است؛ مانند وقف، عقد موجد حق انتفاع، بیع صرف، رهن و هبه.

برای مطالعه بیشتر و درک جامع تر و جزیی دعامی معامله می توانید به کتاب ابطال معامله یا کتاب دعوی ابطال معامله در رویه دادگاه ها به قلم مهدی زینالی از انتشارات چراغ دانش رجوع نمایید.”

تفاوت بیع و صلح

تفاوت بیع و صلح (3)

تفاوت بیع و صلح در علم حقوق چیست؟ آیا تفاوت بیع و صلح اهمیت دارد؟ معنای لغوی این دو کلمه متفاوت است؟ در قراردادهای حقوقی توجه به کلمات و استفاده صحیح از آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. به عنوان مثال استفاده از کلمات بیع و صلح در متن قرارداد، می تواند آثار حقوقی متفاوتی را در پی داشته باشد. استفاده صحیح از کلمات تاثیر بسزایی را در آینده قرارداد و آثار آن خواهد داشت و به همین دلیل اطلاع از معانی آنها مهم خواهد بود.‌ در علم حقوق تفاوت بیع و صلح مشخص است. با وجود اینکه بیشتر مردم این دو مورد را یکسان می دانند اما تفاوت های عمده ای نیز در آنها وجود خواهد داشت. در این مقاله به معنای لغوی این دو کلمه می پردازیم سپس تفاوت آنها را بررسی می کنیم.

آیا معاطات بیع است؟

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که در زندگی روزمره نیز عقد بیع را انجام می دهید؟ در اغلب مواقع هنگام خرید های روزمره، یکی از رایج ترین عقود را انجام می دهیم. این در حالی است که از این موضوع اطلاع نداریم و معاطات می کنیم. با وجود اینکه معاطات در دسته عقود قرار می گیرد اما از دید فقه نظرات متفاوتی در خصوص بیع بودن یا نبودن آن وجود دارد. با این حال قانون مدنی معاطات را به طور ضمنی به عنوان بیع پذیرفته است. تفاوت بیع و صلح زیاد نیست اما در موارد مهمی قابل بررسی خواهد بود.

تعریف بیع از دیدگاه قانون مدنی

عقد بیع در دسته عقود معین می باشد. این عقد به معنای خرید و فروش است. در متن قانون عقد بیع را تملیک عین به عوض معلوم دانسته اند. پس از ایجاب و قبول بایع و خریدار، عقد بیع منعقد خواهد شد. پس از آن مشتری مالک مبیع شده و فروشنده نیز مالک ثمن خواهد شد‌. عقد بیع جزء عقد های لازم است و اراده هر دو طرف برای فسخ آن ضرورت دارد. به بیانی ساده تر لازم بودن عقد بیع به این معنا می باشد که طرفین عقد حق رجوع را ندارند و باید مفاد عقد را به طور کامل اجرا نمایند.

این در حالی است که برخی استثنائات نیز در این زمینه وجود خواهد داشت. در بررسی های دیگر نیز می توان گفت که بیع، عوض معلوم در برابر مال معلوم است. آثاری که در این زمینه به وجود می آید انتقال مالکیت می باشد. به بیانی دیگر پس از انعقاد عقد بیع، مال از مالکیت فروشنده خارج می شود و به خریدار منتقل می شود. به این ترتیب مهمترین تفاوت بیع و صلح مشخص می شود.

تعریف عقد صلح از دیدگاه قانون مدنی

عقد صلح در فقه به معنای انتقال مالکیت می باشد. به عبارتی دیگر توافق برای انتقال اموال را صلح می نامند. توافق مذکور این قابلیت را خواهد داشت که در جمع اکثریت به وجود آید. تراضی که بین طرفین صورت می گیرد، می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد. صلح در دسته عقود لازم است. هیچ یک از طرفین حق فسخ قرارداد را نخواهند داشت مگر در مواردی که قانون برای آنها تعیین کرده باشد.

تفاوت بیع و صلح در چه زمینه هایی حائز اهمیت است؟

از نظر حقوقدانان عقد صلح و بیع در قانون معنای متفاوتی دارند. اطلاع از این معانی زمانی اهمیت پیدا می کنند که می توانند آثار متفاوتی را ایجاد کنند و در عین حال سبب وجود حق و حقوق متعددی برای طرفین شوند. به عنوان مثال اگر به جای هبه از بیع استفاده کنیم، چه آثاری برای طرفین به وجود خواهد آمد؟ آیا در این حالت امکان استفاده از خیار فسخ وجود خواهد داشت؟ واقعیت این است که تفاوت صلح و بیع نیز در همین زمینه اهمیت پیدا می کند.

این تفاوت ها در مسائل مهم حقوقی اهمیت پیدا می کنند. به عنوان مثال تصور کنید زوج اموال خود را با زوجه صلح می نماید. در این حالت پس از فوت زوج آیا پدر و مادر وی نیز از اموال صلح شده ارث خواهند بود؟ در این موارد پیشنهاد می شود از صلح نامه ارث استفاده شود تا هیچ حقی از وراث ضایع نشود. به علاوه پرداخت مالیات بر ارث نیز منتفی خواهد شد چرا که پیش از فوت متوفی تمام اموال با عقد صلح منتقل شده اند.

استفاده از تجربیات وکلا

واقعیت این است که کسب تخصص در تمام زمینه ها دشوار و و در اکثر مواقع غیرممکن است. به همین دلیل استفاده از علم و تجربه های وکلا در زمینه های حقوقی اهمیت ویژه ای خواهد داشت. در صورتی که در تفکیک صلح یا بیع بودن قرارداد با مشکل مواجه شوید، می توانید با استفاده از مشاوره حقوقی مشکل را برطرف نمایید.

نتیجه گیری

در پایان می توان گفت که عقد صلح به عنوان معامله ای مستقل شناخته می شود‌. صلح می تواند جایگزین عقود دیگر شود اما آثار آنها را به دنبال نداشته باشد. بر همین اساس می توان گفت که احکام و آثار هر معامله به همان معامله اختصاص خواهد داشت و صلح نمی تواند آثار عقد بیع را به همراه داشته باشد. در ماده 758 قانون مدنی نیز به همین موضوع اشاره شده است. مطابق این ماده صلح نتیجه معامله ای را به همراه خواهد داشت که جایگزین آن شده است اما شرایط آن را نخواهد داشت. به همین دلیل چنانچه مورد عقد صلح، عین باشد و در برابر عوض قرار گیرد، عقد بیع صورت گرفته است. یکی از اصلی ترین فواید این دیدگاه، افزایش قراردادها و حاکمیت اراده افراد خواهد بود.

امروزه موضوع قراردادهای صلح متنوع و گسترده می باشند. اینگونه قراردادها تا جایی که موجب ورود ضرر به قانونگذار نشوند، به عنوان قراردادهای صلح منعقد خواهند شد. در حال حاضر قراردادهایی که از هیچ جنبه ای قابل تطبیق نیستند، به وسیله صلح، قانونی و جایز محسوب خواهند شد. در پایان با توجه به موارد فوق می توان گفت که بهتر است پیش از انعقاد عقد و نوشتن قرارداد، با یک وکیل خوب مشورت نمایید تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کنید‌. علاوه بر این در تفکیک بین عقد بیع و صلح با مشکل مواجه نشوید‌.

تعریف عقد لازم و عقد جایز و تفاوت آنها

دو دسته از عقود و قراردادها عقد لازم و عقد جایز می باشد که تفاوت هایی در تفاوت عقد و قرارداد شرایط و قوانین دارند.خیلی از اشخاص نمی دانند که می توانند در هنگام بستن قرارداد پشیمان شده و انصراف از قرارداد دهند و دیگر پایبند به عقد نباشند .حد و حدود پایبند بودن به قرارداد یکی از مهمترین مسائلی است که بهتر است در مورد آن اطلاع و آگاهی داشت .قانون گذار با اهمیت به این مسئله یکی از انواع تقسیم بندی قراردادها و عقود را به تقسیم قرارداد به لازم و جایز اختصاص داده است .

این دسته بندی بر اساس اعتبار دوام عقد بوجود آمده است؛ به معنی اینکه به وجود آمدن آن به اعتبار اینکه دو طرف قرارداد به چه اندازه باید به یک عقد پایبند بمانند می باشد .

در این مقاله به بیان و بررسی یکی از مهمترین این دسته بندی ها یعنی عقد لازم و عقد جایز و تفاوت میان عقد لازم و جایز پرداخته ایم.هدف از انعقاد عقد پایبند ماندن به پیمان و تعهدات است.

عقد لازم

ارزش حقوقی عقد و یک قرارداد هنگامی می باشد که دو طرف قرارداد به تعهدات خود پایبند باشند و بر اساس خواسته خود عقد را بر هم نزنند. زمانی که عقد یا قراردادی بین دو یا چندین نفر منعقد می شود، در واقع مایل به پایبندی به تعهدات خود هستند. به عقد و قراردادی که هیچ کدام از دو طرف معامله حق فسخ آن را نداشته باشد ، عقد لازم گفته می شود ؛ مانند عقد بیع ( خرید و فروش ) و یا عقد اجاره ، در این عقود تفاوت عقد و قرارداد طرفین قرارداد حق فسخ عقد را ندارند .

دلیل این مسئله هم حفظ حقوق دو طرف عقد می باشد . اما درموارد و شرایطی در قانون مشخص شده که طرفین می توانند حتی عقد لازم خود را هم منتفی سازند و آن را فسخ نمایند . این شرایط به شرح زیر می باشد:

۱- زمانی که در قانون به واسطه وجود شرایط خاصی به یکی از دو طرف حق فسخ داده شده باشد .

۲- وقتی دو طرف قرارداد با هم توافق کنند که عقد را فسخ کنند و هر دو به این کار راضی باشند . در حقوق به توافق طرفین در فسخ عقد ، اقاله می گویند .

اقاله عقد در حقوق به این دلیل پذیرفته شده است که همان دو نفری که عقد را بسته اند ، می توانند بدون طی تشریفات خاصی و تنها با موافقت یکدیگر ، به آن پایان هم بدهند .

با همه اینها اگر اقاله عقد به حقوق افراد دیگر یا منافع عمومی صدمه بزند ، اقاله صحیح نیست .

برای تفاوت عقد و قرارداد مثال عقد نکاح یا ازدواج را نمی توان بدون طی کردن تشریفات قانونی منحل کرد ، زیرا این روند به نظم جامعه ضربه وارد می سازد .

انواع عقود لازم

در طول زندگی همه ما احتمالا حداقل یکی از عقود لازم را منعقد ساخته ایم و یکی از طرفین قرارداد قرار داشته ایم در اینجا اواع عقود لازم را نام برده و شرح خواهیم داد.

عقد بیع:

عقد بیع عقدی است که به موجب آن فردی مالی را ما به ازاء دریافت مالی دیگر یا پول یا وجه نقد به فردی تسلیم می نماید.
در واقع به موجب عقد بیع فروشنده یا بایع، مالکیت کالا را در برابر دریافت وجه یا مالی دیگر به خریدار انتقال می دهد.

عقد اجاره:

عقد اجاره عقدی است که به موجب آن طرفی از قرارداد از طرف مقابل به ازاء در اختیار گذاشتن مال خود اجرت دریافت مینماید.
برای مثال:
فردی یک باب مغازه خود را به مدت یک سال (مدت زمان در بطن قرارداد قید می گردد) در اختیار فردی قرار میدهد و ما به ازاء آن از فرد مقابل اجرت دریافت می نماید.

عقد مزارعه:

مزارعه یک عقد کوتاه مدت در زمینه کشاورزی است. در عقد مزارعه که در ارتباط با محصولات کشاورزی است محصول به دست آمده میان طرفین عقد نیز تقسیم می گردد.
یک نکته بسیار مهم در عقود مزارعه آن است که در ضمن عقد مزارعه باید مدت قرارداد مزراعه حتما در ضمن قرارداد ذکر شود علاوه بر مدت می بایست نوع فعالیت یعنی کشت و زراعت و میزان و مقدار و قدرالسهم طرفین معامله مزراعه کاملا روشن و دقیق باشد . البته امروز عقد مرازعه تقریبا کارایی خودش را از دست داده ولی بازهم کسانی هستند که در این قالب قراردادهای خود را منعقد می کنند.

عقد مساقات:

عقد مساقات به معنای سیراب نمودن درختان است. عقد مساقات میان صاحب باغ و عامل (سیراب کننده درختان) منعقد میگردد. به موجب عقد مساقات عامل متعهد می شود درختان را سیراب نماید سپس محصول تفاوت عقد و قرارداد باغ به نسبت آنچه در عقد توافق نموده اند میان آن دو تقسیم خواهد شد.

عقد صلح:

عقد صلح عقدی لازم است. موضوع عقد صلح کمی متفاوت از عقد بیع، اجاره و غیره می باشد. صلح به معنای سازش و دوستی میان طرفین قرارداد است. به موجب عقد صلح طرفین قرارداد بر امری با یک دیگر موافقت می نمایند. گاهی ممکن است به منظور جلوگیری از اختلافات احتمالی در آینده عقد صلح میان طرفین قرارداد منعقد گردد.

انواع عقود لازم

عقد جایز

عقدی که هر دوطرف هرزمان که مایل باشند بتوانند آنرا منتفی سازند و بر هم زنند عقد جایز می باشد. تشریفات ویژه ای برای منحل ساختن عقد جایز وجود ندارد و طرف قرارداد قادرند هر زمانی که اراده کنند بدون داشتن دلیل خاصی آنرا منحل سازند .

برای مثال از عقد جایز می توان قرارداد وکالت را نام برد که هر دوطرف هر زمانی که بخواهند می توانند اقدام به بر هم زدن آن کنند . موارد عقد جایز در قاون مشخص شده اند شامل عقد عاریه ، عقد ودیعه ، عقد وکالت ، عقد مضاربه ، عقد شرکت ، عقد جعاله . در واقع این عقود به این به این دلیل جایز هستند که سخت گیری هایی که در عقد لازم برای حفظ قرارداد می شود ، در آنها وجود ندارد و اگر یکی از طرفین به ادامه قراردادرضایت نداشته باشد ، می تواند آن را بر هم بزند .اما در شرایطی می توان عقد جایز را به گونه ای بست که نتوان آن را به آسانی فسخ کرد . انواع عقود جایز را در ادامه شرح داده ایم.

انواع عقود جایز

عقد ودیعه:

ودیعه عقدی معین است، به موجب عقد ودیعه، ودیعه گذار مال خود را به ودیعه گیر می سپارد تا از مال او به صورت بدون هزینه نگهداری نماید.

در عقد ودیعه لازم است شرایط عقد توسط مستودع پذیرفته گردد و بدون دریافت اجرت از مودع اقدام به حفظ و نگهداری از موضوع عقد نماید.

عقد عاریه:

به موجب عقد عاریه یک طرف معامله به طرف مقابل چنین حقی را می دهد که بدون پرداخت هزینه از عین مال بهره گیرد. در عرف همان قرض دادن شی به هم نوع است.

شرایط لازم به جهت وقوع عقد عاریه :

  1. اراده دو طرف معامله و رضایت آنها نسبت به انعقاد عقد.
  2. موضوع عقد عاریه تعیین شده باشد.
  3. طرفین عقد دارای اهلیت باشند.
  4. موضوع مورد معامله مطابق شرع باشد.

عقد وکالت:

به موجب عقد وکالت، شخصی تحت عنوان موکل شخصی دیگر را تحت عنوان وکیل به انجام امری جانشین خود می نماید. عقد وکالت من جمله عقودی است که در سالهای اخیر کارایی بیشتری نسبت به سایر انواع عقود جایز داشته است.

عقد مضاربه:

من جمله عقود جایز که کمتر به آن پرداخته شده عقد مضاربه است که در مقاله انواع عقود لازم و جایز و بیان تفاوت های آن، بیشتر به این عقد مهم خواهیم پرداخت. عقد مضاربه عقدیست که یک طرف سرمایه مورد نیاز به جهت تجارت را تأمین می نماید و طرف دیگر عمل تجارت و کسب سود با سرمایه موجود را عهده دار میگردد. دو طرف در سود به دست آمده شریک می گردند.

عقد شرکت:

در عقد شرکت دو یا چند نفر با یک دیگر به معامله مبادرت مینمایند. معامله بر مالی صورت میگیرد که میان آنها مشترک است.

اصل لازم بودن در همه عقود

در صورت تردید در لازم یا جایز بودن عقدی، باید بنا را بر این گذاشت که عقد لازم است. ماده 219 قانون مدنی بیانگر همین مطلب است « عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد، بین متعاملین و قائم مقام آن­ها لازم‌­التباع است مگر به رضای طرفین اقاله (یعنی دو طرف معامله با رضایت همدیگر عقد لازم را فسخ کنند) یا به علت قانونی فسخ شود»

تفاوت عقد لازم و عقد جایز

تفاوت های متعددی که بین عقد لازم و جایز وجود دارد را در ادامهبیان کرده ایم:

  • اصل بر لازم بودن: کلیه عقود به صورت پیشفرض لازم تلقی می شوند و اصل بر لازم بودن آن هاست، مگر اینکه به صراحت در قانون مشخص شده باشد که آن عقد جایز است.
  • امکان فسخ: فسخ معامله در عقود لازم فقط به مواردی که در قانون تعیین شده است محدود می شود، اما در عقد جایز هریک از طرفین هر وقت که بخواهند می توانند آن را بدون رضایت دیگری فسخ کنند. البته با توافق طرفین، می توان عقود جایز را غیر قابل فسخ کرد.
  • منفسخ شدن: عقد جایز موت، جنون یا سفه هریک از طرفین منفسخ می شود، اما عقد جایز اینگونه نیست.

لازم به ذکر است که در برخی موارد ممکن اس عقدی نسبت به یک طرف لازم و نسبت به طرف دیگر جایز باشد. به عنوان مثال در عقد رهن، عقد از جانب رهن دهنده لازم است اما از طرف رهن گیرنده جایز می باشد. زیرا رهن دهنده (راهن؛ شخصی که مالی را به عنوان وثیقه به طلبکار می دهد) نمی تواند عقد را بر هم زند اما رهن گیرنده (مرتهن؛ کسی که مال را به وثیقه گرفته است) می تواند از به اختیار خود عقد را بر هم زده و راهن را از زیر دین خارج کند.

موارد امکان بر هم زدن عقد لازم

در قانون مواردی مشخص شده که که بر اساس شرایطی که قانون گذار تعیین می کندامکان بر هم زدن عقد لازم وجود دارد. اگر طرفین با توافق هم عقد را منتفی کنند چون با اراده مستقل دو طرف این تصمیم اتخاذ شده امکان انحلال عقد وجود دارد و چون این خواسته دو طرف بوده به آن اقاله می گویند.

روش های فسخ عقد جایز

1- انعقاد عقد در قالب عقد صلح (صلح عقد لازم است، اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله)

2- درج شرط عدم قابلیت فسخ

3- گنجاندن خود عقد جایز ضمن عقد لازم

4- درج شرط عدم قابلیت فسخ ضمن خود عقد جایز (مثل وکالت بلاعزل)، لازم به ذکر است در صورت گنجاندن عقد جایز ضمن عقد لازم، ماهیت عقد جایز تغییر نمی کند، بلکه فقط عقد جایز از آن عقد لازم، کسب لزوم می کند. به این معنا که دیگر هیچ یک از طرفین نمی توانند هر وقت بخواهند عقد را فسخ کنند ولی عقد جایز همچنان با فوت، یا جنون یا سفه (اگر رشد شرط شده باشد) منفسخ می شود.

موارد عدم امکان برهم زدن عقد جایز

شرطی را در حین عقد می توان قرار داد که بر اساس آن بتوان عثد را منتفی ساخت و بالعکس این کار را هم می توان انجام داد. یعنی دوطرف یا یکی از آن ها می توانند ضمن عقد لازم شرط عدم فسخ را نیز بگذارند. برای مثال می توان گفت اگر عقد وکالتی انعقاد یافت موکل آن می تواند در یک عقد لازم دیگر حق عزل وکیل را زائل نماید. در این صورت این دو عقد به هم منوط می شوند یعنی تا زمانی که عقد لازم منحل نشده است عقد وکالت هم منحل نمی تفاوت عقد و قرارداد شود مگر این که یک یاز طرفین فوت کند یا دچار جنون شود.

یا مثلا می بینم این روزها موضوعی که بسیار باب شده است این که زن ها حق طلاق را از مرد اتخاذ می کنند. در واقع این حق از آن مرد است وقتی عقد نکاح منعقد می شود یک مرد می تواند این حق خود را طی یک عقد وکالت به زن خود تفویض نماید در این حالت عقد جایز وکالت که در عقد لازم نکاح قرار گرفته تا زمانی که نکاح جاری است عقد وکالت هم برقرار است و زن همچنان صاحب این حق است.

انواع عقود

عقد مختلط

زمانی یک عقد نسبت به هریک از طرفین بیانی متفاوت دارد یعنی قرارداد منعقد شده نسبت به یکی جایز و نسبت به دیگری لازم می باشد در این صورت در این صورت این عقد مختلط می باشد.

سپس می توان نتیجه گرفت که عقد نسبت به طرفی که لازم است او حق برهم زدن آن را ندارد و نسبت به کسی جایز است هر زمان که اراده کند می تواند عقد را برهم زند. مصداق بارز آن عقد رهن است. در عقد رهن کسی که خانه خود را رهن می دهد می توان هر زمان که خواست مبلغ مورد مطالبه خود را از مبلغ رهن کم کرده و عقد رهن را بر هم زند. در مقابل کسی که خانه را رهن کرده تا پایان قرارداد ملزم به پایبندی به تعهد خویش در عقد است. بنابراین نسبت به راهن جایز و نسبت به مرتهن لازم است.

انواع عقود

عقد دو وجهی : عقد ممکن است نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز اصولا هرگاه قرارداد برای یک طرف ایجاد حق نماید، قرارداد نسبت به او جایز و نسبت به طرف دیگر لازم خواهد بود. مانند رهن. که این عقد نسبت به مرتهن که حقی برای او ایجاد شده است، جایز است و او می تواند هر قت که بخواهد عقد را فسخ نماید و مسبت به راهن لازم است و وی نمی تواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود، رهن را مسترد دارد.

عقد خیاری : عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد. عقد خیاری عقد لازمی است که در آن شرط خیار (اختیار و حق فسخ معامله) شده باشد.

عقد منجز : عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد. تعلیق در انشاء یعنی وابسته کردن تشکیل و ایجاد معامله، که باطل است و تعلیق در منشا یعنی وابسته کردن وجود و تحقق ماهیت عقد، صحیح است.

عقد معلق : عقد معلق آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری باشد. عقد معلق در مرحله انشاء و توافق با سایر عقود تفاوتی ندارد و اثر عقد است که در این گونه قراردادها، منوط به امر خارجی می شود.

عقد معوض: عقدی است که بر حسب طبیعت خود، دارای دو موضوع باشد. هر یک از طرفین در برابر مالی که می دهد یا تعهدی که بر عهده می گیرد، مال یا تعهد دیگری را برای حود تحصیل می کند. لازم به ذکر است در عقود معوض، تفاوت ارزش دو عوض مانع از معوض شناختن عقد نیست، مگر آنکه عوض چنان ناچیز و کم بها باشد که عرف آن را نادیده گرفته و ظن و گمان صوری بودن عقد معوض ایجاد شود. مانند فروش یک ملک به یک شاخه نبات.

عقد مجانی : عقدی است که یک یا چند نفر بر اساس آن در مقابل یک یا چند نفر دیگر متعهد به امری می شوند یا مالی را مجانا به دیگری تملیک می کنند، بدون آنکه برای شخص یا اشخاص اخیر، التزامی ایجاد شود.

عقد عهدی : عقدی است که اثر آن ایجاد، انتقال یا سقوط تعهد باشد. اگر تعهد برای متعاقدین ایجاد شود به آن عقد دو تعهدی یا تعاهدی گویند (مانند قولنامه) اگر تعهد تنها برای یکی از متعاقدین ایجاد شود، به آن عقد یک تعهدی گویند (مانند تعهد به عدم فروش)

عقد تملیکی : عقدی است که به موجب آن مالی از مالکیت یک شخص به شخص دیگر درآید که ممکن است موارد زیر باشد،

معوض مانند : بیع که عبارت است از تملیک عین به عوض ،

معلوم مجانی مانند : هبه که عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می کند.

تملک عین : مانند بیع تملیک

منافع : مانند اجاره که عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود.

عقد رضایی : عقدی است که به صرف ایجاب و قبول واقع می شود مانند عقد بیع

عقد تشریفاتی: در عقود تشریفاتی علاوه بر تراضی طرفین، تشریفات خاصی وجود دارد. مانند انتقال حق کسب و پیشه با سند رسمی، فروش اموال توقیف شده از طریق مزایده، انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسوولیت محدود با سند رسمی، فروش اموال دولتی

عقد عینی : عقد عینی عقدی است که علاوه بر ایجاب و قبول، نیازمند قبض نیز هست

عقد مسامحه ای : عقدی است که مبتنی بر گذشت و چشم پوشی می باشد مانند هبه. بنابراین در عقود مسامحه ای علم اجمالی کافی است

عقد مغابنه ای : در عقد مغابنه ای علم تفصیلی به مورد معامله لازم است.

عقد مشروط : عقدی است که در ضمن آن شرطی درج شده است. عقد مطلق: عقدی است که شرطی در آن درج نشده باشد.

عقد فردی : عقدی است که آثار آن متوجه متعاملین و قائم مقام قانونی آنها است

عقد جمعی : عقدی است که علاوه بر متعاملین، کسانی را که در انعقاد عقد دخالت نداشته اند را نیز در بر گرفته و جمع را ملزم می کند. مانند قرارداد ارفاقی، پیمان دسته جمعی کار و عقد وقف.

عقد مبتنی بر مذاکره قبلی : در این نوع عقد، طرفین آزادانه به مذاکره پرداخته و شرایط عقد را تعیین می کنند

عقد الحاقی : در این نوع عقد یکی از طرفین که در موضع برتر قرار دارد، محتوای عقد را از قبل تعیین کرده و طرف دیگر بدون آن که بتواند تغییری در آن ایجاد کند، صرفا به آن ملحق می شود، مانند قراردادهای کار.

انواع عقود

انواع عقود

عقود جمع عقد بوده و به معنی توافق قانونی قابل استناد می باشد. عقد در واقع عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر، طی قراردادی در امری که مورد قبول آنها باشد، تعهد نمایند. در این مطلب بصورت اختصاصی به موضوع انواع عقود خواهیم پرداخت.

انواع عقود رسمی در قانون ایران

  • لازم
  • جایز
  • خیاری
  • منجز
  • معلق
  • معوض
  • غیرمعوض(مجانی)
  • رضایی
  • تشریفاتی
  • عینی
  • معین
  • غیر معین
  • تملیکی
  • عهدی
  • الحاقی
  • با اراده و مذاکرات آزاد
  • مستمر
  • فوری
  • مغابنی
  • تسامحی
  • جمعی
  • فردی
  • مشروط
  • مطلق

تعریف خلاصه انواع عقود

عقد لازم : قراردادی است که در آن هیچ یک از طرفین عقد، حق فسخ قرارداد را ندارند. مثال: خرید و فروش(بیع)

عقد جایز : قراردادی است که در آن برعکس عقد لازم، هر یک از طرفین عقد می توانند هر زمان که مایل بودند قرارداد را فسخ کنند. مثال: قرارداد وکالت

عقد خیاری : قراردادی است که در آن برای هر دو طرف عقد یا یکی از آنها و یا حتی برای شخص ثالث، اختیار فسخ قرارداد وجود دارد. مثال: فرض کنید شما به عنوان فروشنده خودرو، خودرویی را به شخصی بفروشید و طبق قرارداد، اختیار فسخ معامله تا مثلا 2 ماه دیگر را به خریدار بدهید. بنابراین خریدار می تواند تا پایان مدت مشخص شده در صورت تمایل، قرارداد را فسخ نماید.

عقد منجز : قراردادی است که اجرای آن منوط به هیچ قید و شرطی نیست. هم چنین اثر این عقد فوری است. بدین معنا که بعد از بستن قرارداد، قرارداد بسته شده مانند سندی است که مالکیت از یک شخص به شخص دیگر انتقال می یابد و اعتبار آن نیازمند هیچ شرط و شروط و یا گذشت زمان نیست. مثال: قرارداد خرید و فروش ملک

عقد معلق : قراردادی است که برخلاف عقد منجز، مشروط است. بدین معنا که عمل به تعهد ذکر شده در عقد، منوط به تحقق شرط ذکر شده در قرارداد است. مثال: فرض کنید شخصی به یک دختر می گوید که خانه ای را به نام تو می زنم به شرط اینکه با من ازدواج کنی.

عقد معوض : قراردادی است که در آن، هر یک از طرفین عقد؛ در ازای چیزی که می دهد، چیز دیگری می گیرد. آن چیز می تواند دارایی و مال و ثروت باشد یا می تواند تعهدی باشد که طرفین معامله به هم می دهند. مثال: خرید و فروش

عقد مجانی : قراردادی است که در آن، انتقال مال و دارایی و یا عمل به تعهد مذکور در قرارداد از جانب یکی از طرفین عقد و به نفع طرف دیگر عقد است. در واقع یک شخص در مقابل مال یا تعهدی که به یک شخص دیگر می دهد هیچ چیز از او دریافت نمی کند. در این قرارداد طرفین به دنبال سود نیستند. مثال: هبه

عقد رضایی : قراردادی است که بدون هیچ اقدام و تشریفات خاصی صورت می گیرد. صرفا توافق و رضایت طرفین معامله بر اجرای عقد کافی است. مثال: تنها در قبال خرید اجناس از مغازه با پرداخت وجه جنس، معامله انجام می شود.

عقد تشریفاتی : قراردادی است که برخلاف عقد رضایی، علاوه بر توافق و رضایت طرفین معامله، بستن قراردادی رسمی و قانونی بین طرفین معامله الزامی است. در واقع این نوع عقد، نیازمند تشریفات خاصی است که رعایت آنها ضروری است. مثال: خرید و فروش اموال غیر منقول(اموالی که نتوان آن را از جایی به جای دیگر انتقال داد. برای مثال املاک)

عقد عینی : قراردادی است که صحت آن، مشروط به انجام موارد ذکر شده در قرارداد است. در واقع علاوه بر توافق طرفین قرارداد، باید به مورد قرارداد عمل شود تا عقد تحقق یابد. مثال: هبه، رهن

عقد معین : قراردادی است که انواع مختلفی دارد، که هر کدام از آنها عنوان مشخصی دارد و در قانون مدنی، قوانین معینی برای هر کدام از آنها، مقرر شده است.

انواع عقد معین

عقود معین یکی از اصلی ترین مباحث عقود است که در زیر به اسامی آنها اشاره می کنی:

  • بیع : قراردادی است که به موجب آن، شخصی، مالی(کالا) را در ازای مال دیگر(پول)، به شخص دیگری واگذار می کند.
  • اجاره : قراردادی است که به موجب آن، مستاجر در برابر مالی که به موجر می دهد؛ برای مدت معین، مالک منافع عین مستاجره می شود.
  • رهن : قراردادی است که به موجب آن، مدیون؛ مالی را برای وثیقه به داین می دهد.
  • مزارعه : قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین عقد، در زمین طرف دیگر عقد، به زراعت می پردازد و محصول یا سود حاصله، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • مضاربه : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص(عامل یا مضروب)، با سرمایه طرف دیگر قرارداد(مالک)، به تجارت پرداخته و سود حاصل از تجارت، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • جعاله : قراردادی است که به موجب آن، شخصی در برابر دریافت اجرت یا پاداش، ملزوم به انجام کاری مشخص و منعقد شده در قرارداد، می شود.
  • شرکت : قراردادی است که بین مالکان متعدد یک شی واحد، بسته می شود؛ به منظور اداره اموال به شیوه خاص و توسط اشخاص معین. هم چنین به منظور تقسیم سود و زیان، بین شریکان.
  • قرض : نوعی داد و ستد بین افراد، در هنگام نیاز مالی، است. تا بتوانند با قرض گرفتن از اشخاص دیگر، نیاز خود را تامین کنند و در فرصت تعیین شده، قرض خود را به صاحب پول، پس بدهند.
  • وکالت : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص، شخص دیگری را برای انجام امور خود، نائب و وکیل می کند.
  • ضمان(ضمانت) : قراردادی است که به موجب آن، شخصی عهده دار مالی می شود که بر ذمه شخصی دیگر است. با شرط تعهد به پرداختن بدهی صاحب مال.
  • حواله : قراردادی است که به موجب آن، طلب یک شخص، از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالث، منتقل می گردد.
  • صلح : قراردادی است که به موجب آن، طرفین عقد، به دعوا و مرافعه بین خود، پایان می بخشند.
  • بیمه : قراردادی است که به موجب آن، بیمه گر تعهد می دهد که تحت شرایط معینی، در صورت بروز حوادث، ضرر و زیان مالی وارده بر بیمه شده را جبران نماید.
  • هبه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر، مالی را به صورت رایگان، به شخص دیگری تملیک می کند.
  • ودیعه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر مال خود را، به شخص دیگری می سپارد تفاوت عقد و قرارداد تا آن را رایگان نگه دارد.

عقد غیر معین : قراردادی است که در قانون مدنی عنوان و قوانین خاصی برای آن موجود نیست. طبق ماده 10 قانون مدنی، قراردادهایی که برحسب شرایط و توافقات طرفین قرارداد، بسته می شود؛ مشمول عقد غیر معین است. مثال: قراردادی که یک شخص در موسسه آموزشی خود، برای تدریس منعقد می کند.

عقد تملیکی : قراردادی است که به موجب آن، مالکیت مالی از یک شخص به شخص دیگر منتقل می شود. مثال: عقد بیع، که مالکیت از فروشنده به خریدار منتقل می شود. هم چنین انتقال مالکیت منفعت از شخصی به شخص دیگر نیز، عقد تملیکی محسوب می شود.

عقد عهدی : قراردادی است که در آن، یک طرف متعهد به انجام یک کار، یا دادن چیزی به طرف دیگر قرارداد می شود. مثال: فرض کنید یک مهندس ساختمان به شخصی، تعهد دهد که خانه ای برای وی خواهد ساخت و تحویل خواهد داد. نکته: هرگاه در عقد عهدی، برای هر دو طرف قرارداد، تعهد ایجاد شود؛ به آن عقد تعاهدی گویند.

عقد الحاقی : قراردادی است که توسط عرضه کننده کالا یا خدمات، به مصرف کننده ارائه می شود. بدین صورت که در این نوع قرارداد، فروشنده تمام شروط و مفاد قرارداد را خودش انشا می کند و مسلما به نفع خود خواهد بود. در این بین، فرد مصرف کننده برای دستیابی به کالا یا خدمات مورد نظرش مجبور به قبول قرارداد است. در غیر اینصورت، مصرف کننده مجبور به چشم پوشی از داشتن کالا و خدمات مورد نظر خود خواهد بود. مثال: برای خرید انشعاب آب از شرکت مربوطه، مجبور به امضای قرارداد از پیش منعقد شده توسط شرکت آب هستیم.

عقد با اراده آزاد : قراردادی است که برخلاف عقد الحاقی، طرفین می توانند آزادانه، مذاکره کرده و شرایط عقد را طبق رضایت هر دو طرف، تنظیم کنند.

عقد مستمر : قراردادی است که در آن، زمان مشخصی برای اجرای تعهدات، تعیین می شود و بایستی در طول مدت تعیین شده، موضوع معامله انجام شود. مثال: عقد نکاح

عقد فوری یا آنی : قراردادی است که در آن اثر عقد در لحظه ای که قرارداد بین طرفین بسته می شود، مشاهده می شود و تعهدات طرفین، پس از عقد به زمان وابسته نیست. مثال: عقد معاوضه، بیع، صلح

عقد مغابنی : قراردادی است که در آن، هدف و انگیزه طرفین قرارداد، دستیابی به سود بیشتر با بهره گیری از هوش خود و چانه زنی است. مثال: خرید و فروش اجناس یا املاک

  • مسئله مغبون شدن(زیانکار شدن)، در این نوع عقد بررسی می شود.
  • مسلما اصطلاح خیار غبن به گوشتان رسیده است. منظور از خیار غبن، اختیاری است که به افراد داده می شود تا در صورت مغبون شدن در معامله، بتوانند قرارداد را فسخ کنند.

عقد تسامحی : قراردادی است که برعکس عقد مغابنی، مبتنی بر گذشت است و سود و زیان در معامله، برای طرفین، مهم نیست. مثل: صلح

عقد جمعی : قراردادی است که در آن طرفین عقد، گروه ها و یا شرکا هستند. انعقاد این قرارداد، مستلزم رضایت تمامی اعضای گروه نیست و نظر اکثریت اعضا کافی است. مثال: تصویب لایحه قانونی در مجلس با موافقت اکثریت اعضای مجلس

عقد فردی : قراردادی است که برخلاف عقد جمعی، به صورت فرادی است. در واقع عقودی که هر شخص به صورت روزمره و فردی با خودش می بندد. مثال: فرض کنید فرد خلافکار با خودش عهد کند که دیگر سراغ خلاف نرود.

عقد مشروط : قراردادی است که در آن، شرط و شروطی از سوی طرفین عقد، در قرارداد منعقد می شود. مثال: فرض کنید در معامله خرید و فروش ملک، شرط می شود که اگر خریدار قادر به تسویه حساب مبلغ تمام و کمال ملک، تا تاریخ مورد توافق در قرارداد، نشود؛ معامله فسخ شده و خریدار بایستی مبلغی را به عنوان خسارت به فروشنده بپردازد.

عقد مطلق یا ساده : قراردادی است که هیچ شرطی در آن نباشد. مثال: انحلال عقد

انحلال یک عقد به سه شکل ممکن است اتفاق بیفتد:

  • فسخ؛ به حق برهم زدن عقد، فسخ می‌گویند که تنها با خواست یکی از طرفین عقد انجام می‌گیرد، یعنی برای فسخ عقد نیاز به توافق دو طرف قرارداد، نداریم
  • اقاله یا تفاسخ، افرادی که عقد را منعقد کرده‌اند با هم توافق می‌کنند و عقد را برهم می‌زنند. در اقاله حتما باید همان افرادی که عقد را انشا نموده‌اند عقد را بر هم زنند، بنابراین در صورت فوت یکی از طرفین معامله، امکان اقاله از جانب طرف دیگر با وراث متوفی از بین می‌رود.
  • انفساخ، انحلال عقد بدون اراده‌ی طرفین معامله و به حکم قانون است و صرفا در مواردی که قانون معین نموده است عقد منحل یا منفسخ می‌شود، همانند مواقعی که با فوت یا جنون یکی از طرفین به حکم قانون منفسخ می‌شوند.

جمع بندی و نتیجه گیری انواع عقود

باید بدانیم که تقسیم بندی انواع عقود، در کتاب قانون مدنی، به صورت زیر است:
ماده ۱۸۵: عقد لازم
ماده ۱۸۶: عقد جایز
ماده ۱۸۸: عقد خیاری
ماده ۱۸۹: عقد منجز و معلق
اما از دید متخصصین حقوق، عقود به انواعی که در بالا ذکر شد، تقسیم بندی می شوند. البته شباهت هایی نیز بین بعضی از آنها وجود دارد. برای آشنایی بیشتر با انواع عقود و در صورت نیاز به مشاوره در ارتباط با این موضوع، می توانید با شماره 09120708310 حاصل فرمائید.

قرارداد و اسناد

قرارداد اجاره مغازه

در قانون مدنی تحت، زمانی که دو نفر به توافق می رسند که اقدامی حقوقی انجام دهند یا تعهد به انجام کاری می شوند، این تعهد و وظایف دو طرف را با انعقاد قرارداد یا عقدی دو طرفه رسمی میکنند.

عقد قرارداد به چه معناست؟

این واژه برگرفته از واژه عهد است . در لغت به معنی بر عهده گرفتن، خود را مدیون کردن، عهد و پیمان بستن می باشد.

اما تعریف عقد در قانون مدنی عبارت است از این تعریف که، یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر نسبت به کاری تعهدی می دهند و قرارداد­ امضا می کنند. این قرارداد باید مورد قبول دو طرف باشد.

طبق قانون مدنی، اساس ایجاد تعهد یا قرارداد به دو دسته تقسیم شده‌اند:

الف – تعهدات ناشی از قرارداد که در مواد 183 تا 300 قانون مدنی به آن پرداخته شده است .

ب – تعهدات ناشی از الزامات خارج از قرارداد که در مواد 301 تا 337 قانون مدنی به آن پرداخته شده است.

انواع عقود:

عقود معین: آن دسته از عقد و قراردادهایی که در قانون مدنی شرایط و چگونگی آنها ذکر شده است مثل عقد بیع، عقد اجاره، عقد رهن، عقد وکالت، عقد مضاربه.

عقود نامعین: به عقودی گفته می شود که قانون خاصی از قبل برای آن ذکر نشده است و براساس عقد قراردادهایی که بین طرفین ایجاد میشود یک قانون بین خود یک تعهدی ایجاد می کنند.

دسته بندی عقد قراردادها برحسب خدمات حقوقی:

عقد تملیکی: عقدی است که انتقال مال یا تعهد از ناحیه طرفین باشد به عبارت دیگر عقدی است که هر یک از طرفین در ازای مالی، مال دیگری می گیرد یا در ازای انجام یک کار، طرف دوم باید کار دیگری انجام می دهند. عقودی چون بیع، معاوضه، اجاره، قرض و وصیت تملیکی از این دست موارد هستند.

عقد عهدی: عقدی است که به واسطه آن یک طرف متعهد انجام کاری می شود. از جمله این عقود می توان به ضمان، حواله، کفالت، تبدیل تعهد و نامزدی اشاره کرد.

عقد اذنی: عقود اذنی، به عقدهای گفته می شود که در آن‌ها تعهد و الزام وجود ندارد؛ بلکه تحقق و ادامه­ی آن‌ها فقط براساس اذن و اجازه­ی طرفین قرارداد است. عقود اذنی با برداشته شدن اذن، عقد نیز به هم می‌خورند. بنابراین در این عقود تحقق و قوام عقود اذنی بسته به اذن و رضایت است. از جمله این عقود می‌توان به ودیعه، عاریه، وکالت و مضاربه اشاره کرد.

تفاوت عقد و قرارداد چیست ؟

در رابطه با تفاوت عقد و قرارداد باید یک تفکیک بین عقود معین و غیرمعین مشخص کنیم. زیرا عقود معین و غیرمعین موضوع عقد و قرارداد است و این دسته بندی از همین جریان سررشته میگیرد.

در زبان غیرتخصصی عقد و قرارداد به یک معنی است، اما در علم حقوق منظور از اصطلاح عقد، عقود معین است و حال آنکه کلمه قرارداد، بر تمامی عقود (خواه معین باشد یا نامعین) گفته می شود .قرارداد در صورتی معتبر است که مخالف نظم عمومی ( اخلاق حسنه و قانون آمره ) نباشد .

اسناد رسمی

در تمامی کشورها برای اثبات حق و عدالت نیاز به سند می باشد که به دو دسته سند عادی و سند رسمی تقسیم بندی می شوند. هر کدام از این سندها باهم متفاوت بوده و برای موارد مختلفی هم استفاده می شوند. هر سندی را نمی توان جزء اسناد رسمی دانست. فقط و فقط اسنادی که در ادارات ثبت اسناد یا در نزد مامورین رسمی که صلاحیت آن ها مشخص شده باشد، ثبت شده باشند جزء اسناد رسمی تلقی می شوند.

اسناد رسمی مختلفی که باید با آن ها آشنا باشید

  • سند بیع (عقد بیع)

در مواردی که دو فرد به عنوان خریدار و فروشنده می خواهند با هم معامله ای را انجام دهند، ابتدا قراردای را تنظیم می کنند که نشان دهنده شرایط معامله در زمانی مشخص می باشد. سندی که در این مورد استفاده می شود سند بیع یا قولنامه نام دارد.

سند رهنی می تواند به عنوان تضمین بکار رود. فرض کنید اشخاص و کارآفرینان برای راه انداری یک کسب و کار یا استار آپ در دنیای مدرن، به تسهیلات بانکی مناسب احتیاج دارند که از سند رهنی برای تضمین تسهیلات استفاده می شود. به زبان ساده سند رهنی به عنوان وثیقه در مقابل گرفتن وام یا تسهیلات بانکی استفاده می شود.

به طور کلی اجاره نامه را می توان به 3 صورت نوشت: رسمی، دستی و بنگاهی.

اجاره نامه دستی وقتی موجر و مستاجر به توافق برسند نوشته می شود و فقط بین همین دو ثبت می شود. اجاره نامه بنگاهی، همانطور که اسمش پیداست در بنگاه ها و دفاتر املاک در فرم های تایید شده اتحادیه املاک نوشته می شوند.

این نوع اجاره نامه در تفاوت عقد و قرارداد دفاتر اسناد رسمی تهیه و تنظیم می شوند. دو مورد ذکر شده در بالا جز اجاره نامه های عادی به حساب می آیند.

اقاله در مبحث حقوقی به معنای برهم زدن معامله می باشد. اقاله در صورتی که با توافق طرفین معامله انجام گیرد، بدون ضرر و زیاد می باشد ولی اگر خلاف این باشد باید خسارت پرداخت شود.

مثلا اگر شخصی ماشینی را به قیمت 500 میلیون تومان خریده باشد ولی چند روز بعد به هر دلیلی طرفین معامله راضی باشند تا اقاله نمایند، این حالت مشکلی ندارد. ولی اگر مثلا فروشنده مبلغی را برای اقاله در نظر بگیرد، اقاله در این صورت باطل به حساب می آید.

این نوع اسناد برای سهولت در معاملاتی بکار می روند که غیر نقدی می باشند. برات و سفته نوعی سند تجاری می باشند که هدف اولیه از بوجود آوردن آن ها، کاهش خطرات حمل و نقل پول و کاهش هزینه بود ولی به تدریج ارزش بیشتری پیدا کردند. این اسناد دارای ویژگی های:

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا