چگونه به تجارت گزینه های دودویی

تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟

مطالبی که در این صفحه می خوانیم

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی ارزش ذاتی یک سهام است. صورتهای مالی، تأثیرات خارجی، رویدادها و روندهای صنعت را ترکیب می کند. توجه به این نکته ضروری است که ارزش ذاتی یا ارزش منصفانه سهام یک شبه تغییر نمی کند. چنین تحلیلی به شما کمک می کند تا ویژگی های کلیدی شرکت را شناسایی کرده و ارزش واقعی آن را با در نظر گرفتن عوامل کلان و خرد اقتصادی تجزیه و تحلیل کنید.

تحلیل بنیادی از سه مجموعه داده استفاده می کند:

داده های تاریخی برای بررسی اینکه اوضاع در گذشته چگونه بوده است

اطلاعات شناخته شده عمومی در مورد شرکت، از جمله اطلاعیه های منتشر شده توسط مدیریت و آنچه دیگران در مورد شرکت می گویند

اطلاعاتی که به طور عمومی شناخته نشده است، اما مفید است، به عنوان مثال نحوه مدیریت بحران ها، موقعیت ها و غیره توسط رهبری.

برای یک سهام، تحلیل بنیادی معمولاً شامل بررسی بسیاری از عناصر مرتبط با قیمت سهام است، از جمله:

عملکرد کلی صنعت که شرکت در آن مشارکت دارد

فضای سیاسی داخلی

قراردادهای تجاری مرتبط و سیاست خارجی

صورت های مالی شرکت

بیانیه های مطبوعاتی این شرکت

اخبار مربوط به شرکت و تجارت آن

اگر شاخص های بنیادی یک شرکت نشان دهنده تأثیر منفی باشد، احتمالاً به قیمت سهام آن آسیب می رساند. از سوی دیگر، اگر داده ها مثبت باشد، به عنوان مثال، گزارش سود مطلوب، می تواند قیمت سهام شرکت را افزایش دهد.

انواع مختلف تحلیل بنیادی چیست؟

دو نوع اصلی تحلیل بنیادی وجود دارد:

کیفی: مطالعه ای که شامل ارزش برند، تصمیمات مدیریتی، عملکرد مالی شرکت در یک دوره معین و سایر عوامل مشابه است.

کمی: تحلیلی که صرفاً مبتنی بر اعداد است و صورت‌های مالی شرکت را در نظر می‌گیرد و قیمت سهام را از مشاهدات به‌دست می‌آورد.

اگرچه رویکردها متفاوت است، اما برای تجزیه و تحلیل جامع قیمت سهام یک شرکت به همان اندازه مهم هستند.

همچنین دو فرآیند تحلیل بنیادی وجود دارد. یکی از بالا به پایین و دیگری رویکرد از پایین به بالا است.

رویکرد از بالا به پایین ابتدا عوامل کلان اقتصادی را بررسی می کند و سپس به شرکت خاص می پردازد. از سوی دیگر، رویکرد پایین به بالا ابتدا شرکت را تجزیه و تحلیل می کند و سپس تأثیر عوامل کلان اقتصادی بر عملکرد شرکت را بررسی می کند.

مبانی تحلیل بنیادی چیست

تحلیل بنیادی چه کاربردی دارد؟

تحلیل بنیادی از درآمد، حاشیه سود، سود، رشد آتی و موارد دیگر برای تعیین ارزش شرکت در حال حاضر و در آینده استفاده می کند. روش های مختلفی برای درک روند سهام، تعیین ارزش سهام، دانستن زمان خرید یا فروش سهام وجود دارد. با استفاده از آن، معامله گران ضمن ارزیابی عوامل مالی و اقتصادی مرتبط به ارزش ذاتی سهام نگاه می کنند. سپس، تحلیلگران عوامل دیگری را که ممکن است ارزش سهام را تغییر دهند بررسی می کنند.

به عنوان مثال، آن ها ممکن است به عناصر کلان اقتصادی مانند شرایط صنعت یا عوامل اقتصادی خرد مانند میزان فروش شرکت در سال به سال نگاه کنند. نتیجه این است که معامله ‌گر می‌ داند که آیا قیمت فعلی سهام از ارزش بازار منصفانه سهام بیشتر است یا کمتر. اساساً سهام کم ارزش شده است یا ارزش آن اضافه شده است؟

تحلیل و تجزیه بنیادی همچنین می تواند به درک انتظارات بازار و یافتن سهام جدید با ارزش سرمایه گذاری منجر شود. بیشتر سرمایه گذاران عاشق خرید سهام کم ارزش هستند زیرا به این معنی است که قیمت سهام احتمالاً به سرعت افزایش می یابد و منجر به سود بیشتر می شود.

تحلیل و تجزیه بنیادی در اکثر موارد توسط معامله گران کوتاه مدت یا معامله گران فعال استفاده نمی شود. این سرمایه گذاران دوست دارند از تحلیل تکنیکال استفاده کنند که جهت قیمت سهام را از طریق داده های تاریخی بازار مانند حجم و قیمت پیش بینی می کند.

مبانی تحلیل بنیادی چیست؟

قبل تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ از انجام تحلیل بنیادی یک سهام، باید چند فاکتور اساسی را در نظر بگیرید. این عوامل عبارتند از –

ساختار و درآمد شرکت

سود شرکت در طی سالیان

رشد درآمد در طول سالها

تحلیلگران در حین انجام یک تحلیل بنیادی از هر امنیتی به این شش عامل نگاه می کنند و ارزش ذاتی آن را تعیین می کنند.

چگونه یک سهام را تحلیل بنیادی انجام دهیم؟

در اینجا چند مرحله ضروری برای شروع یک تحلیل بنیادی از یک شرکت آورده شده است

درک شرکت، عملیات آن، مدل کسب و کار و غیره.

از نسبت های مالی برای غربالگری اولیه استفاده کنید.

گزارش های مالی شرکت را از نزدیک مطالعه کنید.

رقبا/رقبای شرکت را پیدا کنید و آنها را مطالعه کنید.

بدهی شرکت را بررسی کنید و آن را با رقبا مقایسه کنید.

چشم انداز شرکت تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ را تجزیه و تحلیل کنید.

اهمیت و فواید تحلیل بنیادی

تجزیه و تحلیل بنیادی یک شرکت به شما کمک می کند تا به قیمت منصفانه سهام آن برسید، قیمتی که ممکن است همیشه با ارزش منصفانه معامله نشود. اغلب آن را بیش از حد یا کمتر از ارزش گذاری شده است.

تحلیل بنیادی به پیش بینی روندهای بلندمدت در بازار کمک می کند. معمولاً برای سرمایه گذاری های بلند مدت استفاده می شود زیرا به شما امکان می دهد قیمتی را که سهام باید به آن برسد درک کنید. همچنین به شما امکان می دهد شرکت های خوبی را برای سرمایه گذاری پیدا کنید، مانند شرکت هایی که پتانسیل رشد قوی دارند.

علاوه بر این، تجزیه و تحلیل به یکی از مهم‌ترین اما نامشهودترین عوامل کمک می‌کند – هوش تجاری، که در تحلیل سرمایه‌گذاری بسیار سودمند است زیرا می‌تواند به شما درباره آینده کسب ‌وکار بگوید.

تجزیه و تحلیل بنیادی از بالا به پایین در مقابل پایین به بالا

تحلیل بنیادی می تواند از بالا به پایین یا از پایین به بالا باشد. سرمایه‌گذاری که از رویکرد بالا به پایین پیروی می‌کند، تحلیل را با در نظر گرفتن سلامت کلی اقتصاد آغاز می‌کند. سرمایه گذار با تجزیه و تحلیل عوامل مختلف اقتصاد کلان مانند نرخ بهره، تورم و سطوح تولید ناخالص داخلی، سعی می کند جهت کلی اقتصاد را تعیین کند و صنایع و بخش هایی از اقتصاد را که بهترین فرصت های سرمایه گذاری را ارائه می دهند، شناسایی کند.

پس از آن، سرمایه گذار چشم اندازها و فرصت های بالقوه خاص را در صنایع و بخش های شناسایی شده ارزیابی می کند. در نهایت، آنها سهام های فردی را در امیدوار کننده ترین صنایع تجزیه و تحلیل و انتخاب می کنند.

تحلیل بنیادی از بالا به پایین

روش دیگر، رویکرد پایین به بالا وجود دارد. به جای شروع تجزیه و تحلیل از مقیاس بزرگتر، رویکرد پایین به بالا بلافاصله به تجزیه و تحلیل سهام منفرد می پردازد. منطق سرمایه گذارانی که از رویکرد پایین به بالا پیروی می کنند این است که سهام فردی ممکن است بسیار بهتر از صنعت کلی عمل کند. رویکرد پایین به بالا در درجه اول بر عوامل مختلف اقتصاد خرد مانند درآمد و معیارهای مالی شرکت متمرکز است. تحلیلگرانی که از چنین رویکردی استفاده می کنند، ارزیابی کاملی از هر شرکت برای به دست آوردن درک بهتری از عملیات آن ایجاد می کنند.

تجزیه و تحلیل بنیادی (FA) در مقابل تجزیه و تحلیل فنی (TA)

بسیاری از سرمایه گذاران بین دو اصطلاح اشتباه گرفته می شوند یا آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنند – تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی.

تجزیه و تحلیل بنیادی یک شرکت به دنبال این است که یک حدس مطالعه شده در مورد جریان های نقدی یک شرکت بر اساس نحوه عملکرد اقتصاد، صنعت و شرکت ایجاد کند. با این کار، سرمایه گذار ایده ای از ارزش شرکت/سهام به دست می آورد.

از سوی دیگر، تحلیل تکنیکال به داده های بازار داخلی مانند قیمت و حجم تجارت می پردازد. تمرکز تحلیل تکنیکال بر شناسایی الگوها و روندهایی است که تکرار می شوند تا معامله گر بتواند از آنها سرمایه گذاری کند.

آموزش تحلیل بنیادی

چرا از تحلیل بنیادی سهام استفاده کنیم؟

درک تحلیل و تجزیه بنیادی برای تعیین اینکه آیا سهام در بازار به درستی ارزش گذاری شده است یا خیر ضروری است. تحلیلگران معمولاً برای شناسایی سهامی که با قیمت های بالاتر و پایین تر معامله می شوند، به عوامل کلان و خرد نگاه می کنند. اگر یک سهم به درستی قیمت گذاری نشود، می تواند ارزش پول بیشتری داشته باشد و سود بیشتری را به همراه داشته باشد. این امر به ویژه زمانی صادق است که یک سهم کمتر از ارزش گذاری شده باشد.

تحلیلگران به تصویر کلی نگاه می کنند و وقتی نوبت به تحلیل و تجزیه بنیادی می رسد، جزئیات کوچک را بررسی می کنند. آن ها دوست دارند وضعیت اقتصاد را به عنوان یک کل ارزیابی کنند و سپس به صنعت خاص در رابطه با سهام نگاه کنند.

چگونه با تحلیل بنیادی سرمایه گذاری کنیم ؟

اگر ارزش بازار ذاتی یا منصفانه سهام بالاتر از قیمت فعلی در بازار باشد، گفته می ‌شود که ارزش سهام کمتر از آن ارزش ‌گذاری شده است. این به این معنی است که شما باید سهام را خریداری کنید زیرا تجزیه و تحلیل بنیادی نشان می دهد که قیمت احتمالاً افزایش می یابد.

با این حال، اگر ارزش بازار منصفانه کمتر از قیمت موجود در بازار باشد، “بیش از مقدار ارزش گذاری شده” است. در این حالت، اگر تحلیل روند نزولی را پیش ‌بینی کند، سرمایه ‌گذاران باید سهام را بفروشند. سرمایه‌ گذارانی که برای پاداش ‌های بلند مدت در آن سرمایه گذاری می ‌کنند، معمولاً از تحلیل بنیادی استفاده می‌ کنند، زیرا انتظار می‌ رود زمانی که سهام کمتر از نرخ ارزش ‌گذاری شده است، قیمت سهام افزایش یابد.

سخنی از ادمین
در این مقاله سعی کردیم شما را با تحلیل بنیادی آشنا کنیم و هر آنچه که میشد در قالب یک مقاله برای شما توضیح داد را برای شما به طور روان ارائه دهیم. ولی اگر تمایل دارید، تحلیل بنیادی را به طور تخصصی و حرفه ای تر فرا بگیرید می توانید در دوره های آموزشی فارکس و ارز دیجیتال مانند: دوره فارکس یا دوره ارز دیجیتال نیک اندیشان شرکت کنید. و این تخصص را به همراه نکات و تحلیل های دیگر فرا بگیرید. و بازار های سرمایه گذاری مختلف هم نیز آشنا شوید.

برای ثبت نام در دوره فارکس نیک اندیشان بر روی دکمه ثبت نام زیر کلیک کنید 👇

بررسی تفاوت، مزایا و معایب تحلیل تکنیکال و بنیادی

بررسی تحلیل تکنیکال و بنیادی

ابتدا تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ به بررسی معنای هر یک از تحلیل تکنیکال و بنیادی به صورت جداگانه می پردازیم :

زمانیکه می خواهید اطلاعاتی را در مورد آینده وضعیت و قیمت سهام یک شرکت بدست بیاورید نیاز به تحلیل دارید که مهمترین تحلیل ها عبارتند از تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis و تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis می باشد .

تحلیل تکنیکال چیست؟ در تحلیل تکنیکال به اعداد، ارقام و خود کالا توجه نمی شود بلکه توجه اصلی بر رفتار بازار و نمودارهای ( در مقاله انواع نمودار تحلیل تکنیکال به بررسی کامل این نمودارهای پرداخته ایم . ) نشان دهنده وضعیت بازار می باشد. در این روش به پیش بینی وضعیت آینده بازار، قیمت کالاها می پردازیم. با بررسی اطلاعات قدیمی می توان روند قیمت را پیدا کرد و حتی می توان به اطلاعاتی روش بنیادی نیز دست یافت.

تحلیل بنیادی چیست؟ این روش به دنبال پیدا کردن دلیل اصلی تغییرات قیمت در بازار است و برعکس تحلیل تکنیکال، به اخبار و گزارشات منتشر شده توجه بسیاری می شود. به عبارتی دیگر در این روش تمام تلاش کارشناسان ابن است که ارزش ذاتی دارایی را محاسبه کنند. در تحلیل بنیادی باید سه تحلیل اقتصاد، شرکت و صنعت انجام گیرد.

بررسی مزایا تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ و معایب تحلیل تکنیکال :

مزایا:

  • مشخص نمودن زمان مناسب برای ورود و خروج بازار
  • یادگیری تحلیل تکنیکال بسیار ساده و آسان است.
  • قیمت فعلی کالا را به سرمایه گذاران ارائه می کند
  • نمودارهای موجود در روش تحلیل تکنیکال می تواند راهنمای مناسبی برای خرید و فروش باشد
  • از تحلیل تکنیکال می توان برای هر نوع معامله ای در هر زمانی استفاده نمود
  • تحلیل تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ تکنیکال نیاز به هزینه و زمان کمی دارد.
  • یافتن الگو های مخفی در حرکت قیمت

معایب :

  • در تحلیل تکنیکال علایق شخص بر این تحلیل تاثیرگذار است.
  • همیشه جواب نهایی در این تحلیل درست نیست زیرا این روش از یک سری قوانینی پیروی میکنید که همیشه این قوانین صدق نمیکنند.
  • امکان تفسیر های مختلف
  • از تحلیل تکنیکال برای کالاهای جدید نمی توان استفاده کرد زیرا این کالاها فاقد اطلاعات قدیمی هستند.
  • تحلیل تکنیکال هیچ گاه توانایی پی بردن به ارزش ذاتی را ندارد و این امر باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری می شود.

بررسی مزایا و معایب تحلیل بنیادی :

مزایا :

  • سهامی را که دارای موقعیت خوبی است، برای بلندمدت شناسایی می‌کند.
  • تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاری های بلند مدت بسیار خوب است.
  • تحلیل بنیادی شرکت هایی را که دارای دارایی و سهام ارزشمند هستند را مشخص می کند.
  • پی بردن به ارزش ذاتی هر سهم موثرترین تحلیل و روش می باشد.
  • برای محاسبه بتا به عنوان عامل ریسک سیستماتیک نقشی اساسی دارد.

معایب :

  • در تحلیل بنیادی نیاز به بررسی متغیرها وجود دارد که این امری است پر هزینه.
  • نتیجه بررسی متغیرها در این تحلیل تنها برای یک مدت کوتاهی سودمند می باشد.
  • یادگیری تحلیل بنیادی بسیار زمان بر و پیچیده می باشد.
  • توانایی مشخص نمودن حداقل و حداکثر قیمت برای خرید و فروش را ندارد.
  • تحلیل بنیادی کیفیت درونی شرکتها را جستجو می کنند.

محاسبه ارزش ذاتی شرکت با روش تحلیل بنیادی :

ارزش ذاتی یک شرکت یکی از اساسی ترین و مهمترین مواردی است که می توان براساس آن به خرید و فروش پرداخت. یکی از بهترین روش های برای بدست آوردن ارزش ذاتی یک شرکت استفاده از تحلیل بنیادی می باشد. اگر از دید سرمایه‌گذاران، ارزش ذاتی یک سهم بالاتر از ارزش بازار باشد، گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری به شمار نمی‌رود.

تحلیل بنیادی چیست؟

در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری در بورس بیشتر مورد پذیرش قرار گرفته و عمده زیادی از افراد سرمایه یا دارایی خود را در این بازار وارد می‌کنند. یکی از دغدغه‌های اصلی مردم به‌ منظور ورود به بورس، نحوه شناسایی یک سهم خوب به‌ منظور سرمایه‌گذاری است که با استفاده از این تشخیص و ارزیابی بتوانند سرمایه‌گذاری موفقی در این بازار داشته باشند. در همین راستا برای تک‌تک افرادی که قصد ورود به بازار بورس را دارند، لازم است که نسبت به این بازار شناخت داشته و با ابزارهای مختلف و نظریه‌های افراد مهم در این حوزه آشنا شوند. به دنبال این امر شخص باید در جریان تمامی اخبار و اطلاعات مربوط به بازار سرمایه باشد که با استفاده از این داده‌ها بتواند بهترین تصمیم‌گیری را در امر سرمایه‌گذاری خود داشته باشد.

در همین جهت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی از قوی‌ترین تکنیک‌های ارزیابی و شناسایی سهم خوب در بازار به شمار می‌آیند که در این مقاله قصد داریم به تحلیل بنیادی و تفاوت‌های آن نسبت به تحلیل تکنیکال بپردازیم. با ما همراه باشید.

مفهوم تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی روشی است که افراد در بازار بورس با استفاده از آن قادر به تشخیص ارزش ذاتی سهم هستند. در تحلیل بنیادی تمامی عوامل تأثیرگذار بر ارزش سهم، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این نوع تحلیل، از عوامل اقتصادی کلان گرفته تا عوامل اقتصادی خرد مورد توجه کارشناسان قرار می‌گیرد. هدف از تحلیل بنیادی این است که سرمایه‌گذار با استفاده از این نوع ارزیابی بتواند به این تصمیم برسد که یک سهم با قیمت فعلی در بازار، بیش از ارزش خود قیمت‌گذاری شده یا کمتر!

در این بازار تمام تحلیلگران در تلاش هستند که با استفاده از عوامل خرد و کلان اقتصادی بتوانند به قیمت واقعی سهم دست پیدا کنند. در همین راستا تحلیلگران وضعیت کلی اقتصاد نظیر وضعیت صنعت و شرکت‌ها و نرخ بهره را مورد بررسی قرار می‌دهند و بعد از آن دست به ارزیابی اوراق بهادار می‌زنند.

از عواملی که با استفاده از آن‌ها می‌توان ارزش و پتانسیل رشد یک شرکت را تخمین زد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: فروش، بدهی، بازدهی، درآمد و حاشیه سود و رشد در آینده. تمامی این اطلاعات به ‌صورت دقیق در صورت‌های مالی یک شرکت منتشر می‌شود. لازم است این نکته را در نظر داشته باشید که شما با استفاده از تحلیل بنیادی قادر به ارزیابی انواع اوراق بهادار نظیر اوراق بدهی یا ابزار مشتقه خواهید بود.

در ادامه بیشتر با عوامل مهم و تأثیرگذار در فرآیند تحلیل بنیادی آشنا خواهید شد و به بیان تفاوت این نوع از تحلیل با تحلیل تکنیکال خواهیم پرداخت. اما قبل از آن باید به مفاهیم عمومی‌تر و پایه‌ای بپردازیم که درک آن‌ها برای شما راحتت باشد.

تحلیل بنیادی سهام چگونه انجام می شود؟

در بررسی و ارزیابی سهم با استفاده از تحلیل بنیادی اگر ارزش ذاتی سهم مورد نظر بیشتر از قیمت فعلی در بازار باشد، در اصطلاح این‌جور بیان می‌شود که سهم کم قیمت‌گذاری شده است و طبیعتاً این قیمت دارای حباب منفی است که این‌طور انتظار می‌رود که سهم به رشد خود ادامه دهد تا این حباب را پر نماید. در طرف دیگر باید این نکته را در نظر داشته باشیم که اگر ارزش ذاتی یک سهم از قیمت فعلی خود در بازار کمتر باشد معمولاً گفته می‌شود که سهم سنگین قیمت‌گذاری شده است و در مقابل حالت قبلی، اصطلاحاً سهم دارای حباب مثبت بوده و انتظار می‌رود که قیمت آن کاهش پیدا کند.

تحلیل بنیادی مدلی از ارزیابی در بازار بورس است که با استفاده از آن می‌توان به قیمت منصفانه سهم دست پیدا کرد. طبیعتاً تحلیلگرانی که تکنیک استفاده و ارزیابی سهم را با استفاده از تحلیل بنیادی فراگرفته باشند، قادرند که ارزش واقعی سهم را پیداکرده و به یک موقعیت خوب به‌ منظور سرمایه‌گذاری دست پیدا کنند یا در مقابل یک سهم با قیمت بیشتر از ارزش واقعی را قبل از اینکه بازار به تعادل برسد و قیمت فعلی باارزش ذاتی تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ سهم یکسان شود را به فروش برسانند.

ارزش ذاتی سهم چیست؟

در مفاهیم تحلیل بنیادی ارزش واقعی سهم همان ارزش ذاتی است. به این مثال توجه داشته باشید: در حال حاضر قیمت یک سهم در بازار 3000 ریال است، در صورتی‌که شما با استفاده از تحلیل بنیادی ارزش ذاتی آن را 3500 ریال ارزیابی می‌کنید. در نتیجه سهم موردنظر پتانسیل خوبی برای رشد خواهد داشت. در این فرآیند معمولاً سهامداران در بازار به دنبال سهم‌هایی هستند که به ‌طور قابل‌توجه‌ای کمتر از ارزش ذاتی خودشان در حال معامله شدن باشند. در این راستا به این نکته و نظریه باید توجه داشت که بازار بورس در بازه زمانی بلندمدت نسبت به تحلیل بنیادی واکنش نشان می‌دهد تا قیمت سهم‌ها به تعادل برسند.

بررسی عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

در فرآیند تحلیل بنیادی هر عاملی که با شرایط مالی یک شرکت در ارتباط باشد مهم بوده و مورد بررسی قرار می‌گیرد. حال این پارامترها در دو گروه کمی و کیفی جای دارند که در این بخش قصد داریم این عوامل را به‌ صورت دقیق تشریح کنیم.

بررسی عوامل کمی

همان‌طور که می‌دانید عوامل کمی به‌ صورت اعداد قابل‌اندازه‌گیری هستند و در نهایت نتیجه دقیق‌تری را از ارزیابی ارائه می‌دهند. یکی از عوامل مهم برای تصمیم‌گیری تحلیل گران بازار بورس همین عوامل کمی در تحلیل بنیادی است که با استفاده از آن‌ها ارزیابی خود را آغاز می‌کنند. صورت‌های مالی شرکت نمایانگر وضعیت مالی شرکت بوده که در آن اطلاعات کمی نهفته است. سه صورت مالی مهم که باید به آن‌ها توجه داشته باشید عبارت‌اند از: ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد. در این بخش سعی داریم این صورت‌های مالی را بررسی کنیم.

ترازنامه

گزارش دارایی‌ها و بدهی‌های هر شرکت در بازه زمانی مشخص در ترازنامه قابل ‌دسترس هستند. فرمول اصلی که در ترازنامه لحاظ شده است به‌این‌ترتیب است:

دارایی‌ها = بدهی‌ها + حقوق صاحبان سهام

دارایی هر شرکت نشان‌دهنده مدیریت و کنترل شرکت بر دارایی‌ها بوده که شامل وجه نقد، موجودی، ساختمان و … است. عوامل دیگری نظیر بدهی‌های شرکت، میزان مالکیت سهامداران شرکت و … نشان‌دهنده ارزش کل وضعیت مالی شرکت هستند.

صورت سود و زیان

در صورتی‌که در ترازنامه یک بررسی اجمالی به رویکرد مالی شرکت می‌شود، صورت سود و زیان، عملکرد شرکت را در یک بازه زمانی مشخص می‌کند. در نهایت با استفاده از صورت سود و زیان عواملی نظیر مخارج و سود شرکت مشخص می‌شود.

صورت جریان وجوه نقد

صورت جریان وجوه نقد به‌ طور کلی نمایش‌دهنده گزارش‌هایی از قبیل جریان‌های خروجی و ورودی مالی در بازه زمانی مشخص است. صورت جریان وجوه نقد، بر پروسه‌های در ارتباط با وجه نقد تمرکز ویژه‌ای دارد.

بررسی تحلیل تکنیکال

همان‌طور که در ابتدای مقاله اشاره کردیم تحلیل تکنیکال نیز به ‌عنوان یکی از بهترین روش‌های تحلیل و ارزیابی سهم است. شایان‌ذکر است که در این نوع تحلیل، معاملات بر اساس قیمت و حجم سهام انجام می‌شود و در نهایت با بهره گرفتن از نمودار سهم موردنظر و سایر ابزارها می‌توان فرآیند ارزیابی را شروع و به نتیجه نهایی دست ‌یافت. یک نکته مهم در تحلیل تکنیکال این است که در بازار هر مورد به‌ صورت خودکار تأثیر خود را بر سهم می‌گذارد. در این راستا نوسانات قیمتی سهم نیز دید بیشتری به اصول بنیادی به سرمایه گذران ارائه می‌دهد.

تحلیل تکنیکال دارای ابزارهای زیادی است که شخص یا استفاده از آن‌ها می‌تواند نقاط حمایت و مقاومت سهم را در روزهای آینده تخمین بزند، همین‌جور یکی از این ابزارها برای تخمین حد سود و زیان سهم کاربرد دارد که تمامی این‌ها مستلزم این هستند که شما بعد از گذراندن دوره‌های آموزشی بورسی بتوانید به بهترین شکل ممکن از آن‌ها در ارزیابی‌های خود استفاده نمایید تا به کسب سود ایده‌آلی دست پیدا کنید.

سخن آخر

با توجه به مطالبی که در مقاله تحلیل بنیادی چیست؟ بیان شد، می‌توان به این شکل جمع‌بندی کرد که بهترین روش برای سرمایه گزاری در بازار بورس و کسب سود خوب از این بازار، استفاده کردن از ابزارهای موجود در این بازار است. تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی از مهم‌ترین و اصولی‌ترین مواردی هستند که شما با بهره جستن از آن‌ها قادر خواهید بود که بهترین سرمایه‌گذاری را برای خود رقم بزنید. واضح است که هرکدام از این روش‌های ارزیابی و تحلیل، طرفدارها و منتقدان خود را دارد اما شما با توجه به تکنیک‌ها و شناختتان از بازار باید از هردوی این روش‌ها استفاده نمایید. این امر را در نظر داشته باشید که شما به‌منظور خرید هر وسیله‌ای اغلب ازنظر دوستان و کارشناسان استفاده می‌کنید که بهترین خرید را برای خود رقم بزنید، حال در فرآیند سرمایه‌گذاری در بورس به‌هیچ‌عنوان قابل‌قبول نیست که شخص به‌صورت کورکورانه دست به تزریق سرمایه خود در این بازار کرده و منتظر اتفاق‌های خوب باشد.

آموزش جامع تحلیل تکنیکال بورس 1400 [رایگان از مقدماتی تا حرفه ای]

آموزش جامع تحلیل تکنیکال

بازارهای مالی مناسب‌ترین مکان‌ها برای سرمایه‌گذاری و رونق اقتصادی ملت‌ها هستند. برخی از این بازارها به‌صورت همه‌جانبه و جهانی در دسترس تمام مردم قرار دارند که از جمله آن‌ها می‌توان به بازار ارز «فارکس» اشاره کرد.

برخی دیگر از بازارهای مالی به‌صورت ملی ایجاد می‌شوند و مردم یک کشور می‌توانند از قابلیت‌های آن بهره‌مند شوند که از جمله آن‌ها نیز می‌توان به بازارهای بورس کشورهای مختلف اشاره کرد.

افراد با امید کسب سود و افزایش سرمایه‌های خود وارد این بازارها می‌شوند؛ این افراد برای بهره بردن از این بازارها از تحلیل‌‌های تکنیکال و بنیادی استفاده می‌کنند که تحلیل تکنیکال نسبت به تحلیل بنیادی طرفداران بیشتری دارد. دلیل این محبوبیت و دیگر انواع روش‌های آموزش تحلیل تکنیکال را در این مطلب با شما در میان تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ می‌گذاریم. با ما همراه باشید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکی یا تکنیکال‌ «Technical Analysis» به روشی گفته می‌شود که افراد در بازارهای مالی برای پیش‌بینی قیمت‌ها و روند حرکت آتی یک ارز، سهم یا کالا از آن استفاده می‌کنند.

تحلیل تکنیکال بر نمودارهای حرکتی قیمت‌ها تاکید دارد. در واقع تحلیل‌گران تکنیکی تنها از روی اطلاعات گذشته‌ی قیمت‌ها، در مورد نحوه نوسان و تغییر جهت بازارها نتیجه‌گیری می‌کنند. به عبارت دیگر: «بررسی رفتار قیمت و رفتار بازار در آموزش تحلیل تکینکال نقش بسزایی دارد و می‌توان رفتارهای بازار را اساس کار تحلیل‌گران تکنیکال به شمار آورد!» از این نوع تحلیل می‌توان در تمام بازارهای مبتنی بر عرضه و تقاضا استفاده کرد.

در واقع اگر شما یاد بگیرید به صورت تکنیکی تحلیل کنید، ابزار مورد نیاز برای ورود به تمام بازارهای مالی اعم از بازار ارز، سکه و طلا، کالا و ارزهای دیجیتال را در اختیار خواهید داشت.تحلیل‌گرانی که این شیوه را برای کار خود انتخاب می‌کنند، توجه اصلی خود را بر روی انواع نمودارها متمرکز می‌کنند تا از روی آن‌ها آینده بازار را پیش‌بینی کنند. می‌توان تحلیل تکنیکال را «تحلیل نموداری» نیز تعریف کرد!

تحلیل تکنیکال در بورس سکه و ارز دیجیتال

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی چیست؟

دو نوع تحلیل عمده برای پیش‌بینی قیمت‌ها در بازارهای مالی وجود دارد که شامل تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی «Fundamental Analayses» هستند. تفاوت‌ این دو تحلیل را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

تحلیل تکنیکال:

در تحلیل تکنیکی، تمام توجه معامله‌گران بر روی اطلاعات و روند حرکتی گذشته قیمت‌ها متمرکز است و به اطلاعات شخصی شرکت‌ها و دیگر گزینه‌های دخیل در افزایش یا کاهش قیمت‌ها توجهی نمی‌شود.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال:

در تحلیل بنیادی، معامله‌گران نه تنها به بررسی نمودارهای قیمتی اکتفا نمی‌کنند، بلکه تمام اطلاعات و عواملی که بر تغییر جهت قیمت یک سهم، کالا یا …. تاثیر داشته باشد را مورد بررسی دقیق قرار می‌دهند.

براساس این تعاریف می‌توانیم به این نتیجه برسیم که تحلیل بنیادی، ساختاری منظم‌تر، دقیق‌تر و البته پیچیده‌تر از تحلیل تکنیکال دارد و آموزش آن نیز به نسبت آموزش تحلیل تکنیکال سخت‌تر است و تجربه بیشتری را می‌طلبد. در واقع تحلیل بنیادی سبب می‌شود تا قیمت‌های اصلی و ذاتی بازار مشخص شوند. این در حالی است که تحلیل تکنیکال تنها می‌تواند پیش‌بینی‌های لازم را انجام دهد.

چرا تحلیل تکنیکال از تحلیل بنیادی محبوب‌تر است؟

همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، تحلیل تکنیکال به نسبت تحلیل بنیادی طرفداران بیشتری دارد و البته تعداد تحلیل‌گران بنیادین در سطح جهان، بیشتر از تحلیل‌گران فاندامنتال است. چرا که تحلیل تکنیکال ساختار ساده و قابل فهم‌تری نسبت به تحلیل بنیادی دارد؛ پس همین سادگی می‌تواند اصلی‌ترین دلیل این موضوع باشد، چرا که همه ما به اصول ساده و قابل فهم‌تر تمایل داریم.

اگر بدنبال سرمایه ‌گذاری در بازار بورس هستید تحلیل‌ تکنیکال باعث می‌شود تا از کوچک‌ترین نوسانات بازار از روی نمودارها سود بگیرید. این در حالی است که تحلیل بنیادی برای معرفی یک سهم سودده، به بررسی‌های عمیقی نیاز دارد. اگرچه ممکن است سهمی که در تحلیل بنیادی پیشنهاد داده می‌شود، بسیار عالی‌تر و باارزش‌تر از پیشنهادهای تکنیکال باشد، اما آموزش تحلیل تکنیکال به تخصص بالای فاندامنتالیست‌ها نیاز ندارد.

تمام معامله‌گران مبتدی باید از ابتدا آموزش بورس و تحلیل تکنیکال را بگذرانند و سپس به دنبال فراگیری تکنیک‌های بنیادی باشند. چراکه یک معامله‌گر مبتدی نمی‌تواند از همان شروع کار خود با اصطلاحات پیچیده فاندامنتال شروع کند، اما تحلیل تکنیکال برای همه قابل و فهم و یادگیری است.

استفاده از تحلیل تکنیکال در سرمایه گذاری

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تاریخچه دقیق استفاده از تحلیل تکنیکال کاملاً مشخص نیست، اما از روی مدارک دست‌نوشته تاجران قرن هفدهم، می‌توان به این نتیجه رسید که تحلیل تکنیکال می‌تواند تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ قدمتی بالای 300 سال داشته باشد. در اطلاعات بدست آمده از تاجران برنج قرن هجده ژاپن نیز می‌توان اثراتی از نمودارهای شمعی این نوع از تحلیل را پیدا کرد.

بهرحال اگر از تمام این گزینه‌ها چشم‌پوشی کنیم و تنها بخواهیم تاریخچه رسمی تحلیل تکنیکی را بررسی کنیم، به قرن نوزدهم میلادی می‌رسیم که در آن شخصی به نام چارلز داو «Charles Henry Dow» با بررسی تمام زوایای پیش‌بینی قیمت‌ها، توانست اصول خاصی را برای تحلیل تکنیکال ارائه دهد.

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

هیچ پرنده ای با یک بال نمی تواند پرواز کند. این جمله وقتی با معنی تر می شود که تحلیل بنیادی را در یک سمت و تحلیل تکنیکال را در سمت دیگر در نظر بگیریم. تحلیل بنیادی بررسی ارزش ذاتی یک شرکت می پردازد و آینده را بر آن اساس پیش بینی می کند، این درحالیست که ارزش ذاتی ارتباطی با شرکت ندارد و آینده را بر اساس نوسانات قیمت و رفتار نمودار بررسی می کند. باید توجه داشته باشید که در مورد این دو تحلیل نباید جانبدارانه قضاوت کرد، چرا که هر دوی آن ها برای موفقیت شما در بازار، کاربردی و مفید هستند.

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال

آیا شما هم به تازگی وارد بازار بورس شده‌ اید؟ مطمئنا شما دنبال این هستید که چیزهای مختلفی را در مورد این بازار بیاموزید تا بتوانید سرمایه خودتان را سر و سامان دهید. چه کسی است که دوست نداشته باشد روش هایی را یاد بگیرد که با آن ها سود خودش را بالا ببرد؟ مسلماً هیچ کس! اما لازم است بدانید که در بازار بورس به اندازه ی دانش و اطلاعاتتان سود می کنید، چرا که این اطلاعات به شما کمک خواهند کرد تا درک درست تری از روند بازار داشته باشید.

به طور کلی تجزیه و تحلیل باعث می شود تا شما بهترین سهم ها را در بهترین بازه زمانی بخرید و بفروشید. اما نکته اینجاست که چگونه می توان تحلیل کرد، به همین دلیل ما در این مطلب قصد داریم تا شما را با تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا کنیم و به بررسی تفاوت های آن ها بپردازیم. پس با ما همراه باشید تا در کنار هم این دو تحلیل را مورد بررسی قرار دهیم .

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

تحلیل بنیادی به چه معناست؟

تحلیل بنیادی روشی برای آنالیز کردن سهام و اوراق بهادار است که محاسبات و پیش بینی ها در آن، به واسطه ارزش واقعی شرکتها انجام می شود. در واقع این مورد از تحلیل با بررسی و مطالعه در مورد تمامی فاکتورهایی که روی ارزش سهام تاثیر می گذارند انجام می شود. فاکتوری مانند وضعیت مالی شرکت، شرایط اقتصادی کشور، شرایط مدیریت شرکت و همچنین چشم انداز شرکت از جمله فاکتورهایی هستند که در تحلیل بنیادی بررسی می شوند.

هدف از این تحلیل ها یافتن ارزش یک شرکت در مسیر زمان است، ارزشی که به کمک مقایسه آن با ارزش فعلی شرکت بتوان در مورد خرید و فروش سهام شرکت تصمیم گیری کرد .

اگر پس از انجام تحلیل بنیادی مشخص شود که ارزش فعلی یک شرکت بالاتر است ارزش آتی آن شرکت است، معامله کننده اقدام به فروش سهام می کند، اما اگر ارزش سهام یک شرکت در مسیر زمان رو به رشد باشد، طبیعی است که سرمایه گذاران برای خرید سهام آن شرکت دست به کار می شوند. (1)

در واقع می توان گفت که اگر ارزش ذاتی یک شرکت از ارزش فعلی اش بیشتر باشد، سهم آن شرکت سود آور خواهد بود و همین سودآوری بهترین دلیل برای سرمایه گذاری روی یک سهم به شمار می آید. پس واضح است که هدف تحلیل بنیادی این است که سرمایه گذار را به هدف خودش - خرید سهم های سودآور - برساند .

تحلیل بنیادی در واقع صرف زمان برای مطالعه اعداد ترازنامه یک شرکت به همراه وضعیت جریان نقدی و اقتصادی آن شرکت است، البته باید وضعیت درآمد شرکت را نیز در کنار موارد ذکر شده قرار داد. اما باید توجه داشته باشید که یک تحلیل گر بنیادی باید بینش صحیح از جریان بزرگ و روند کیفی مدیریت در یک شرکت را نیز با اطلاعات خودش ترکیب کند تا به نتیجه ای جامع و کامل برسد. اصول یک شرکت به کمی و کیفی تقسیم می شود که در ادامه به بررسی این دو خواهیم پرداخت .

اصول کمی

همانطور که از اسمشان پیداست، اصول کمی قابل اندازه گیری هستند، چراکه شامل ویژگی های عددی می باشند. این اصول به سادگی از طریق صورت های مالی یک شرکت قابل بررسی هستند. صورت های مالی یک شرکت میزان سود و درآمد های کوتاه و بلند مدت، نقدینگی و سایر دارایی ها را به خوبی نشان می دهند، فراموش نکنید که این اطلاعات برای تحلیل بنیادی جنبه حیاتی دارند. چهار نوع از گزارش های وضعیت های مالی یک شرکت را باید در نظر داشت:

صورتحساب سود و زیان

صورتحساب درآمد

ترازنامه توانایی یک شرکت برای برقرار کردن تعادل بین دارایی ها و میزان بدهی هایش را نشان می دهد؛ صورت حساب درآمد نیز میزان درآمد و مخارج یک شرکت را در بازه های زمانی دلخواه شما نمایش می دهد. از طریق صورتحساب سود و زیان نیز می توان روند سودآوری یک شرکت را متوجه شد. میزان نقدینگی هم توانایی یک شرکت برای پیاده سازی برنامه هایش را نشان می دهد. با انجام تحلیل بنیادی کمی، شما می توانید تشخیص بدهید که آیا شرکت پولساز هست یا خیر؟ (2)

اصول کیفی

علاوه بر اعداد و آمار و ارقامی در صورت حساب های مالی موجود هستند، شما باید جنبه های دیگری از یک کسب و کار را نیز بررسی کنید. برای مثال بررسی وجوه مختلف کسب و کار یک شرکت، شیوه فعالیت های اقتصادی و چشم انداز یک شرکت را می توان در دسته بررسی اصول کیفی قرارداد.جالب است بدانید که یک تحلیلگر بنیادی هیچ وقت روی سهمی که در مورد فعالیتش اطلاعی ندارد، سرمایه گذاری نمی کند.

مثال بارز این موضوع «آقای بافت» است که هیچگاه صنعت تکنولوژی سرمایه گذاری نکرد، چرا که اعتقاد داشت یک سرمایه گذار باید در رابطه با صنعت و حوزه فعالیت شرکتی که در آن تمایل به سرمایه گذاری دارد، اطلاعات و آگاهی بالایی داشته باشد.

یکی از جنبه های کیفی مهم دیگری که باید در نظر داشت رقابت پذیر بودن است، چراکه این ویژگی موجب می شود تا شرکت حرکتی رو به جلو داشته باشد تا از رقبایش عقب نماند. این فاکتور در دراز مدت به مانند یک سوخت ویژه برای پیشرفت یک شرکت عمل می کند . (2)

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

مزایا و معایب تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی مزایای زیادی دارد که در ادامه به بررسی چند مورد از آن ها خواهیم پرداخت:

به طور کلی این تحلیل بر اساس داده های مالی و اعداد انجام می شود، در واقع می توان گفت که تحلیل بنیادی جایی برای ورود خطا و تعصبات انسانی باقی نمی گذارد، البته در صورتی که در آمار و اعداد خطای وجود نداشته باشد .

تحلیل بنیادی وضعیت اقتصادی یک کشور در بلند مدت آمار هایی مانند گرایش بازار و تاثیرات تکنولوژی روی تولید و صنعت را نیز در فاکتور های محاسباتی قرار می دهد. تاثیر دادن این فاکتورها بررسی آن ها باعث می شود تا تحلیل بنیادی از اعتبار بسیار خوبی برخوردار شود .

با فرض محاسبات درست، اطلاع داشتن از ارزش دارایی و صورتحساب سود و زیان در یک کمپانی باعث می شود تا ما تصمیمات دقیق تری در مورد خرید یا فروش سهام آن بگیریم .

به طور کلی تحلیل بنیادی به ما کمک می کند اندازه گیری ارزش یک شرکت بسیار بهتر انجام دهیم . (3)

اما تحلیل بنیادی هم علاوه بر مزایا، معایبی دارد که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد:

تحلیل بنیادی ارزش ذاتی یک شرکت را تشخیص داد، اما هیچ فکتوری وجود ندارد که به کمک آن بتوانیم زمان حرکت سهم به ارزش ذاتی را متوجه شویم .

تحلیل بنیادی بسیار زمان بر است و به مطالعه دقیق و تحقیقات گسترده ای نیاز دارد. مسلماً انجام این عملیات برای هرکسی ساده نخواهد بود .

فراموش نکنیم که فرضیات در تحلیل بنیادی نقش بسیار مهمی را بازی می کنند. به همین دلیل تغییر در هر یک از آن ها موجب اتفاقات عجیب و غریب و به هم ریختن تحلیل خواهد شد. برای مثال رشد بی سابقه تورم موجب خواهد شد تا در تحلیل ما مشکلاتی ایجاد شود. (3)

تحلیل تکنیکال به چه معناست؟

تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی یک روش بسیار جالب برای پیش بینی کردن نوسانات و رفتار احتمالی نمودار است. این روش استثنایی بر اساس نوسانات قیمت دوره های گذشته، حجم معاملات انجام شده روی یک سهم کار خودش را انجام می دهد.تحلیل تکنیکال در تمام بازارهایی که در آن ها معاملات بر اساس عرضه و تقاضاست، کاربرد دارد.

به طور کلی تحلیلگران تکنیکال کاری به ارزش ذاتی شرکت ها ندارند و بر اساس نمودارهای قیمت رفتار آتی نمودار قیمت سهام را پیش بینی می کند. سه اصل مهم در این تحلیل عبارتند از:

همه اطلاعات مهم از نمودار قیمت به دست می آید.

نمودار قیمت طبق یک روند خاص حرکت می کند.

تاریخ در بازار سهام تکرار می شود. (4)

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال با توجه به ویژگی های خاص خودش دارای مزایا و معایبی است که در ادامه به چند مورد از آن ها اشاره خواهیم کرد . بهتر است از مزایای این تحلیل آغاز کنیم :

مزایای تحلیل تکنیکال

این تحلیل به طرز خاصی به تمرکز روی حجم عرضه و تقاضا تاکید می کند. بسیاری از تحلیل گران معتقدند که عرضه و تقاضا خرید و فروش یک سهم تحلیل تکنیکال و بنیادی چیست؟ را در بازار، بالا و پایین می برند. به همین دلیل است که تحلیل تکنیکال می تواند اطلاعات دقیقی را به شما بدهد.

با کمک تحلیل تکنیکال شما می توانید زمان مناسب برای ورود به بازار و یا خروج از بازار را به دست بیاورید .

این تحلیل زمان زیادی را از سرمایه گذار برای تصمیم گیری نمی گیرد و این یک نکته بسیار اساسی است.

سادگی انجام و بدون دردسر بودن پیاده سازی این تحلیل هم از نکات ویژه و بسیار مثبت آن است. (5)

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

البته نباید از معایب تحلیل تکنیکال نیز به سادگی عبور کرد، در ادامه مطلب به بررسی چند مورد از آن ها خواهیم پرداخت:

استفاده از ابزار مختلف برای انجام تحلیل روی نمودار و بررسی منابع خبری متفاوت باعث می شود تا شما به سیگنال های متفاوتی برای خرید و فروش یک سهم برسید. همین مورد تا حدودی شما را سردرگم خواهد کرد .

در صورت استفاده از تحلیل های تکنیکال، باید ریسک نادیده گرفتن فاکتورهای تحلیل بنیادی و متعاقباً دید بلندمدت درمورد سهام را به جان بخرید. از طرفی با پیش رفتن در محور زمان «یعنی در دراز مدت»، ریسک بی توجهی به فاکتورهای بنیادی بالاتر هم می رود. (5) و (6)

مقایسه تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و بررسی تفاوت های آن ها

بررسی تفاوت های میان تحلیل های بنیادی و تکنیکال

به طور کلی می توان گفت که تحلیل بنیادی بر اساس ارزش ذاتی یک شرکت، آینده را برای آن محاسبه می کند، این در حالی است که تحلیل تکنیکال بر اساس نمودار قیمت و افت و خیزها نوسانات اخیر ارزش سهم، آینده ی آن را محاسبه می کند. این بدین معنی است که اصول و پایه این دو تحلیل با هم متفاوت هستند، متعاقباً بازه زمانی کاربرد آن ها نیز با هم تفاوت خواهد داشت.

از تحلیل بنیادی فقط در بازه زمانی بلند مدت استفاده می شود، این در حالی است که است تحلیل تکنیکال در بازه زمانی کوتاه و میان مدت استفاده می شود که باعث شده است تا کاربرد آن ها نیز متفاوت باشد. نباید این نکته را فراموش کنیم که منابع و اطلاعات برای انجام این دو تحلیل هم با هم متفاوت هستند.

از نظر نگاه هم می توان گفت که تحلیل تکنیکال فقط به گذشته نگاه می کند، اما تحلیل بنیادی علاوه بر گذشته به آینده نیز نگاه می کند. در آخر و برای جمع بندی می توان گفت که تحلیل تکنیکال برای معامله گران خوب است و تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاران. (7) و (8)

نتیجه گیری و جمع بندی

هیچ پرنده ای با یک بال می تواند پرواز کند. با اندکی مطالعه می توان به سادگی دریافت که هر دو تحلیل ارزش و کارایی خاص خودشان را دارند و در واقع این شما هستید که با نگرشتان مشخص می کنید که کدام روش برای شما بهتر جواب خواهد داد. اما بسیاری از سرمایه گذاران و معامله گران به شما پیشنهاد می کنند که از هر دو تحلیل برای سرمایه گذاری و انتخاب سهم مناسب استفاده کنید.

البته نباید فراموش کنید که نوع نگاه شما به یک تحلیل نباید به هیچ وجه متعصبانه و از روی احساسات باشد، چرا که در این صورت شکست شما در استفاده درست از تحلیل به زودی از راه خواهد رسید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا